سجاد امیدی مربی ایرانی شاغل در آمریکا در آنالیزی که برای بازی ایران مقابل نیوزلند و بلژیک نوشته به نکته های جالبی اشاره کرده است.
به گزارش هفت ورزشی، سجاد امیدی، مربی ایرانی شاغل در آمریکا به بهانه بازی با بلژیک، به آنالیز بازی ایران و نیوزلند پرداخته و سپس سراغ بازی دوم ایران رفته است.
مشکل ایران مقابل نیوزلند فقط نتیجه ۲-۲ نبود؛ مشکل اصلی این بود که ایران بازیای را که باید از نظر شخصیت، کیفیت و مدیریت کنترل میکرد، تبدیل به بازی احساسی و پرریسک کرد.
ایران دو بار مجبور شد به بازی برگردد؛ یعنی از نظر مدیریت مسابقه، ضربه خورد. گزارشها هم تأیید میکنند که ایران دو بار از حریف عقب افتاد و با گل محمد محبی مساوی کرد.
شروع بازی و تمرکز دفاعی ضعیف بود
ایران مقابل تیمی مثل نیوزلند نباید زود فضای اعتماد به نفس بدهد.
وقتی حریف احساس کند میتواند ضربه بزند، بازی از حالت کنترلشده خارج میشود.
گلهای نیوزلند، مخصوصاً دبل Elijah Just، نشان داد که ایران در تشخیص خطر، پوشش پشت مدافعان و کنترل لحظه دوم مشکل داشت.
دفاع کناری و پوشش نیمفضاها مشکل داشت
نیوزلند تیمی نیست که با مالکیت طولانی خفهات کند؛ بیشتر دنبال ارسال، توپ دوم، فرار پشت مدافع و استفاده از اشتباهات است. ایران باید کنارهها و half-space را بهتر میبست. فاصله بین دفاع راست/چپ با دفاع وسط زیاد بود و هافبکها هم همیشه بهموقع برای پوشش برنمیگشتند.
مدیریت بعد از گل مساوی ضعیف بود
وقتی ایران بازی را برمیگرداند یا مساوی میکند، باید ۵ تا ۱۰ دقیقه بازی را بخواباند، مالکیت امن بگیرد، خطاهای هوشمندانه کند و اجازه ندهد ریتم حریف دوباره برگردد. اما ایران بعد از واکنش، دوباره آسیبپذیر شد. این یعنی مشکل فقط تاکتیکی نبود؛ مدیریت روانی بازی هم ضعف داشت.
پرس ایران منظم نبود
یا باید با ۵-۶ نفر هماهنگ پرس کنی یا باید عقبتر بایستی و فضا ندهی. ایران بین این دو حالت گیر کرد. چند بار خط حمله فشار آورد، اما خط هافبک و دفاع بالا نیامدند؛ نتیجهاش فضای بین خطوط شد. نیوزلند از همین فضاها توانست نفس بگیرد و ضدحمله بسازد.
ایران در استفاده از برتری فنی عجله داشت
ایران از نظر تکنیکی و تجربه بینالمللی باید تیم برتر زمین میبود. ولی در فاز حمله، گاهی تصمیمها عجولانه بود: ارسال زود، پاس آخر بدون صبر، شوتهای کمکیفیت، و کمبود حمله ترکیبی از سمت مخالف. مقابل نیوزلند باید با صبر، جابهجایی سریع توپ و حمله به پشت مدافعان، حریف را خسته میکردیم.
توپ دومها و نبردهای فیزیکی خوب کنترل نشد
نیوزلند ذاتاً تیم فیزیکی و مستقیمتری است. اگر توپ اول را هم ببری، توپ دوم مهمتر است.
ایران در بخشی از بازی بعد از دفع اول، صاحب توپ دوم نمیشد و همین باعث میشد فشار دوباره برگردد.
اثر حاشیهها و بینظمیهای قبل از بازی دیده میشد
با توجه به شرایط بیرونی، مشکلات ویزا، فشار روانی و فضای سیاسی اطراف بازی، طبیعی بود تیم از نظر ذهنی صددرصد آرام نباشد. اما در جام جهانی، تیم بزرگ باید همین شرایط را هم مدیریت کند. تساوی ۲-۲ در چنین فضایی قابل درک است، اما از نظر فوتبالی، ایران باید این بازی را میبرد.
ایران مقابل نیوزلند مشکل کیفیت بازیکن نداشت؛ مشکل ساختار، تمرکز و مدیریت لحظات حساس داشت.
اگر همین ضعفها مقابل بلژیک تکرار شود، مخصوصاً فاصله بین خطوط، دفاع کناری و مدیریت بعد از گل، تیم خیلی سنگینتر تنبیه میشود.
بلژیک هنوز اسم بزرگی است اما در بازی با مصر چند ضعف مهم نشان داد. مصر دقیقه ۱۹ با Emam Ashour جلو افتاد و بلژیک فقط با ورود لوکاکو و فشار فیزیکی او توانست بازی را با گلبهخودی مصر مساوی کند
Sky هم نوشته لوکاکو فقط چند ثانیه بعد از ورودش روی گل مساوی اثر گذاشت. یعنی بلژیک برای باز کردن دفاع منظم مصر مشکل داشت.
