درخشان: بازیکنان فعلی در حد پرسپولیس نیستند
حمید درخشان در گفتوگویی تند از عملکرد مدیریت باشگاه پرسپولیس انتقاد کرد و گفت بسیاری از بازیکنان فعلی سرخها در حد این تیم نیستند.
به گزارش هفت ورزشی، شکست پرسپولیس مقابل چادرملو در تورنمنت تعیین سهمیه آسیایی، نهتنها این تیم را از رسیدن به لیگ نخبگان بازداشت، بلکه موجی از انتقادها نسبت به عملکرد مدیران، کادر فنی و بازیکنان سرخپوش را به دنبال داشت. تیمی که ماهها برای برگزاری این تورنمنت تلاش کرده بود، در نخستین گام مقابل حریفی که تنها دو جلسه تمرین کرده بود، شکست خورد تا بحران در باشگاه عمیقتر شود.
حمید درخشان، پیشکسوت و سرمربی سابق پرسپولیس، در گفتوگویی از نحوه برگزاری این تورنمنت، مدیریت باشگاه، سیاستهای نقلوانتقالاتی و مذاکره همزمان با سرمربی جدید انتقاد کرد و صحبتهایی هم درباره آینده نیمکت پرسپولیس و روند جوانگرایی داست. او معتقد است بخش زیادی از مشکلات امروز پرسپولیس، حاصل تصمیمهای اشتباه مدیران در ماههای گذشته است.
این گفتگو را در ادامه میخوانید:
* بعد از ماهها اصرار برای برگزاری تورنمنت سه جانبه، در نهایت پرسپولیس در بازی برابر چادرملو شکست خورد. این مسابقه را چطور ارزیابی میکنید؟
با صحبتهایی که پرسپولیس انجام داد و نامهنگاریهایی که صورت گرفت، ما فکر میکردیم این تیم ۴-۵ گل میزند و با اقتدار به بازی بعدی و سپس جام باشگاههای آسیا میرود، اما دیدیم شرایط تیم طوری است که یک تیم محلی هم بهتر از اینها بازی میکند. من اصلا این تیم را پرسپولیس ندیدم که بخواهم دربارهاش صحبت کنم. با احترامی که برای چادرملو قائلم اما این تیم فقط با دو جلسه تمرین این نتیجه را رقم زد و ما را برد. این باخت با این وضعیت خیلی بد است و متاسفانه اگر نمیگفتند این تیم پرسپولیس است، من اصلا باور نمیکردم و میگفتم یک تیم دیگر در زمین حضور دارد.
* اساسا شما موافق برگزاری چنین تورنمنتی بودید؟
از نظر من برگزاری تورنمنت به شکل دیگری درست بود، نه به این شکل. شکر دیگر این بود که شش تیم بالای جدول با هم بازی میکردند. نباید به یک بازی اکتفا میکردیم که با از دست دادن یک بازی حذف شویم. باید شش تیم با هم بازی میکردند و با توجه به مجموع امتیازاتی که میگرفتند، سه تیم مشخص میشد. این درست نبود که دو تیم را بفرستید و برای سه تیم دیگر یک بازی بگذارید. در این تورنمنت پرسپولیس با یک بازی باخت و گلگهر در ضربات پنالتی شکست خورد. در یک بازی نمیتوان شانس چندانی داشت. هشت هفته از دور برگشت لیگ باقی مانده بود و در این هشت هفته ممکن بود خیلی اتفاقات رخ بدهد؛ ممکن بود شما دو بازی را مساوی کنی، یک بازی را ببازی اما بقیه بازیها را ببری اما در یک بازی شانس داری که آن هم به ضربات پنالتی میکشد و حذف میشوی. برگزاری این تورنمنت سه جانبه نه منطقی بود، نه عاقلانه بود و نه حسابشده. فقط میخواستند یک کاری کرده باشند. اگر قرار بود حق را به حقدار بدهند، باشد شش تیم با هم بازی میکردند تا قهرمان و نایب قهرمان و سوم مشخص شود. در این صورت نه حرف و حدیثی بود و نه کسی گلایهای میکرد اما متاسفانه باز هم نگاه ما سلیقهای و رابطهای شد و باز هم پارتی بازی صورت گرفت. فوتبال ما پر از رانتهای غلط و رابطههای نادرست شده که همین هم باعث لطمه خوردن به فوتبال کشور میشود.
