دعوت مغانلو به تیم ملی درست نبود...
سیدصالحی: تغییر نسل در فوتبال ایران ممکن نیست!
سیدمهدی سیدصالحی در گفتوگو با هفت ورزشی به بررسی عملکرد تیم ملی، چالشهای امیر قلعهنویی و وضعیت بازیکنان حاضر در این تیم پرداخت...
سیدمهدی سیدصالحی، مهاجم پیشین فوتبال ایران، در گفتوگویی مفصل با هفت ورزشی، به بررسی دلایل افت فوتبال ایران، چالشهای پیشروی کادر فنی، عملکرد امیر قلعهنویی، انتقادها از مهدی طارمی و شهریار مغانلو، موضوع تغییر نسل در تیم ملی و همچنین دعوت دنیس درگاهی پرداخت.
مهاجم سابق استقلال و پرسولیس معتقد است که مشکل اصلی فوتبال ایران به کمبود بازیکنسازی و ضعف زیرساختها بازمیگردد و تاکید میکند تا زمانی که این مشکلات برطرف نشود، تغییر نسل در تیم ملی کار آسانی نخواهد بود...
به نظر شما ایراد اصلی کار کجا بود و چرا تیم ملی به مرحله حذفی صعود نکرد؟
به نظر من اتفاقاتی که برای تیم ملی کشورمان افتاد، ریشههای مختلفی داشت. یکی از مهمترین مسائل این بود که لیگ ما دچار افت شد و بازیکنان برای مدتی شرایط طبیعی و منظم مسابقه را نداشتند. از طرف دیگر، باید توجه کنیم که تیم ملی نماینده کشورمان در سطح بینالمللی است و طبیعی است که انتظارها از آن بالا باشد.
به اعتقاد من، یکی از ایرادهای اساسی فوتبال ما، تفکری بود که در سالهای گذشته در فوتبال ملی وجود داشت. ما در زمینه بازیکنسازی موفق عمل نکردیم و نتوانستیم نسل جدیدی از بازیکنان را پرورش دهیم. همین موضوع باعث شد که مجبور باشیم دوباره از همان بازیکنانی استفاده کنیم که تجربه حضور در دو یا سه دوره مسابقات بزرگ را داشتند.
بعد از آن، قلعهنویی فرصتی پیدا کرد که به دلیل شرایط لیگ و اتفاقاتی که رخ داده بود، بازیکنان بیشتری را به تیم ملی دعوت کند و به جوانان بیشتری فرصت بدهد. اما واقعیت این است که فوتبال ما به جایی رسیده بود که بازیکنی با چهار یا پنج بازی لیگ به تیم ملی دعوت میشد. این خودش نشان میدهد که فوتبال ما از نظر بازیکن باکیفیت دچار کمبود شده بود.
بعد از مسابقاتی که برگزار شد، بازی با نیوزیلند نقطه مهمی برای تیم ملی بود. بازی اول اهمیت بسیار زیادی داشت، چون ما میدانستیم اگر آن مسابقه را با موفقیت پشت سر بگذاریم، برای ادامه مسیر و حتی بازی مقابل نیوزیلند امتیاز لازم را در اختیار خواهیم داشت. اما آن نظم، هماهنگی و هارمونی که مقابل مکزیک و بلژیک دیده بودیم، در اولین بازی برابر نیوزیلند وجود نداشت. به همین دلیل نتوانستیم امتیاز لازم را از آن مسابقه بگیریم.
البته بعد از آن، مقابل مکزیک و بلژیک عملکرد بهتری داشتیم و بازی قابل قبولی ارائه کردیم، اما شانس هم با ما یار نبود و نتوانستیم نتیجه لازم را کسب کنیم.
انتقادهایی هم درباره میانگین سنی بالای تیم ملی مطرح میشود. این موضوع را قبول دارید؟
ببینید، هر مربی دیگری هم بود، شرایط متفاوتی نمیتوانست ایجاد کند. ما از بازی دوم و سوم ساختار تیممان بهتر شد و از نظر تاکتیکی شرایط مطلوبتری پیدا کردیم، اما باید واقعبین باشیم.
بازیکنانی که قلعهنویی به میدان فرستاد، همان بازیکنانی بودند که دو، سه یا حتی چهار دوره حضور در جامهای جهانی را در کارنامه داشتند. دلیلش هم این است که ما بازیکن جایگزین مناسب نداشتیم تا بتوانیم نسل را تغییر دهیم.
تیم ملی امید، تیم ملی جوانان و ردههای پایه ما زیرساختهای مناسبی ندارند. وقتی زیرساختها درست نباشد، طبیعی است که جایگزین مناسبی هم برای بازیکنان فعلی نداشته باشیم. در چنین شرایطی، قلعهنویی چگونه میتواند به راحتی نسل تیم را تغییر دهد؟
بهخصوص در مسابقات مهم، شما به بازیکنان باتجربه نیاز دارید؛ بازیکنانی که بتوانند فشار مسابقات را تحمل کنند و از نظر ذهنی آمادگی لازم را داشته باشند.
به نظر من، در دو بازی مقابل بلژیک و نیوزیلند، از خط دروازه گرفته تا خط دفاعی عملکرد قابل قبولی داشتیم، اما در خط حمله خلأ حضور یک بازیکن خاص کاملاً احساس میشد.
