منو

دسته‌بندی‌ها
×
شناسه خبر: 146036

سردبیر هفت ورزشی: بازی با تیخوانا، سند مظلومیت تیم ملی امیر قلعه‌نویی است

امیر قلعه نویی

مهدی هژبری، سردبیر هفت ورزشی در گفتگو با امیرحسین بابازاده، مجری ویژه برنامه جام جهانی رادیو جوان، تاکید کرد تیم قلعه نویی مظلوم ترین تیم ملی تاریخ فوتبال ایران است.

به گزارش هفت ورزشی، با نزدیک شدن به زمان آغاز جام جهانی، رادیو و تلویزیون ویژه برنامه های جام جهانی 2026 را آغاز کرده اند. در یکی از این ویژه برنامه ها، امیرحسین بابازاده، مجری ورزشی رادیو جوان میزبان مهدی هژبری، سردبیر هفت ورزشی بود.

این گفتگوی رادیویی را حتما بخوانید:

امیرحسین بابازاده: تیم ملی‌ ما فردا شب یک بازی دوستانه با تیم زیر ۱۸ سال یا زیر ۲۱ سال تیخوانا دارد.

مهدی هژبری: بله، دیگر چاره‌ای نداریم؛ با این وضع موجود و شرایطی که هست، کاری از دست‌مان برنمی‌آید. این بازی واقعا سند مظلومیت تیم ملی فوتبال ایران است. خداوکیلی بچه‌های ما امسال در این دوره، برای شرکت در این مسابقات سختی و عذاب زیادی کشیدند و این هم از وضعیت بازی‌های تدارکاتی‌مان!

البته لغو آخرین بازی تدارکاتی ما تقریبا قطعی به نظر می‌رسید. بعد از اینکه محل اردوی تیم ملی از آمریکا به مکزیک تغییر کرد، طبیعی بود که پورتوریکو نخواهد با ما بازی کند. سپس با گرانادا صحبت کردیم. مساله این نیست که آن‌ها ترسی از بازی با تیم ملی ایران داشته باشند یا ممانعت خاصی برای بازی با ما در میان باشد؛ بلکه ترس و وحشت اصلی آن‌ها از سفر به منطقه تیخوانا در مکزیک است. تیخوانا یک منطقه خاص است که خطرات و ناامنی‌های مخصوص به خود را دارد. در واقع آنجا گردشگر عادی به آن معنا ندارد و به خاطر همین شرایط خاص، تیم‌های ورزشی از حضور در آنجا استقبال نمی‌کنند تا با ما بازی کنند.

امیرحسین بابازاده: یعنی هرکسی می‌آید آنجا هدف خاصی دارد یا می‌خواهد چیزی بخرد و ببرد؟

مهدی هژبری: بله، دقیقا شرایط خاصی دارد و تیم‌ها حاضر نمی‌شوند به آنجا بیایند. از طرفی تیم ملی واقعا به بازی دوستانه نیاز دارد. هر تیمی برای ورود به هر تورنمنت بزرگی، نیاز دارد که آخرین بازی دوستانه‌اش با تیمی پایین‌تر از سطح خودش باشد تا یک تمرین گلزنی انجام دهد و با یک بازی شاداب وارد مسابقات شود. حالا بماند که ما در زمان آقای کی‌روش، بازی‌های آخرمان را هم فکر کنم صفر-صفر مساوی می‌کردیم! یعنی حتی وقتی تیم ضعیف هم انتخاب می‌کردیم، آن‌قدر پلن تهاجمی نداشتیم، یا یک صفر می‌بردیم یا مساوی می‌کردیم. ولی به هر حال بازی با تیم ضعیف‌تر قبل از تورنمنت طبیعی است.

در حال حاضر، تنها تیمی که موجود و در دسترس بود تا با آن بازی کنند، همین تیم محلی بود. چون همان‌طور که بهتر از من می‌دانید، مسابقات لیگ در همه جای دنیا تمام شده و تیمی باقی نمانده است که بخواهیم با آن بازی کنیم. همه تیم‌ها یا در استراحت هستند یا تیم‌های زیر ۱۸ سال‌شان دارند اردوها و تمرینات خود را پشت سر می‌گذارند.

