شروع ناعادلانهترین انتقادات به تیم ملی از شروع جام تا تساوی مقابل نیوزلند
به گزارش هفت ورزشی؛ تیم ملی ایران بامداد سهشنبه نخستین دیدار خود را در جام جهانی ۲۰۲۶ مقابل نیوزلند برگزار کرد که در نهایت دو تیم به تساوی ۲ بر ۲ رضایت دادند. این مسابقه پرموقعیت در حالی با تساوی به پایان رسید که شاگردان امیر قلعهنویی پیش از آغاز رقابت، زیر شدیدترین و غیرمنصفانهترین موج انتقادها قرار داشتند.
این بار دامنه این انتقادها تنها به رسانههای معاند خارج از کشور محدود نبود؛ بلکه در داخل نیز گروهی از ناعادلان فوتبال، نه از سر دلسوزی و نقد فنی، بلکه بر پایه همان کینهها و اختلافات همیشگی، تیم ملی و کادر فنی را هدف حملات خود قرار دادند.
موضوع، حجم بالای تولید محتوای منفی علیه تیم ملی است. منشأ این جریان چندان تفاوتی ندارد؛ یک روز خبرنگار صهیونیست روزنامه دیلیمیل خبری کذب درباره اردوی تیم ملی منتشر میکند و روز دیگر عدهای در داخل همان مسیر را ادامه میدهند.
همان ناعادلان فوتبال که شاید بهتر باشد آنها را غارنشینهایی نامید که در روزهای سخت جنگ، زمانی که مردم و تیم ملی کشور با دشوارترین شرایط روبهرو بودند و حتی پروازی در کشور برای اعزام به اردو برقرار نبود، سکوت اختیار کرده و کوچکترین حمایتی از مردم یا تیم ملی انجام ندادند. نهایت کارشان حضور در بهترین دانشگاه کشور و چسباندن خود به این دانشگاه بود. با سناریوی همیشگی استفاده از برند شریف تا چاپلوسانشان استادگویان(آن هم نه استاد رسمی بلکه استاد مدعو) در حمایت از آنها یقه پاره کنند. با این حال امروز دوباره با تکیه بر همان جایگاههای رسانهای و دانشگاهی، خود را در جایگاه قضاوت فوتبال ایران قرار دادهاند.
فرقی نمیکند منشأ این اخبار تهران باشد یا لسآنجلس؛ نتیجه و هدف یکی است؛ تخریب تیم ملی و تضعیف روحیه عمومی جامعه. همواره نیز این استدلال مطرح میشود که هر فردی حق دارد نظر خود را بیان کند. این گزاره صحیح است؛ همانگونه که دیگران نیز حق دارند نسبت به این نوع رفتارها نقد و اعتراض داشته باشند.
نکته قابل تامل است که دستگاههای نظارتی به مسئله گروهی برنامهساز داخلی که عملاً همسو با رسانههای فارسیزبان خارج از کشور حرکت میکنند، ورود نمیکنند.
جالبتر اینکه همین افراد بعدها با ژست مظلومانه از نبود آزادی بیان در نظام جمهوری اسلامی انتقاد میکنند. مگر میشود تیم فوتبال ایران را در حساسترین مقطع مسابقات و در شرایطی که این تیم در خاک دشمن حضور دارد، به باد انتقاد بگیرید و همزمان از نبود آزادی بیان انتقاد کنید؟ تناقضهای خود را چگونه برطرف میکنید؟
جالبتر آنکه عملکرد تیم ملی ایران در بسیاری از رسانههای خارجی بازتابی مثبت داشته، اما در داخل، برخی برنامهها با دعوت از مهمانان جهتدار، بیش از آنکه به تحلیل فنی مسابقات بپردازند، در پی تخریب تیم ملی و برهم زدن تمرکز آن هستند.
این در حالی است که نیوزلند با آرامش کامل و پس از برگزاری ۱۲ مسابقه تدارکاتی سطح بالا مقابل ایران قرار گرفت. در مقابل، تیم ملی ایران با وجود آنکه سومین تیم صعودکننده به جام جهانی بود، به دلیل شرایط خاص کشور و تحمیل دو جنگ، نتوانست برنامهای ایدهآل برای بازیهای تدارکاتی داشته باشد. با این وجود، فدراسیون فوتبال دیدارهایی مقابل روسیه، کیپورد، نیجریه، کاستاریکا، مالی و چند تیم دیگر تدارک دید و تیم ملی نیز نتایج قابل قبولی کسب کرد.
همین کیپوردی که ایران در تورنمنت چهارجانبه العین موفق به شکست آن شد، در دور نخست جام جهانی برابر اسپانیا شگفتی آفرید و لاروخا با آن نسل درخشان حتی موفق به گلزنی مقابل این تیم نشد. با وجود همه این شرایط، تیم ملی ایران با کسب یک امتیاز از نخستین مسابقه همچنان تا روز پایانی مرحله گروهی شانس صعود به مرحله حذفی را حفظ کرده است. بنابراین حجم بیسابقه حملات ناعادلان به این تیم بیش از آنکه ریشه در تحلیل فنی داشته باشد، پرسشبرانگیز است.
چگونه میتوان پذیرفت مجریای که بیش از دو دهه در مهمترین مقاطع سیاسی و اجتماعی کشور در رسانه ملی فعالیت کرده، امروز با لحنی تمسخرآمیز به سراغ تیم ملی و سرمربی آن برود؟ اگر امروز از آزادگی و استقلال رأی سخن گفته میشود، این ادعا باید در رفتار گذشته نیز قابل مشاهده باشد.
در سالهای اخیر، برخی تلاش کردهاند ورزشکاران و تیمهای ملی را نه بر اساس عملکرد ورزشی، بلکه با عینک سیاست قضاوت کنند. اگر این معیار قرار است مبنای داوری باشد، باید درباره همه ورزشکاران و همه کشورها به یک شکل اعمال شود؛ در غیر این صورت، با استانداردی دوگانه روبهرو خواهیم بود.
سؤال اساسی اینجاست؛ آیا رشید سعداللهیف صرفاً یک کشتیگیر بزرگ و تماشایی است یا باید او را یک مهره سیاسی دانست؟ اگر پاسخ، مهره سیاسی است، همین نگاه باید درباره همه ورزشکاران و تیمهای ملی جهان نیز اعمال شود. در آن صورت دیگر چیزی از ورزش باقی نخواهد ماند. همانگونه که امروز فوتبال جهان با مالکیت عربستان بر باشگاه نیوکاسل کنار آمده و دیگر کسی با ماکت جمال خاشقجی مقابل ورزشگاه سنت جیمز پارک حاضر نمیشود.
ما تنها یک تیم ملی داریم؛ تیمی که عضویت در آن بر اساس تواناییها و شایستگیهای فنی رقم خورده است. در همه دورههای سیاسی نیز پیراهن تیم ملی بر تن بهترین فوتبالیستهای کشور بوده و خواهد بود. اختلاف دیدگاههای سیاسی نباید باعث شود موفقیت یا ناکامی یک تیم ملی، به ابزاری برای تسویهحسابهای شخصی و رسانهای تبدیل شود.
بدون دیدگاه