علی لطیفی، پیشکسوت فوتبال ایران، درمورد عملکرد تیم ملی مقابل نیوزلند صحبت کرد…
به گزارش هفت ورزشی، تیم ملی در دیدار برابر نیوزیلند به تساوی ۲–۲ رسید؛ نتیجهای که شاید از نظر عددی قابل قبول به نظر میرسد، اما از دل خودش چند سووال جدی درباره ساختار تیمی، کیفیت دفاعی و حتی نحوه مدیریت بازی بیرون میآورد. این مسابقه نشان داد صرف داشتن مالکیت توپ یا برتری مقطعی در حمله، برای کنترل کامل جریان بازی کافی نیست و تیم در لحظاتی بهخصوص در ضدحملات، آسیبپذیریهای واضحی داشت.
در همین رابطه علی لطیفی گفتوگویی مفصل به تحلیل این دیدار، نقاط ضعف و قوت تیم ملی و همچنین حواشی و بحثهای پیرامون کادر فنی و برخی بازیکنان پرداخته است. لطیفی علاوه بر بررسی فنی بازی، درباره نوع فوتبال نیوزیلند، مشکلات ساختاری تیم ملی، و همچنین چالشهای مربوط به انتخاب بازیکنان و فضای انتقادی اطراف تیم ملی نیز صحبت کرده است.
آنالیز شما از بازی با نیوزلند که با تساوی دو – دو به پایان رسید؟
ببینید زمانی که ما در حمله صاحب توپ بودیم، در ضدحملات آسیبپذیر میشدیم و حریف به راحتی میتوانست از فضاهای خالی استفاده کند. البته بحث این بازی را میتوان جداگانه بررسی کرد. امیدوارم مخاطبان متوجه منظور من شده باشند.
من پیش از این هم بارها گفته بودم و در بازیهای قبلی نیز به این موضوع اشاره کرده بودم. بهخصوص قبل از بازی با نیوزیلند مطرح کردم که بازیهای این تیم را بهطور کامل ندیدهام، اما با توجه به سبک فوتبالشان میتوان حدس زد که چه ویژگیهایی دارند.
نیوزیلند و تیمهای مشابه معمولاً فوتبال فیزیکی و مستقیمی ارائه میکنند. این مسئله تا حد زیادی تحت تأثیر فوتبال انگلیس است؛ هم به دلیل شرایط آبوهوایی و هم به دلیل ساختار فوتبالی که در آن منطقه شکل گرفته است.
در این مسابقه هم دیدیم که برخی بازیکنان پا به سن گذاشته بودند و از نظر سرعت شرایط خوبی نداشتند. به عنوان مثال، بازیکنی مانند کریس وود بسیار کند به نظر میرسید، اما با وجود این، تبدیل به نقطه اتکای تیم شده بود. توپها را روی او ارسال میکردند و او به راحتی روی شجاع خلیلزاده و دیگر مدافعان ما اثر میگذاشت. مدافعان ما نیز به دلیل ترس از جا ماندن یا اشتباه کردن، فشار لازم را روی او وارد نمیکردند.
واقعیت این است که سن برخی از مدافعان ما نیز بالا رفته است. شجاع خلیلزاده اکنون ۳۷ سال دارد. برخی معتقدند باید از بازیکنانی مانند حسین کنعانی یا دانیال ایری استفاده شود، اما به نظر من مسئله فقط تغییر یک بازیکن نیست.
دلیل این موضوع چیست؟
دلیلش این است که مشکل ما فقط در دفاع فردی نیست. ما در ساختار دفاعی تیمی نیز مشکل داریم. دفاع فردی یک بخش ماجراست، اما دفاع گروهی اهمیت بیشتری دارد.
در تمام ساختارهای دفاعی دچار مشکل هستیم. زمانی که به حمله میرویم، مهاجمان فشار لازم را روی حریف وارد نمیکنند. پشت سر آنها نیز هافبکها پوشش مناسبی ارائه نمیدهند و در نهایت خط دفاعی در شرایط دشواری قرار میگیرد.
متأسفانه سالهاست که در این زمینه مشکل داریم و نتوانستهایم ساختار مناسبی ایجاد کنیم. البته در میان بازیکنان فعلی نفراتی داریم که از نظر فنی کیفیت بالایی دارند و جزو بهترینهای فوتبال ایران هستند، اما وقتی ساختار تیمی درست نباشد، توانایی فردی نیز به تنهایی کافی نیست.
درباره دنیس درگاهی چه نظری دارید؟
من بازیهای او را به طور کامل ندیدهام و نمیخواهم قضاوت عجولانهای داشته باشم. ابتدا باید بگویم که نمیتوانم درباره عملکرد آقای قلعهنویی یا کادر فنی در این زمینه با قطعیت صحبت کنم.
اما یک اصل کلی وجود دارد؛ اگر قرار است بازیکنی با اصالت ایرانی یا از طریق دریافت تابعیت به تیم ملی اضافه شود، باید کیفیتی بالاتر از بازیکنان داخلی داشته باشد. همانطور که در فوتبال باشگاهی هم میگوییم بازیکن خارجی زمانی ارزش جذب دارد که حداقل دو یا سه برابر بازیکن داخلی تأثیرگذار باشد.
اگر بازیکنی که به تیم ملی اضافه میشود در حد بازیکنان داخلی یا حتی ضعیفتر از آنها باشد، حضورش توجیهی ندارد. البته باز هم تأکید میکنم که شخصاً بازیهای این بازیکن را ندیدهام و نمیتوانم قضاوت قطعی داشته باشم.
اما اگر آنطور که برخی دوستان گفتهاند، سطح فنی او پایینتر از انتظار باشد، این موضوع برای فوتبال ما یک آسیب محسوب میشود؛ زیرا زمان و انرژی زیادی برای بررسی و دعوت از چنین بازیکنی صرف شده است.
در نهایت امیدوارم آنچه درباره او شنیدهایم درست نباشد و بتواند کیفیت لازم را نشان دهد.
سخن پایانی …
تنها نکته این است که روزهای سختی پیش روی تیم ملی قرار دارد. امیدوارم شرایط به گونهای پیش برود که تیم ملی بتواند عملکرد خوبی داشته باشد، زیرا صرفاً بردن مسابقات کافی نیست. بارها گفتهام که برد، برد است، اما همه چیز نیست. مهمتر از نتیجه، کیفیت بازی، روند پیشرفت تیم و امیدی است که به آینده فوتبال کشور داده میشود.
خواستم یک نکته هم درباره جنگ بین موافقان و مخالفان امیر قلعه نویی مطرح کنم. از من بپرسید هیچ کدام را قبول ندارم. نه آن هایی که بی دلیل از تیم ملی تعریف و تمجید می کنند و نه آن هایی که حتی کارهای مثبت قلعه نویی را نادیده می گیرند و فقط انتقاد کردن را بلدند. از نظر من الان وقت مناسبی برای انتقادات شدید و غیرمنصفانه نیست و باید بیشتر از این ها هوای تیم ملی را داشته باشیم.
از نظر من امیر قلعه نویی در آن مقطع ریسک بسیار بزرگی کرد که هدایت تیم ملی را قبول کرد و اگر من جای او بودم هرگز قبول نمی کردم. درست زمانی که هیچ کس موافق حضور سرمربی داخلی روی نیمکت تیم ملی نبود، قلعه نویی این ریسک را پذیرفت و امیدوارم تیم ملی موفق به صعود شود چرا که در غیر این صورت انتقادات بسیار بیشتری روانه کادرفنی و بازیکن های تیم ملی خواهد شد.
بدون دیدگاه