آقای فردوسیپور، فوتبال را «میلی» نکنید
محمدحسین لواسانی یادداشتی جالب را برای انتشار به هفت ورزشی سپرده است. حتما بخوانید...
به گزارش هفت ورزشی، محمد حسین لواسانی نوشت؛ واژگان یا اصطلاحات رایجی چون دگم، متعصب یا مطلقگرا، تنها مختص به پهنه سیاسی یا مذهبی نیست، چهآنکه یک نفر در عرصههای هنر و حتی ورزش هم میتواند یکی از این برچسبها را سنجاق باور یا رفتارش کند و به آن صورت بیرونی ببخشد؛ حال اگر پیآمد یا هدف مستتر در آن، منفعت شخصی و گروهی یا عقدهگشایی و عناد فردی نباشد، بدین معنا که با دیده اغماض و مثبتترین نگاه، رفتار یادشده را صرفا بروزی از باور و عقیده مطلقگرای آن شخص بدانیم، به حتم و در منصفانهترین حالت، چیزی از جنس «خیاتت به حقیقت» و «وهنِ فهم» مخاطب یا «جهتدهی» آلوده به حب و بغض به اذهان، حاصل آن خواهد بود.
حال با در نظر گرفتن شرایط، بضاعت و بخت تیم ملی فوتبال در تازهترین آوردگاه جام جهانی و میزان هجمههای بیرون از گود و خارج از انصاف به آن که فردوسیپور ایفاگر رُل اصلی آن است، ارزیابی و کارشناسی این مجریـروزنامهنگار باسواد که در مواجهه با تیم فعلی بر سواد قلب خود نیز افزوده است را نه در حلقه منفعتطلبی که باید در چنبره مطلقگرایی یا پافشاری بر باوری ناصواب قرار داد.
جدیترین مشکل عادل! فردوسیپور در مواجهه با تیم سرمربی فعلی تیم ملی، بعد از خود امیر قلعهنویی، «مطلقگرایی»ست. کسی که در دنیای سیاست و گستره اجتماعی، ژست آزادیخواهی و آزادگی میگیرد، اما در جهان فوتبال، با نادیده گرفتن واقعیتها بر کوس «مطلقگرایی» و زاویه شخصی خود با دیگری میدمد.
به راستی چگونه است که فردی چون عادل! فردوسیپور در عوالم اجتماعی میتواند داعیهدار حریت باشد، یا دست کم ژست آن را بگیرد، اما در جهان فوتبال، در چارچوب افکار مطلقه خود پرسه بزند؟ پاسخ به چنین پرسشی چندان سخت نیست، چهآنکه در دومی هم لابی و سرمایه دارد، و هم تریبون و قدرت؛ و در اولی هیچیک. حال کیست که نداند، تنها همنشینی یکی از این دو نیز برای دگم، ایدئولوژیک یا حتی دیکتاتور شدن هم کافیست.
آقای فردوسیپور! ای کاش حقیقت را بیشتر از دستوپا زدن در حوضچه باورهایتان دوست میداشتید، چرا که اگر سیمای کشور با نشان دادن دربهای خروج به امثال شما، چنین رسانهای را میلی کرد، شما با تمایلات شخصیتان، فوتبال ایران را.