امیرحسین بابازاده: آخر «تیم منتخب زیر 21 ساله‌های تیخوانا»؟

مهدی هژبری: چون این‌ها نه باشگاهی هستند و نه ساختار مشخصی دارند؛ فقط یک اسم رویشان گذاشته‌اند. یعنی این تیم مثلا یک تیم آکادمی در تیخوانا است. یا شاید یکی از آکادمی‌های ایالت‌های دیگر باشد. چون می‌دانید که در فوتبال مکزیک، به تاسی از فوتبال آمریکا (البته درست‌ترش این است که فوتبال آمریکا از فوتبال مکزیک الگوبرداری کرده)، هر ایالت یک لیگ جداگانه و مسابقات مجزا دارد و آکادمی‌هایی دارند که نمونه‌اش در خود آمریکا هم هست.

امیرحسین بابازاده: ولی واقعا جمله قشنگی گفتید؛ این مظلوم‌ترین تیم ملی تاریخ فوتبال ماست.

مهدی هژبری: ما کاری به این نداریم که یک‌سری از بازیکنانش محبوب نیستند یا بنا به دلایلی اتفاقاتی افتاده که اصلا فوتبال از سفره‌های مردم فاصله گرفته است. یعنی دیگر فوتبال اولویت مردم نیست. مثل قدیم نیست که یادتان هست حتی پیرمردها و پیرزن‌ها هم تک‌تک بازیکنان تیم ملی ۹۸ ما را می‌شناختند.

الان دیگر فوتبال مثل آن زمان نیست؛ اصلا وضعیت سرگرمی مردم عوض شده و مدل زندگی تغییر کرده است. اما اگر یادتان باشد، ما حتی در دوران جنگ تحمیلی هم که خدا رحمت کند پرویز دهداری سرمربی تیم ملی بود، این‌قدر مشکل در برپایی اردو و تامین بازی تدارکاتی نداشتیم. بالاخره آن زمان یک‌سری تیم‌ها از آلمان شرقی، رومانی، روسیه و شوروی سابق می‌آمدند؛ مثلا تیم دینامو درسدن آلمان شرقی می‌آمد و با ما بازی می‌کرد. می‌آمدند اینجا بازی می‌کردند، ولی الان شما نگاه کنید که ما در نهایت باید برویم با تیم ملی گامبیا یا مالی بازی کنیم و الان هم که کارمان به این تیم محلی رسیده است.

من صادقانه فکر می‌کنم بازی ایران و نیوزیلند (اولین بازی ما در جام جهانی)، در واقع حکم اولین بازی تدارکاتی جدی این تیم را برای حضور در این تورنمنت دارد. یعنی تنها چیزی که می‌توانیم بگوییم این است که در آن بازی، تازه برای اولین بار به یک محک جدی در خود جام می‌رسیم. غیر از این است؟

امیرحسین بابازاده: دقیقا! نه، اتفاقاً داشتم به حرفت فکر می‌کردم، کاملاً حرفت درست است. یعنی من هم در ادوار گذشته جام جهانی به یاد ندارم تیمی با این وضعیت، با این کیفیت و با این همه حاشیه راهی مسابقات شده باشد. دائما در استرس، دائما در فشار روحی و روانی که «حالا چیکار کنیم؟ اگر وضعیت تغییر کرد فلان کار را چطور انجام دهیم؟ آن یکی مشکل را چطور جمع کنیم؟ ویزایمان آمد؟ خبرنگارها چی شدند؟» یعنی ببین، این بندگان خدا یک ساعت فکر آسوده و راحت نداشتند که بنشینند و فقط تمرکز کنند.

مثلاً الان کادر فنی تیم ملی ما، از آقای امیر قلعه‌نویی گرفته تا همکارانش در تیم ملی؛ حالا ممکن است خیلی‌ها هم از آن‌ها خوش‌شان نیاید که اشکالی ندارد و ما باید واقعیت‌ها را بگوییم و پرده‌پوشی نکنیم. این‌ها الان باید با آرامش بنشینند و پلن‌های بازی‌هایمان را بررسی کنند، طراحی تمرین کنند و به آنالیز حریفان بپردازند. قطعا این کار را می‌کنند، ولی تو فکر کن در کنار همه این‌ها، هم‌زمان همه‌اش فکرشان این است که: «خب، الان بحث ویزاهایمان چی می‌شود؟ اگر آن کار درست نشد، این یکی را چیکار کنیم؟ اگر این‌طوری نشد، آن را چطور جمع کنیم؟» ببین، این وضعیت اجازه نمی‌دهد که شما تمرکزت را صددرصد روی کار فنی بگذاری و همین کار ما را سخت می‌کند.