اگر به سالهای گذشته نگاه کنیم، میبینیم که مهدی طارمی و سردار آزمون مکمل بسیار خوبی برای یکدیگر بودند. این دو نفر به شکلی بازی میکردند که نقاط قوت همدیگر را کامل میکردند. سردار آزمون از زمان حضور در تیم ملی، بهویژه در دوران کیروش، نقش مشخصی در ساختار هجومی تیم داشت و این هماهنگی باعث شده بود که زوج موفقی را تشکیل دهند.
اما این بار نتوانستیم همان هماهنگی را ایجاد کنیم و در نتیجه، عملکرد هجومی تیم هم تحت تأثیر قرار گرفت.
مهدی طارمی هم انتقادهای زیادی را تحمل کرد. عملکرد او را چطور دیدید؟ حتی پنالتیای که از دست داد...
ببینید، بحث پنالتی جداست. او تا امروز پنالتیهای زیادی برای تیم ملی به گل تبدیل کرده و چنین اتفاقی ممکن است برای هر بازیکنی رخ بدهد.
اما اگر کل مسابقات را نگاه کنیم، خلأ حضور زوج مهدی طارمی کاملاً به چشم میآمد. مهدی طارمی در فوتبال باشگاهی خودش بیشتر بهعنوان مهاجمی بازی کرده که از عقب به حمله اضافه میشود و کمتر بهعنوان یک مهاجم نوک کلاسیک بازی کرده است.
همین موضوع باعث شد زمانی که در نوک خط حمله قرار گرفت، بخشی از تواناییهایی که همیشه از عقب به تیم اضافه میکرد، کمتر دیده شود. او تمام تلاشش را انجام داد، اما وقتی نقش متفاوتی بر عهدهاش گذاشته شد، طبیعی بود که بخشی از کیفیت همیشگیاش کاهش پیدا کند.
به نظر من، اگر سردار آزمون کنار مهدی طارمی حضور داشت، شرایط برای طارمی هم متفاوت میشد و شاید عملکرد هجومی تیم شکل دیگری پیدا میکرد.
با توجه به فاصله نسبتاً کم تا جام جهانی، آیا این تغییر نسلی که همه انتظارش را دارند امکانپذیر است؟
ببینید، ما باید تکلیف خودمان را مشخص کنیم؛ یا دنبال نتیجه باشیم یا دنبال تغییر نسل.
اگر هدف فقط نتیجه گرفتن باشد، طبیعتاً باید از همین بازیکنان باتجربه استفاده کنیم.
اما اگر هدف این باشد که ساختار تیم ملی را برای چند سال آینده تغییر دهیم، باید این مسابقات را به چشم بازیهای تدارکاتی ببینیم و فرصت را در اختیار نسل جدید قرار دهیم تا برای جام جهانی آینده یک تیم کاملاً متفاوت ساخته شود.
اما واقعیت فوتبال کشورمان این است که من به این راحتی نمیبینم ابزار لازم برای تغییر نسل در اختیار داشته باشیم. وقتی بازیکن مناسب وجود نداشته باشد، تغییر نسل فقط یک شعار خواهد بود.
اجازه بدهید یک مثال بزنم؛ احسان حاجصفی. احسان از تیم ملی کنار رفت، اما چرا دوباره دعوت شد؟ چون قلعهنویی عملکرد او را در لیگ دید و متوجه شد بازیکنانی که قرار بود جایگزین او شوند، نتوانستهاند آن کیفیت لازم را ارائه کنند. به همین دلیل دوباره او به تیم ملی دعوت شد.
این نشان میدهد که ما یا باید ابزار لازم برای تغییر نسل را داشته باشیم، یا اگر آن ابزار وجود ندارد، باید بپذیریم که نتیجه هم ممکن است قربانی این تغییر شود.
در نهایت، یا باید تصمیم بگیریم برای ساختن نسل آینده مدتی نتیجه نگیریم و تیم را از نو بسازیم، یا اگر نتیجهگرایی اولویت است، ناچاریم همچنان از بازیکنان باتجربه استفاده کنیم.
درباره دعوت دنیس درگاهی هم صحبتهای زیادی مطرح شد. نظر شما چیست؟
واقعیت این است که من شناخت کافی از ایشان ندارم. بهتر است کادر فنی درباره علت دعوت و نحوه استفاده از او توضیح بدهند.
من بازیهای او را ندیدهام و نمیتوانم درباره کیفیت فنیاش اظهار نظر کنم. تا زمانی که عملکرد یک بازیکن را از نزدیک نبینم، درست نیست درباره او قضاوت کنم.
به همین دلیل هم نمیتوانم درباره دنیس درگاهی نظر فنی بدهم.
شهریار مغانلو چطور بود؟
متاسفانه باید قبول کرد مغانلو در بازی های باشگاهی و ملی تفاوت بسیار زیادی دارد و به نظر می رسد از آن انگیزه و تجربه کافی برای درخشش با پیراهن تیم ملی برخوردار نیست. به همین دلیل باید پذیرفت که دعوتش به جام جهانی چندان درست نبود.