منو

دسته‌بندی‌ها
×
شناسه خبر: 151799

جام جهانی در اتاق آنالیز هفت ورزشی؛ انتقال، پاشنه آشیل تیم ملی

جام جهانی در اتاق آنالیز هفت ورزشی؛ انتقال، پاشنه آشیل تیم ملی - جام‌جهانی

امیرحسین شادمان و معین دلاوری قرار است بازی های ایران در جام جهانی 2026 و همچنین نکته های فنی آموزشی این تورنمنت برای مخاطبان هفت ورزشی، آنالیز کنند. کار اول این گروه دو نفره، آنالیز ایران – نیوزلند است.

به گزارش هفت ورزشی، امیرحسین شادمان و معین دلاوری به صورت اختصاصی برای هفت ورزشی اقدام به آنالیز کامل بازی ایران مقابل نیوزلند کرده اند. معین دلاوری مربی فوتبال و عضو کادر فنی نفت آبادان است که در زمینه آنالیز هم تجربه همکاری با تیم های لیگ برتری را دارد.

آنالیز تیم ملی ایران مقابل نیوزلند

تیم ملی فوتبال ایران در اولین دیدار خود مقابل نیوزلند، به تساوی بسنده کرد. این بازی برای تیم ایران صرف نظر از مسائل فنی، به جهت حواشی ایجاد شده از سوی کشور میزبان و نیز دیگر دشواری ها، ابعاد وسیعی از تاثیرات روانی را نیز به همراه داشته است.

ایران برای صعود از دور گروهی مسابقات، می بایست با گذر از حریف نسبتا کم توان خود به کسب پیروزی می رسید؛ چرا که به باور اغلب کارشناسان شانس کسب امتیاز مقابل بلژیک و مصر تا حدی زیادی محتمل نیست. حال با کسب این تساوی و نیز تساوی دیدار مصر-بلژیک، صعود ایران وابستگی زیادی به کسب امتیاز مقابل مصر دارد چرا که روی کاغذ پیروزی ایران در تقابل با بلژیک تا حد زیادی دور از انتظار به نظر می رسد.

برای بررسی نقاط ضعف و قوت تیم، صرف نظر از هرگونه عوامل دخیل دیگر، به تحلیل تیم ملی فوتبال ایران، در فازهای مختلف بازی خواهیم پرداخت.

4-2-3-1 و همان همیشگی!

تیم ایران، مثل همیشه بازی را با آرایش پایه 1-3-2-4 آغاز کرد. این آرایش از سال 2022 و قبل از جام ملت های 2023 توسط کادر فنی برای تیم انتخاب شد و تا کنون مگر در شرایطی خاص، دستخوش تغییرات محسوسی نشده است؛ اگر چه شرح وظایف بازیکنان و نیز آرایش تیم در فازهای مختلف دگرگونی کمی داشته، اما به لحاظ سازگاری بازیکنان و نیز ایجاد یک ذهنیت پایدار، استفاده از یک آرایش پایه بدون تغییر، تصمیمی منطقی به شمار می رود.

دروازه بان: علیرضا بیرانوند؛ شاید تنها برتری اش نسبت به رقبای دیگر، تجربه به مراتب بالاتر و بازی پای خوب باشد. در مقاطعی از فصل گذشته در لیگ برتر ایران، اگر چه پیام نیازمند توانست گوی سبقت را برباید و عملکرد نسبتا بهتری داشته باشد اما همچنان انتخاب اول سرمربی، بیرانوند است.

خط دفاع: در خط دفاعی کمی تزلزل در تصمیم مربی دیده می شود، اما همانند گذشته شاهد زوج شجاع خلیل زاده و حسین کنعانی زادگان نبودیم و علی نعمتی به کنعانی ترجیح داده شده است. شاید این تصمیم برخواسته از، مصدومیت فصل گذشته کنعانی و یا حتی عملکرد تنزل یافته اش باشد؛ اما دست کم، نعمتی نیز شاید انتخاب عجولانه ای برای حضور در این پست می توانست برای تیم باشد.عملکرد خلیل زاده نیز در این دیدار سینوسی بود و به طور کلی، عمق خط دفاع تبدیل به پاشنه آشیل تیم شد.

وضعیت مدافعان کناری تا حدی قابل پیش بینی می توانست باشد؛ میلاد محمدی که مطابق معمول به احسان حاج صفی و رامین رضائیان به صالح حردانی ترجیح داده شده اند.