* فکر میکنید چه عواملی باعث شد که پرسپولیس با هفده جلسه تمرین برابر تیمی که تنها دو جلسه تمرین داشت، شکست بخورد؟
به نظرم عوامل مختلفی دست به دست هم دادند، مثل بیتعصبی و بیتفاوتی. خیلی از این بازیکنان در حد و حدود پرسپولیس نیستند که ما راجع به آنها حرف بزنیم. در وهله اول، انتخاب این بازیکنان و قرارداد بستن با این بازیکنان یک اشتباه بسیار بزرگ بود. در واقع زمانی که میخواستند تیم را ببندند، انتخابهایشان، انتخابهای غلطی برای پرسپولیس بوده است. این هم از کادرفنیای نشات میگیرد که اینها را پیشنهاد کرده و مدیرعاملی که با اینها قرارداد امضا کرده است. افرادی از جمله خود آقای حدادی و بقیه کسانی که در این کادرفنی بودند و نظر دادند تا این بازیکنان جذب شدند، اشتباه بزرگی انجام دادند. الان تبعات همان اشتباه بزرگ را میبینند و فریاد میزنند که آن بازیکن بیاید قراردادش را فسخ کند و برود. شما زمانی که انتخاب میکردید، چرا اینها را انتخاب کردید که حالا این صحبتها را مطرح کنید؟ اینها در حدی بودند که برای تیم پرسپولیس انتخاب شوند؟ اگر بودند که حرفی نیست.
اگر نبودند، چرا شما انتخاب کردید؟ چرا الان میگویید بیایند فسخ کنند؟ پس اشتباه در وهله اول از شما بوده که چنین بازیکنانی را بدون تدبیر و بررسی و آگاهی فنی برای باشگاه پرسپولیس جذب کردید و با آنها قرارداد بستید و حالا از آنها توقع دارید معجزه کنند. ظرفیت اینها همینقدر بوده و به همین اندازه هم میتوانستند بازی کنند. بعضی از آنها به درد تیمهای دسته دو هم نمیخورند که شما انتخابشان کردید. پس اشتباه اول از شما بوده و شما باعث شدید اینها قرارداد ببندند و حالا میگویید اینها چرا اینطور بازی کردند. شما باید انتخابتان قویتر میبود و با چشمان بازتر و نگاه بهتر عمل میکردید تا گزینههای خوبی برای تیم پرسپولیس انتخاب کنید. وقتی شما گزینههای خوبی انتخاب نکردید، حالا باید جوابگو باشید که چرا بازیکنان در شرایط خوبی نبودند و کیفیت خوبی نداشتند و انتظارتان هم نباید بیشتر از این باشد. اینها همین هستند و کیفیتشان همین است.
* نظر شما درباره صحبتهای مدیرعامل باشگاه علیه بازیکنان چه بود؟
به نظرم این کار درست نبود و ایشان نباید چنین صحبتهایی را در رسانه انجام میداد. اگر میخواست تغییر یا تنبیهی یا جریمهای انجام بدهد، باید بی سروصدا انجام میداد و احتیاج نبود در رسانهها مطرح کند و جار بزند، چون این اتفاق، تبعات دیگری دارد و آن تبعات گریبانگیر خود باشگاه میشود و ضررش را هم خود باشگاه میبیند. به همین خاطر من اعتقاد داشتم این کار میتوانست بی سروصدا و با درایت انجام شود. وقتی اینطور میشود، شرایط خیلی تغییر میکند؛ حرمت بازیکن شکسته میشود و اتفاقات دیگری رخ میدهد که غیرقابل تحمل میشود.
