«اوه هیون-گیو»، مهاجم تعویض طلایی کره جنوبی، پس از به ثمر رساندن گل پیروزیبخش تیمش مقابل جمهوری چک، از رازهای عجیبی پرده برداشت؛ او در حالی به عنوان اولین فرشته نجات جام جهانی ۲۰۲۶ لقب گرفت که با تب شدید ۳۸ درجه وارد زمین شد و برای درخشش، تکیه بر فداکاری بیمنتهای پدر و مادرش داشت که تمام زندگی خود را فدای رویای پسرشان کردند.
به گزارش هفت ورزشی، پیروزی ۲-۱ ببرهای آسیا مقابل چک، یک قهرمان غیرمنتظره داشت. اوه هیون-گیو بلافاصله پس از ورودش به مستطیل سبز گوادالاخارا، گل سه امتیازی تیمش را زد تا نامش در تاریخ این تورنمنت ثبت شود. اما مصاحبه پس از بازی او نشان داد که پشت این درخشش، داستانی آمیخته به بیماری، تلاش کادر پزشکی و یک قصه خانوادگی به شدت احساسی و دراماتیک نهفته است؛ قصهای از جنس فروش تمام دارایی یک خانواده برای تماشای پرواز پسرشان در مکزیک.
بدون شک یکی از زیباترین و الهامبخشترین داستانهای روزهای آغازین جام جهانی ۲۰۲۶، به نام «اوه هیون-گیو»، مهاجم جوان و تعویض طلایی تیم ملی کره جنوبی نوشته شد. او که در نیمه دوم دیدار برابر جمهوری چک به عنوان یار جانشین وارد زمین شد، توانست با یک موقعیتشناسی عالی گل دوم و پیروزیبخش کرهایها را به ثمر برساند تا ببرهای آسیا اولین تعویض طلایی و گرهگشای این جام بزرگ را به دنیا معرفی کنند.
با این حال، صحبتهای این بازیکن پس از سوت پایان بازی، ابعاد عجیب و باورنکردنی این گلزنی را آشکار کرد.
اوه در میان بهت خبرنگاران، از وضعیت بد جسمانی خود درست چند ساعت پیش از آغاز مسابقه پرده برداشت و گفت:
«در حال حاضر احساسم واقعاً قابل توصیف نیست. اما اگر راستش را بخواهید، من امروز اصلاً حال خوبی نداشتم و از صبح تبم به ۳۸ درجه رسیده بود! به شدت نگران بودم که این فرصت بزرگ را از دست بدهم و نتوانم برای کشورم بازی کنم، اما کادر پزشکی تیم تلاش فوقالعادهای انجام داد و کمک زیادی به من کرد. بسیار خوشحالم که توانستم با وجود این وضعیت وارد زمین شوم و آن گل را بزنم.»
پشت این گل سرنوشتساز، یک درام خانوادگی فوقالعاده نیز وجود دارد. پدر و مادر این مهاجم کرهای که در کشورشان یک رستوران محلی را اداره میکردند، برای اینکه بتوانند در این تورنمنت بزرگ در کنار پسرشان باشند و بازیهای او را از نزدیک تماشا کنند، دست به اقدامی جنونآمیز و فداکارانه زدند و رستوران خود (که منبع اصلی درآمدشان بود) را فروختند تا هزینه سفر به مکزیک و آمریکا را تأمین کنند.
اوه با لحنی احساسی به سختیهایی که خانوادهاش برای فوتبالیست شدن او کشیدهاند اشاره کرد و گفت: «پدر و مادرم همیشه همه چیزشان را پای من گذاشتند. شاید جالب باشد بدانید در سنی که تمام بچهها تازه شروع به خوردن غذای کمکی میکنند، من به خاطر تقویت بدنم سوپ ماهی میخوردم!»
حالا به نظر میرسد این پسر باوفای کرهای با گلزنی در بزرگترین استیج فوتبال جهان، بهترین پاداش ممکن را به کادر پزشکی فداکار و البته پدر و مادر عاشقش داده است که از روی سکوهای ورزشگاه گوادالاخارا اشک شوق میریختند.
بدون دیدگاه