اگر دوندگی میلاد را از معادلات خارج کنیم، عملکرد او نه در فاز هجومی و نه در فاز دفاعی، چنگی به دل نزد اما با این حال به نظر می رسد قلعه نویی، اعتماد بیشتری برای این پست به او تا دارد تا احسان.

تنها برگ برنده قلعه نویی در این دیدار برای خط دفاعی، اعتماد به رامین رضائیان باتجربه بوده است. رامین توانست با به ثمر رساندن یک گل و یک پاس گل، به برترین بازیکن میدان بدل شود. عملکرد او در فاز دفاعی نیز، تا حد زیادی مطلوب ارزیابی شد و به رغم سن بالا، توانست دوندگی خوبی در بازی داشته باشد.

هافبک ها: زوج همیشگی سعید عزت اللهی و سامان قدوس چندین سال است در تیم قلعه نویی، حضور دارند. سعید به عنوان هافبک دفاعی نگهدارنده پست شماره 6 Holding-Midfielder)) و سامان به عنوان هافبک میانی بازیساز پست شماره 8 (Deep-Lying-Playmaker) محور دوگانه (Double Pivot) خط جلوی مدافعان را تشکیل می دهند اما در برخی شرایط خاص، شرح وظایف هر یک، دچار تغییرات کمی نیز شده است.

اگر ساختاری مثلثی برای هافبک ها قائل شویم، مهدی طارمی در جلوی این دو بازیکن و نزدیک به مهاجمان، به عنوان بازیساز اصلی تیم (پست شماره 10) دیده می شود؛ که به هنگام تغییر آرایش به 4-2-2-2 در کنار مهاجم اصلی تیم حضور دارد.

مهاجمان: تلفیقی از سرعت و قدرت؛ انتخاب وینگرهایی چون آریا یوسفی و محمد محبی به طور مشخص برخواسته از این بود که در صورت امکان بتوانند به واسطه سرعتی که دارند، از فضای پشت مدافعان حریف استفاده کنند؛ اگر چه، تیم موفق به اجرای این برنامه نشد؛ اما این موضوع را باید در نظر داشت که انتخاب یوسفی به جای مهدی قائدی از ابتدای بازی، به دلیل قدرت سرزنی وینگرها نیز بوده است؛ برنامه ای که توسط محبی روی گل تیم اجرایی شد.

پس از عدم حضور سردار آزمون، شهریار مغانلو می توانست معقول ترین گزینه جایگزینی او باشد. این پست به واسطه درخشش سال ها حضور سردار، بار سنگینی را می توانست به مغانلو تحمیل کند اما عملکرد او شاید با تجربه نسبتا کمی که داشت، موثر ارزیابی می شود. حضور یک مهاجم فیزیکی و با توانمندی حفظ توپ روی زمین و هوا، انتخاب درستی از سمت کادر فنی برشمرده می شود. او توانست روی گل اول نیز موثر واقع شود و تا حدی تیم حریف را آزار دهد.

عملکرد نسبتا قابل قبول در فاز حمله

تیم ایران، این بار هم همانند گذشته سنت شکنی نکرد و ساختار بازیسازی اش دستخوش تغییرات آنچنانی نشد. تصویر زیر، ساختار اولیه تیم در فاز یک بازیسازی را نشان می دهد.

در این تصویر، مثلث عزت اللهی، قدوس و طارمی به وضوح مشخص است و بازیکنان آرایش اولیه بازیسازی را به خود گرفته اند. نکته قابل تامل این است که عریض بودن بیش از حد تیم، لزوما به معنای پرس شکنی و بازیسازی موفق منجر نمی شود چرا که ایران عملا در نقاط ارزشمند زمین، بازیکنی ندارد.

برای مثال از نیم فضا سمت راست (فضای آبی رنگ) هیچ بهره درستی برده نشده است، رضائیان و محبی نیز هر دو در جناح راست (عرضی ترین نقطه زمین) حضور دارند و به فرض سالم رسیدن پاس از رضائیان به محبی، عملا اتفاق خاصی در حمله برای تیم نمی افتد؛ چرا که امکان مهار بازیکنان در بی ارزش ترین نقطه زمین برای رقیب محیاست.

سناریو دیگر این است که با نفوذ معکوس مغانلو به نیم فضای راست، امکان دریافت پاس میسر شود اما به دلیل تاخیر در این اقدام، این برنامه هم بی نتیجه می ماند.