* در حال حاضر فشار زیادی روی بازیکنان باتجربه پرسپولیس وجود دارد و برخی معتقدند زمان جدایی آنها رسیده است. در این باره چه نظری دارید؟
در تمام دنیا، این تغییر و تحولات انجام میشود. این بازیکنان که بالاتر از رونالدو و مسی نیستند؛ هر کسی یک سقف و زمانی دارد. اگر اینطور نبود، ما هم میماندیم و حالا حالاها بازی میکردیم. باید بپذیرند که فوتبال مال جوانترها است و باید فرصت را به جوانترها بدهند؛ البته جوانهای بالیاقت و بااستعداد که بتوانند جای این باتجربههایی که سالها زحمت کشیدهاند، بگیرند و ادامه بدهند. ماندن این بازیکنان هم خیلی نمیتواند به پرسپولیس کمک کند. باید خودشان زودتر این را متوجه شوند و جایشان را به جوانهای خوب و ارزشمند بدهند تا بتوانند پیراهن باشگاه به این بزرگی را بپوشند. ما متاسفانه در این چندین سال، حرمت این پیراهن را پایین آوردهایم که این به نظرم اتفاق قشنگی نیست.
* پرسپولیس در آستانه بازی با چادرملو شروع به مذاکره با دراگان اسکوچیچ کرد. به نظر شما این موضوع چه تاثیری روی تیم داشت؟
این هم نتیجه عدم مدیریت درست است. یک مدیریت قوی هیچوقت این کار را نمیکند. اگر شما میخواهید با شخص دیگری برای فصل آینده مذاکره کنید هم اصلا نباید مطرح میکردید. کارتان را انجام میدادید و صبر میکردید تا تکلیف جام باشگاههای آسیا مشخص شود و پس از آن میگفتید آقای اوسمار، ما از اینجا به بعد نمیتوانیم با شما همکاری کنیم. نه اینکه اوسمار سر تمرین تیم باشد و شما بروید با یک نفر دیگر مذاکره کنید. مسلما در این شرایط مربی هم رغبت نمیکند که بازی را کنترل کند و کارش را ادامه بدهد. این کار هم غلط بود و باز هم لطمه آن را خود پرسپولیس خورد. دقیقا همین کار را با وحید هاشمیان هم کردند و در حضور ایشان با اوسمار مذاکره کردند و توافق شد اما اوسمار هم گلی به سر ما نزد. پرسپولیس حتی در بدترین شرایط و با هیچ مربیای شش بازی متوالی نباخته بود.
* درباره انتخاب سرمربی جدید پرسپولیس چه نظری دارید؟
من نمیدانم چرا در فوتبال این مملکت توجه نمیکنند که آزموده یا آزمودن خطاست. ما مدام به سراغ کسانی میرویم که آزمایش خود را پس دادهاند. کمی جلوتر بروید و یک مربی بهتر با تفکر بهتر انتخاب کنید. مربیهای ایرانی که بیچاره هستند و هر چقدر هم موفق باشند، کسی سراغشان نمیرود و حتی اجازه هم نمیدهند که موفق شود اما برای مربی خارجی همه بسیج میشود. یک مربی خارجی پنج بازی یا نیمفصل را میبرد و تبدیل به بت میشود و وقتی از این مملکت میرود، مدام دنبال این هستیم که او را برگردانیم اما وقتی برمیگردانیم، هیچ چیزی تغییر نمیکند. چرا این تصمیمات کارشناسی شده نیست؟ مدام ایجنتها را میآورند و قرارداد میبندند و کلی پول میدهند و هیچ اتفاقی نمیفتد. به جز یکی دوتا از مربیان باشگاهی، بقیه مربیان خارجی که به ایران آمدهاند، هیچ تاثیرگذاری برای فوتبال ایران نداشتهاند. استانکو خیلی تاثیرگذار بود، قبل از او هم رایکوف بود. به جز این دو نفر، خیلی کم بودند مربیانی که در فوتبال ما تاثیر گذاشتهاند.
* از برانکو اسم نبردید.
برای برانکو شرایط را درست کردند و برای او بازیکن خوب گرفتند. حتی تا قبل از درگذشت مرحوم هادی نوروزی قصد داشتند هفته بعد، آقای برانکو را به خاطر نتایج ضعیف برکنار کنند اما بعد از آن، بچهها همقسم شدند و دست آقای برانکو را هم پر کردند. همان تیم دست ما بود و به جام باشگاهها رفتیم و ۹ امتیاز گرفتیم و تیم را تحویل آقای برانکو دادیم و آقای برانکو هم آمد و هر چه بازیکن خوب بود برایش خریدند و موفق شد. این کار آقای برانکو بود که لطف کردند و زحمت کشیدند و ایشان هم به پرسپولیس کمک کردند. بقیه هم حاصلی برای فوتبال ما از نظر فنی نداشتند. کسی هم مثل کیروش آمد که فوتبال دفاعی را به همه یاد داد و گفت بروید یازده نفری و اتوبوسی دفاع کنید و در نهایت یک کرنری میزنید یا خطایی میگیرید و ما گل میزنیم. این هم چیزی بود که آقای کیروش در ده سال به فوتبال ما داد و قربانش بروم رفت. بعد از آن هم هر جا رفت موفقیتی حاصل شد و این هم از جام جهانیاش است.
