دعوا بر سر بهترین نسل حذف شده تاریخ!
آخرین جرعه جام فراموشی؛ دیگر از چه چیزی لذت ببریم؟
حسین بزرگی، خبرنگار و ورزشی نویس مقیم ایتالیا در یادداشت جالبی به پایان جام جهانی پرداخته است، حتما بخوانید...
به گزارش هفت ورزشی، در میان دعواهای روزهای اخیر فوتبال ایران، آیا به این فکر کردهاید که چه لذت بزرگی با پایان جام جهانی از ما گرفته میشود؟ حق داریم افسرگی بعد از جام بگیریم!
جام جهانی فوتبال بهانهای شد برای هواداران فوتبال که کمی از رنج ماههای اخیر فاصله بگیرند. مردمی که همیشه آماده هستند با کوچکترین جرقه به پایکوبی و جشن بپردازند، در یک سوگ جمعی بزرگ شریک شدند. روزهای سختی که پیگیری هر روزه اخبارش طاقت فرسا بود. در این بین جام جهانی 2026 انگار فرصتی شد برای یک تنفس، شادی و حتی تجربه غمهای ساده؛ اشکهای نیمار، رونالدو، مودریچ و سایر ستارههای حذف شده و در آخر چهره اشک آلود مسی با مدال نقرهای که معادل یک روز غم و فکر و خیال ایرانیها هم نمیشود.
حالا در روزهای گذشته فوتبال دوباره دلیلی شده بود برای خنده، فراموشی مقطعی و کریخوانی. برای ما فوتبالدوستان ایرانی بهتر بود تا قطره آخر این جام را با لذت بنوشیم! حتی اگر تیم و ستاره محبوبمان خیلی زود کنار رفته باشد یا اگر سالها طرفدار مسی بودهایم و دومین ناکامی او در فینال را تحمل کردیم باید با شیرینی از خاطرات این جام یاد کنیم. با نگاهی ساده به اخبار و وضعیت فوتبال ایران، به منطقی بودن این دیدگاه پی میبرید.
تیم ملی ایران در حالی که با عجیبترین شرایط ممکن پا به جام جهانی گذاشته بود، بدون اینکه توانایی برگزاری حتی یک بازی دوستانه کارآمد داشته باشد، تورنمنت را آغاز کرد که نتیجهاش هم در بازی اول عیان شد؛ تیم تحت هدایت قلعه نویی در نخستین بازی به دلیل دور بودن از جو و شرایط مسابقه پرفشار رسمی، ضعف تاکتیکی و در اختیار داشتن پیرترین ترکیب جام، توان پیروزی برابر ضعیفترین تیم رنکینگ فیفا در این مسابقات، یعنی نیوزلند را هم نداشت تا دو تساوی ارزشمند با ارائه بازیهای با کیفیتتر برابر بلژیک و مصر هم به کار نیاید و این تیم بدون صعود به ایران برگردند.
اتفاقی که تا همین روزهای اخیر حواشی آن با مصاحبههای تند و جوابیههای عجیب و غریب به یکدیگر ادامه داشت. موضوعی که باعث شد سرمربی و برخی اعضای تیم منتقدان را بی وطن بخوانند! میراث اصلی قلعه نویی هم یک نسل کهنسال در فاصله چند ماه تا جام ملتهای آسیاست که ممکن است به دلیل "شرایط حساس کنونی" بازهم کاهش چندانی در میانگین سنی اسکواد تیم به وجود نیاید.
اما ماجرا به اینجا خلاصه نمیشود، به دلیل شرایط داخل کشور مربیان خارجی یکی پس از دیگری از فوتبال ایران کوچ کردند. قوانین برای بستن قرارداد با بازیکنان خارجی جدید سختگیرانه شده و همانهایی که هستند هم بعید است اگر باکیفیت باشند در اولین فرصت قانونی مثل شروع دوباره شرایط جنگی، فرار را بر قرار ترجیح ندهند. تیمهای بزرگ هم به ناچار با بازیکنان معمولی قراردادهای گزاف میبندند!
اگر هنوز دچار افسردگی پس از جام جهانی نشدهاید، بگذارید مروری بر وضعیت ورزشگاهها داشته باشیم. در سالهای اخیر به هر بهانهای ظرفیت حضور هواداران به خصوص در تهران کم شده و با شروع کوچکترین تنش، اولین تصمیم، بستن درهای ورزشگاه به روی هواداران بوده است. بازسازی ورزشگاه آزادی از سالهایی که صرف ساختش شده بیشتر طول کشیده و وضعیت چمن اغلب استادیومها هم به شکل فوق العادهای افتضاح است که این وضعیت با شروع فصلهای سرد و بارانی بدتر هم میشود.
در آخر سرنوشت لیگ قبلی را از یاد نبرید، جام حذفی نصفه کاره رها شد، لیگ ناتمام ماند، قهرمان معرفی نشد و با کمک جدول فریز شده و یک تورنمنت سه جانبه بی اعتبار و بی نتیجه بعد از صد روز تعطیلی فوتبال، نمایندههای ایران در آسیا معرفی شدند. یک زمان برانکو ایوانکوویچ درحالی که پرسپولیس را به فینال آسیا رسانده بود هشدار میداد که لیگ ایران به سمت آماتور شدن پیش میرود و اگر این روزها فوتبال ایران را دنبال کند قطعا برای این لیگ فاتحه هم میخواند.
حالا جام تمام شده، اشک های مسی حتما تا الان خشک شده، همانگونه که رونالدو در روز اختتامیه از تفریحات لاکچریاش بیتفاوت به اتفاقات ادامه جام ویدیو منتشر کرده بود؛ همانگونه که نیمار بعد از حذف برزیل در شهربازی و دیزنیلند دیده شد. همانطور که هالند به سرعت بعد از کنار رفتن نروژ به جنوب ایتالیا پرواز کرد تا در یک رویداد مد و لباس شرکت کند. در ایران اما هنوز دعواهای جام جهانی و اثبات اینکه کدام نسل "بهترین حذف شده تاریخ" است، ادامه دارد؛ مردم ایران هم همان نگرانیهای قبل از جام را دارند و احتمالا از لذت فراموشی به بهانه فوتبال در فصل جدید هم محروم خواهند بود.