تصویر زیر، شکل اصلاح شده ای از وضعیت قبلی است. طارمی با یک نفوذ معکوس برای کمک به بازیسازی تیم، به عقب حرکت کرده؛ قدوس نیز با یک جایگیری مناسب سعی در ایجاد محوری دوگانه با یک زاویه مشخص است. به هنگام بازیسازی، عمدتا محل جایگیری طارمی، نیم فضای چپ و قدوس نیم فضای راست است.

در صحنه فوق، اگر چه تیم از منظر عمقی، بهبود وضعیت داشته، اما همچنان حضور دو بازیکن روی هر جناح، هیچ توجیه درستی ندارد. تیم در ادامه با مشکل پرس شکنی مواجه شده و سپس با پاس بلند توسط علی نعمتی، توپ به حریف واگذار می شود.

در فاز دوم بازیسازی، تیم ساختار 2-2 به خود می گیرد. پیش تر گفته بودیم که سامان قدوس به عنوان بازیساز پست شماره 8 تیم فعالیت می کند؛ اما گاها در فاز دوم بازیسازی، در نقش یک پست شماره 6 بازیساز موسوم به رجیستا (Regista) دیده می شود. به تصویر زیر دقت کنید.

با نفوذ تیم به بالای زمین برای ایجاد برتری عمقی، وینگر راست تیم، یعنی محمد محبی به داخل نفوذ می کند تا جناح سمت راست در اختیار رامین رضائیان قرار گیرد.

در صحنه گل دوم، ساختار فاز حمله تیم، از فاز دوم بازیسازی به فاز سوم و چهارم (تمام کنندگی) به وضوح نمایش داده شده است.

به ویدیو زیر توجه کنید.

همان گونه که ملاحظه کردید، تیم ابتدا با یک هدف مشخص بازیکنان نیوزلند را به یک سمت زمین هدایت می کند. در ادامه، محبی که به داخل نفوذ کرده، در کنار دو مهاجم دیگر، تشکیل یک خط سه نفره هجومی می دهند. حضور میلاد محمدی نیز در جناح چپ سبب می شود تا برتری عددی در جناح ایجاد شده، حریف را سردرگم کند؛ تا سامان بتواند در جناح مخالف، رامین رضائیان که بازیکن اصلی تیم در جناح راست به هنگام فاز سوم بازیسازی است را با یک پاس قطری و تعویض منطقه بازی، صاحب توپ کند. رامین به محض دریافت توپ، ارسال دقیقی به دهانه دروازه انجام می دهد و در نهایت کار به دست محبی تمام می شود.

به طور کلی تیم ملی ایران، در فاز هجومی نسبت به تیم نیوزلند از برتری برخوردار بوده است. نقشه مومنتوم (شاخص گسترده از برتری در فاز حمله) تیم ها به ما نشان می دهد، ایران در هر دو نیمه، سوار بازی بوده و صرف نظر از نتیجه، مجموعا در شاخص های مختلف، تیم برتر میدان بوده است.

این شاخص، مواردی فراتر از شوت به دروازه، امید گل و … را مورد بررسی قرار می دهد.

گراف قرمز رنگ مربوط به تیم ایران است.

برخی دیگر از داده های آماری این بازی، بیانگر نکات جالبی است.

گراف مورد نظر در تصویر بالا، ارتباط پاس دهی بازیکنان با یکدیگر و تعدد آن را نشان می دهد.

همان گونه که مشاهده می شود بیشترین بار هجومی تیم بر روی دوش رامین رضائیان بوده است و به نظر می رسد با توجه به حضور قدوس، محبی و مغانلو، تیم در سمت راست ترکیب پذیری بهتری ایجاد کرده است.

در تعداد پاس های بلندی که به پشت دفاع حریف ارسال شده است، سعید عزت اللهی بیشترین تعداد پاس را برای محبی و مغانلو ارسال کرده و بازیساز پست شماره 8 تیم یعنی قدوس، بیشترین تعداد پاس را برای طارمی فرستاده است.

تصاویر فوق نیز مجددا، ترکیب پذیری خوب تیم ایران از جناح راست خودی و چپ حریف را به تصویر کشیده است. همان گونه که مشاهده می شود بیشترین تعداد شوت به دروازه با نرخ امید گل {مجموع احتمال گل شدن ضرباتی است که به سمت دروازه شلیک می شود} (xG)= 1.5 از همین جناح به سمت دروازه حریف وارد شده است.