نقاط ضعف بلژیک که ایران باید هدف بگیرد
اول، پشت فولبکها فضای زیادی میدهند.
وقتی بلژیک مالک توپ است، مدافعان کناریاش بالا میآیند و اگر توپ را در نیمفضا از دست بدهند، پشت دفاعشان باز میشود.
ایران باید دقیقاً همینجا ضربه بزند؛ نه با ضدحملههای عجولانه، بلکه با پاس اول سالم به پشت مدافع کناری.
دوم، سرعت برگشت دفاعیشان مثل گذشته مطمئن نیست. بلژیک هنوز بازیکنان تکنیکی و باتجربه دارد، ولی در انتقال از حمله به دفاع، اگر توپ دوم را ببازی یا پاس اول را درست بزنی، میشود آنها را عقبعقب برد.
سوم، اگر بازی را فیزیکی و مستقیم کنی، خطرناکتر میشوند. ورود لوکاکو مقابل مصر نشان داد بلژیک وقتی گیر میکند، میتواند با توپ بلند، ارسال، قدرت بدنی و فشار داخل محوطه بازی را عوض کند. پس ایران نباید اجازه بدهد بازی تبدیل به جنگ ارسالها و ضربات دوم شود.
چهارم، در مرکز زمین اگر دیبروینه آزاد باشد، ایران تنبیه میشود.
بزرگترین اشتباه این است که ایران فقط عقب بنشیند و به بلژیک زمان پاس بدهد. دیبروینه اگر سرش را بالا بیاورد، با یک پاس مورب یا پاس پشت دفاع، کل ساختار را میشکند. مصر با انضباط بالا بلژیک را متوقف کرد و همین نشان میدهد راه کنترل بلژیک، دفاع منفعل نیست؛ دفاع هوشمند و فشرده است.
رویترز هم در گزارش کلی جام نوشته تیمهایی مثل مصر با نظم تاکتیکی توانستهاند قدرتهای بزرگ را متوقف کنند.
ایران چطور بازی کند؟
بهنظر من بهترین سیستم برای ایران مقابل بلژیک: 1-4-5 در دفاع، تبدیل به ۳-۴-۳ در ضدحمله.
در فاز دفاعی،
ایران باید با پنج نفر خط آخر ببندد اما خیلی عقب ننشیند.
خط دفاع نباید داخل محوطه قفل شود؛ چون آنوقت بلژیک با ارسال، شوت پشت محوطه و توپ دوم خطرناک میشود. فاصله خط دفاع و هافبک باید حداکثر ۲۰ تا ۲۵ متر باشد.
در مرکز زمین، ایران باید روی دیبروینه مارک منطقهای-شخصی بگذارد؛ نه اینکه یک نفر همهجا دنبالش بدود. هرجا دیبروینه وارد نیمفضای راست یا چپ شد، نزدیکترین هافبک باید بدنش را ببندد و اجازه چرخش ندهد.
اصل مهم: دیبروینه نباید رو به دروازه ایران صاحب توپ شود.
در حمله، ایران نباید بیهدف توپ بلند بزند. برنامه باید این باشد: توپگیری، پاس اول به هافبک آزاد، سپس انتقال سریع به کنارهها. بهترین نقطه حمله ایران، پشت مدافعان کناری بلژیک است. وینگرهای ایران باید از بیرون به داخل حرکت کنند و فولبک/ وینگبک پشت آنها را پر کند.
کلید بازی برای ایران:
۱. ۲۰ دقیقه اول گل نخورد.
۲. دیبروینه را از چرخیدن محروم کند.
۳. توپ دومها را ببرد.
۴. ضدحمله را با ۳ نفر تمام نکند؛ حداقل ۴ یا ۵ نفر باید اضافه شوند.
۵. خطاهای بیمورد اطراف محوطه ندهد، چون بلژیک روی ضربات ایستگاهی خطرناک است.
۶. بعد از گل یا موقعیت، بازی را احساسی نکند؛ همان ضعفی که مقابل نیوزلند دیده شد.
پیشنهاد عملی من برای ایران:
ایران باید بازی را با ذهنیت «نباختن» شروع کند، اما با ترس بازی نکند.
مقابل بلژیک اگر فقط دفاع کنیم، دیر یا زود گل میخوریم.
اما اگر فشرده دفاع کنیم، دیبروینه را محدود کنیم، پشت فولبکها را بزنیم و در انتقالها با کیفیت باشیم، بلژیک کاملاً قابل ضربه خوردن است.
فرمول ساده:
دفاع فشرده + بستن دیبروینه + حمله سریع به پشت فولبکها + پرهیز از خطاهای نزدیک محوطه.
نتیجه خوب برای ایران از این بازی میتواند مساوی باشد، ولی اگر ایران از نظر ذهنی شجاع و از نظر تاکتیکی منظم باشد، حتی بردن بلژیک هم غیرممکن نیست.
بدون دیدگاه