* شاید در ابتدا اینطور بود اما در ادامه پرسپولیس با پنجره بسته و با کمبود بازیکن تا فینال آسیا هم رفت.
اشتباه نکنید. تیم برانکو دست نخورده ماند و تغییراتی به وجود نیاورد. وقتی شما دو فصل با یک تیم پیش میروید، آن تیم افکار شما را میداند و میداند با افکار شما چطور بازی کند. برانکو با ۱۳-۱۴ بازیکن ادامه میداد اما شاکله تیمش حفظ شده بود. وقتی تیمی خوب بازی میکند، شما ۵۰ مهره هم بخرید باید روی نیمکت بگذارید، چون تیم استخوانبندی خوبی دارد و همدیگر را در زمین خوب پیدا میکنند. هیچ مربی عاقلی به چنین تیمی دست نمیزند. زمانی میلان در دوره آنچلوتی ریوالدو را خرید؛ او بهترین بازیکن در بارسلونا بود اما آنچلوتی او را روی نیمکت گذاشت. چرا؟ چون بازی بدی بود؟ نه، بازیکن خوبی بود اما به ترکیب و سیستم کاری آنچلوتی در تیمش نمیخورد. آقای آنچلوتی به استخوانبندی تیمش که لیورپول در جام باشگاههای اروپا برده بود دست نزد و از آن بازیکن استفاده نکرد. او نمیخواست به ترکیب تیمی که خوب بازی میکند دست بزند. در دوره آقای برانکو هم همینطور بود و همه آن بازیکنان با هم جفت و جور شدند؛ از محسن مسلمان و طارمی گرفته تا سایر بازیکنان. عقل سلیم نمیگفت این بازیکنان را جابجا کنی.
* در واقع فکر میکنید اگر پنجره باز هم برانکو با همین بازیکنان پیش بازی میکرد؟
دقیقا. هیچ مربی عاقل و باسواد و دانایی در تیمی که میبرد و زیبا بازی میکند و شکل گرفته است را تغییر نمیداد. در واقع اصل کار، جا افتادن نفرات یک تیم در کنار هم است. بیشتر تیمهایی که موفق میشوند، این حسن را دارند که استخوانبندی و اسکلتی را که شکل گرفته، تغییر نمیدهند و موفقیتشان هم روی همین موضوع شکل میگیرد. همین امسال آرسنال را دیدید که تغییر چندانی نداشت اما قهرمان شد.
* شما اسکوچیچ را هم مربی موفقی در فوتبال ایران نمیدانید؟
دوره حضور ایشان در تیم ملی که داستانها و حرف و حدیثهایی داشته که ما به آن ورود نمیکنم. پس از آن هم به تراکتور رفت و دستش هم درد نکند که این تیم را قهرمان کرد. اما باید توجه کنیم تراکتور ابزار خوبی برای او فراهم کرد و بازیکنان خوبی برایش خریدند و او هم از داشتههایش خوب استفاده کرد. نکته مهم اینکه او در شرایطی به موفقیت رسید که پرسپولیس و استقلال در بحران بدی بودند و وضعیت خوبی نداشتند؛ در استقلال دعوا بود و مدیرعامل نداشت و پرسپولیس هم با بی پولی و داستانهای دیگری مواجه بود. اینها باعث شد تراکتور ثبات پیدا کند و بازیکنان خوبی بخرد و در نهایت هم موفقیت حاصل شد. البته ما انتظار داریم وقتی تیمی مربی خارجی میآورد، در جام باشگاهها موفق عمل کند، نه در داخل. در مسابقات داخلی که هر تیمی بازیکنان خوبی داشته باشد، نیاز به مربی ندارد و بازیکنان کار را در میآورند. وقتی به خارج از ایران میروید نیاز به تفکر فنی و استراتژی و طرح و برنامه دارید که چطور بازی کنید. مربی خارجی آنجا باید کمک کند، وگرنه مربیان داخلیمان رفتهاند و همانجایی که این مربیان خارجی اوت شدهاند، کنار رفتهاند.