نمودار پراکندگی نرخ امید گل دو تیم نیز نشان می دهد، ایران در یک سوم ابتدایی وقت بازی، عملکرد ضعیف تری از منظر هجومی نسبت به حریف داشته اما در دو سوم پایانی، به صورت نسبی، سوار بازی بوده است. هم پوشانی این نمودار با نرخ مومنتوم، این گزاره را تایید می کند.

 

عملکرد سینوسی در انتقال ها

متاسفانه عملکرد تیم امیر قلعه نویی، ثبات مشخصی در انتقال ها ندارد. برای مثال اگر از صحنه برخورد توپ با تیرک دروازه به واسطه شوت مهدی طارمی چشم پوشی کنیم که در حقیقت روی یک انتقال هجومی شکل گرفت و با خلاقیت و حتی کمی خودخواهی او به بار ننشست؛ باید با هم به سراغ گل دوم تیم نیوزلند برویم.

 

همان گونه که مشاهده شد، در ابتدا تیم ایران، با تحت فشار قرار دادن بازیکن حریف در گوشه زمین و انجام یک دفاع دوبل، موفق به بازپس گیری توپ می شود. در ادامه، محبی برای پیشبرد و یا حفظ توپ، دچار تعلل و سردرگمی می شود؛ یعنی اساسا برنامه مشخصی برای حفظ توپ و بازیسازی از عقب زمین و یا انجام ضد حمله توسط تیم دراین صحنه وجود ندارد.

محبی بلافاصله توپ را از دست می دهد. انتقال تدافعی برای ایران درست از همین جا آغاز می شود. عزت اللهی به کنار خط می رود و البته این واکنش، با توجه به شعاع حرکتی قبلی او منطقی است.

در ادامه قدوس برای ایجاد فشار و تاخیر در دفاع، گیج و آشفته به نظر می رسد، در حقیقت نمی داند الان باید به بازیکن صاحب توپ فشار وارد کرده و یا تاخیر ایجاد کند تا مابقی بازیکنان نیز برسند. قدوس در حقیقت هیچ یک را به درستی انجام نمی دهد؛ به بازیکن نزدیک می شود و فشار نمی آورد تا عملا خنثی ترین بازیکن دفاعی تیم شود.

نکته عجیب، فشار میلاد محمدی از عمق است که مشخص نیست دستور مربی و تیمی بوده و یا اشتباه فردی او. محمدی نیز با یک پاس از بازی خارج می شود، قدوس نیز که از ابتدا در بدترین موقعیت و شکل دفاعی قرار دارد به توپ نمی رسد و مهاجم دروازه را باز می کند.

 

وضعیت نگران کننده در فاز دفاع

تیم ایران از ابتدای حضور قلعه نویی، تا حد زیادی در فاز دفاع با چالش های گوناگون همراه بوده است.

به طور کلی به هنگام آنالیز، دو عامل مهم تاثیر گذار هستند: یک، سطح فنی بازیکنان و دیگری تفکرات کادرفنی. در فاز دفاعی، تیم به شکل عجیبی از هر دو عامل تحت فشار است. متاسفانه اختلاف زیادی میان مدافعان و سایر خطوط تیم از نظر فنی به وجود آمده است؛ اما از این موضوع که گذر کنیم، تیم از منظر تاکتیکی نیز ایرادات اساسی دارد.

ایران به طورکلی همانند گذشته، با آرایش پایه 2-4-4 و با ساختار بلوک دفاعی از میانه و یا بالای زمین ظاهر شده است. خبری از پرس نیست اما نکته عجیب ماجرا این است که خبری هم از پوشش فضا در بلوک دفاعی نیست. به ویدیو زیر توجه کنید.

 

این صحنه، گل اول تیم نیوزلند را نشان می دهد. با عقب ماندن وینگرها، آرایش 2-4-4 به 2-2-6 تغییر یافته است. تیم تصمیم گرفته از بالا، بلوک دفاعی را اجرا کند؛ عمق تیم (فاصله اولین مدافع تا آخرین مهاجم) به حدود 50 متر می رسد و اگر فاصله بین این دو واحد، پوشش درستی وجود نداشته باشد، تیم را با مشکلات جدی روبرو می کند. دروازه بان حریف بازی مستقیم را در دستور کار قرار می دهد تا مهاجم را صاحب توپ کند. به محض دریافت، چون مهاجم از سمت مدافعان ایران تحت فشار قرار نگرفته، به راحتی توپ و فضا را تصاحب می کند. نکته قابل توجه دیگر بازگشت محور دو گانه تیم است یعنی عزت اللهی و قدوس است که به کندی رخ می دهد. از طرفی نحوه شیفت شدن مدافعان کناری به خصوص میلاد محمدی مزید بر علت می شود تا نتواند فضای مدنظر را به خوبی پوشش دهد و دروازه ایران باز می شود.

نکته دیگر نحوه عجیب تیم در ساختار بلوک است. تیم ساختار بلوک دارد اما برخی بازیکنان، یک بازیکن دیگر را یارگیری کرده اند و حتی هنگام نفوذ معکوس بازیکن رقیب، بیش از حد او را همراهی می کنند.

برای درک بهتر این موضوع به تصویر زیر توجه کنید.

در تصویر فوق، “جاست”، وینگر چپ نیوزلند، نفوذ معکوس داشته است؛ رامین رضائیان به طور مشخص مدافع یارگیر اوست و او را دست کم تا 20 متر بالاتر از خط دفاعی دنبال می کند. در همین حین، فضایی در پشت سر رضائیان برای بازیکنان نیوزلند ایجاد می شود. حتی با فرض قرار نداشتن بازیکنی در آن فضای حساس، این تصمیم ریسک بالایی به همراه دارد چون مهاجم حریف با کمی تحرک و پویایی می تواند برای هم تیمی هایش فضاسازی کند.

نبود یک ساختار فشرده مطمئن و با فواصل درست نیز، گاها دردسر ساز می شد، برای مثال در تصویر زیر، با یک پاس خط شکن، عملا چند بازیکن تیم، از بازی خارج می شوند چرا که فواصل و زوایای قرار گیری بازیکنان نادرست است و همین امر، مثلث نیوزلند در سمت مخالف را فعال می کند.

جمع بندی

به نظر می رسد پاشنه آشیل تیم ملی، فاز دفاع و انتقال تدافعی باشد و در صورت رویارویی با تیم های بزرگی چون بلژیک، کمی شرایط و نتایج متفاوت خواهد بود. از آن جایی که به نقل از کارشناسان در تورنومنت های این چنینی، گل نخوردن از گل زدن مهم تر است؛ این موضوع، به مثابه یک زنگ خطر جدی برای تیم قلعه نویی با توجه به شرایط کنونی به شمار می رود.

چالش دیگر تیم، بازیسازی از عقب زمین خواهد بود که احتمالا به هنگام پرس شکنی، تیم را آزار خواهد داد.

احتمالا منطقی ترین سناریو اجرایی مقابل بلژیک، استفاده از یک بلوک دفاعی از عقب و یا در حالت خوشبینانه از میانه زمین، با آرایش 2-2-6 و درهنگام باز پس گیری توپ، استفاده از ضد حملات به کمک وینگرهای سرعتی تیم چون یوسفی، محبی، قائدی و حسین زاده خواهد بود.

معضل دیگر تیم این است که اگر بلوک دفاعی از عقب زمین در دستور کار قرار گیرد، وینگرهای تیم به قدری از دروازه حریف فاصله دارند که فرآیند انتقال توپ به وینگرهای سرعتی تیم با مشکل مواجه شود؛ پس فشار اصلی کار، روی دوش دو مهاجم مرکزی خواهد بود. در دفاع نیز، از آن جایی که فاصله رقیب تا دروازه کم می شود فشار روانی، جسمانی و تاکتیکی زیادی رو بازیکنان ایجاد می شود.

اگر بلوک دفاعی از میانه میدان در دستور کار قرار گیرد، با توجه به آرایش خط دفاعی 6 نفره فرآیند آفساید گیری مشکل خواهد بود؛ از طرفی احتمال فرار وینگرهای سرعتی آن ها، همچون دوکو و تروسارد از کناره ها وجود خواهد داشت. از فضای پشت دفاع نیز نباید غافل شد که در این وضعیت، مترصد خطرات زیادی برای تیم خواهد بود.

اگر ایران بتواند در برابر شیاطین سرخ اروپا، بازی درخشانی را صرف نظر از هر نتیجه ای به نمایش بگذارد؛ می تواند به بازی آخر مقابل مصر امیدوار بماند.

امیرحسین شادمان معین دلاوری

speaker مهم‌ترین اخبار


اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

گل اول نیوزلند به مصر توسط سورمان - جام‌جهانی
گل اول نیوزلند به مصر توسط سورمان