* شما ترجیح میدهید یک سرمربی داخلی برای پرسپولیس انتخاب شود؟
ما فقط میخواهیم هر کسی انتخاب میشود، از نظر فنی به فوتبال ما کمک کند. این مهم است، وگرنه با دلخوش کردن ما، فوتبال ما تغییر نمیکند. در نهایت فوتبال ما به جام جهانی نمیرود که به رتبههای بالا برسد. پس ما باید کسانی را بیاوریم که به فوتبالمان کمک کنند.
* شما همیشه از عدم اعتماد به مربیان داخلی گلایه داشتهاید.
متاسفانه ما یک بیماری گرفتیم و آن هم این است که میخواهیم مربی داخلی را قطع و قمع کنیم. دنبال این هستیم که مربی خارجی بیاید. بدترین مربی خارجی هم که بیاید عزت و احترام میگذارند. ما خارجی پرست هستیم و به خارجی بهترین پوئنها را میدهیم. دلیلش هم کاملا واضح است.
* درباره نحوه پوستاندازی و ورود بازیکنان جوان به پرسپولیس چه نظری دارید؟ آقای محسن خلیلی اعتقاد دارند این اتفاق باید به مرور و در سه پنجره نقلوانتقالاتی رخ بدهد.
من هم موافقم که این اتفاق در سه پنجره رخ بدهد اما شما باید در هر پنجره بازیکنان خوبی پیدا کنید. من خودم یادم هست بازیکن ملی بودم که به پرسپولیس آمدم اما یک سال روی نیمکت نشستم تا یک فرصت پیدا کنم و بتوانم خودم را جایگزین کنم. متاسفانه الان بازیکنانی به پرسپولیس میآیند و سه بازی میکنند و پس از آن یک ادعایی میکند که این را میخواهم. دلالها هم یاد گرفتهاند بازیکن را به روسیه میبرند که فوتبالش هم فشلتر از ماست؛ سپس او را برمیگردانند و میگویند این بازیکن لژیونر است. به همین ترتیب استقلال رفت یک میلیون دلار پول رضایتنامه داد و بازیکن را برگرداند اما آبی از آب تکان نخورد و فقط باشگاه دچار زیان شد. بستن تیم یک هنر بزرگ است و شاید سختتر از هر کاری در سرمربیگری باشد؛ فاکتورهایی دارد که باید لحاظ کنید و بعد انتخاب کنید تا بتوانید از او بهرهبرداری کنید. جوان زیاد است اما بازیکن جوان باید در سطح باشگاه بزرگ باشد، کیفیت مطلوب داشته باشد، از وضعیت جسمانی، رفتار و کردار و تغذیه خوبی برخوردار باشد؛ اینها فاکتورهایی برای بزرگ شدن است. هر کسی که فوتبال بازی میکند که نمیتواند در تیم بزرگ بازی کند. بازی در تیم بزرگ شرایط خودش را دارد. تمام اینها باید کارشناسی شود. باید آدمهای فنی حضور داشته باشند و کمک کنند. شما باید دست روی آدمهای فنی بگذارید؛ همان آدمهای فنی در آینده تبدیل به سرمایه باشگاه میشوند، چون میتوانید از همه آدمهایی که انتخاب میکنند، بهرهبرداری خوبی کنید. منتها در فوتبال ما کسی دنبال این آدمها نیست و خودشان هر کسی را میخواهند میآورند و بعدا میبینند این بازیکن آن کسی که میخواستند نبوده است.
* و صحبت پایانی؟
امیدوارم که حرفهای ما مورد توجه قرار بگیرد و با بولدوزر از روی آن رد نشوند. گوشه آن را نگاه کنند و از هر جایی به دردشان خورد، استفاده کنند. گرچه فکر میکنم اگر قرار به استفاده بود، تا الان کرده بودند و فوتبالمان هم به این وضع نمیفتاد. ولی امیدوارم گوش شنوایی باشد.
منبع: ورزش سه