یعنی بچه‌های ما، مهدی جان، هر نتیجه‌ای در این جام جهانی بگیرند، خداوکیلی یک موفقیت است و فرقی نمی‌کند چه بشود. حالا ممکن است بعضی‌ها از حرف من خوش‌شان نیاید و هر چیزی بخواهند بگویند، بحثی ندارم؛ ولی باید تو دل فوتبال باشی تا متوجه شوی. فوتبالی‌ها می‌فهمند من چه می‌گویم.

مهدی هژبری: ببین امیرحسین جان، حقیقت و منطق فوتبال می‌گوید که تیم ملی ما با این شرایط باید با سه شکست از مسابقات برگردد. این حرف را به حساب این نگذارید که ما می‌گوییم کادر فنی یا این بازیکنان ناتوان هستند؛ نه! ما داریم درباره امکانات و شرایطی که فراهم شده صحبت می‌کنیم. نیوزلند رفته با انگلیس بازی کرده و کمترین بازی تدارکاتی‌اش با هائیتی بوده است. مصر اگر اشتباه نکنم با برزیل بازی کرده؛ بلژیک هم که اصلاً غول است و خودش حریفانش را تعیین می‌کند. ما می‌خواهیم با چنین تیم‌هایی بازی کنیم، ولی با همه این‌ها، من به این تیم ایران امیدوارم. شاید بگویید این امیدواری از روی احساسات و عواطف می‌آید، اما نه، دلیل منطقی دارم.

امیرحسین بابازاده: من هم کاملا با تو هم‌عقیده‌ام و دلیلت را هم می‌دانم.

مهدی هژبری: بله، دلیل دارم. به خاطر اینکه در جام ملت‌های اروپا سال ۱۹۹۲، تیم ملی دانمارک تنها ۹ روز مانده به مسابقات، جانشین یوگسلاوی شد و در نهایت آمد و قهرمان شد. یا در جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۷، تیم ملی عراق از آن شرایط پر از تنش و جنگ داخلی عراق آمد، اما نتایج فوق‌العاده‌ای گرفت و قهرمان شد. ما هم خداروشکر این تجربه مدیریت بحران را در کادر فنی داریم و آقای قلعه‌نویی و همکارانشان، به خصوص خود امیر قلعه‌نویی، از این تجربه برخوردارند. ببین، اگر ما بتوانیم این بچه‌ها را از نظر ذهنی راحت بگذاریم و بدن‌هایشان هم یاری کند، می‌توانیم از دل همین اذیت‌ها و سختی‌هایی که کشیده‌اند، برایشان تولید انگیزه کنیم.

امیرحسین بابازاده: آفرین! من هم دقیقا می‌خواستم همین را بگویم.

مهدی هژبری: یک وقت‌هایی هست که به بازیکن می‌گویی: «برو زمین و هرچه داری ارائه بده»، ولی من یک چیز دیگر می‌خواهم بگویم؛ الان به تیمی که می‌رود داخل زمین باید گفت: «برو آن چیزی را که دوست داری داشته باشی، به دست بیاور.» نباید بگویی فقط داشته‌هایت را ارائه بده، بلکه بگو برو آن ایده آل ذهنی‌ات را مال خودت کن. من فکر می‌کنم آدم‌ها در چنین شرایطی، به جای اینکه صِرفا سرشان را بگذارند (که شاید از نظر منطقی غیرممکن به نظر برسد)، می‌روند و جان‌شان را می‌گذارند و دو برابر توان و انگیزه‌شان را خرج می‌کنند؛ چون قرار است چیزی را به دست بیاورند که آرزو و ایده‌آل ذهنی آن‌هاست. من فکر می‌کنم این اتفاق می‌تواند در این مدت برای تیم ملی ما بیفتد.

نمونه‌اش را در تاریخ فوتبال خودمان هم داریم؛ اتفاقی که در ملبورن افتاد. ما بازی رفت و برگشت با استرالیا را داشتیم، در بازی برگشت ۱۵ دقیقه اول غافلگیر شدیم و نزدیک بود سه هیچ عقب بیفتیم (دو گل خوردیم و تحت فشار شدید بودیم) و اصلا بازی برایمان تمام شده به نظر می‌رسید. بدون تردید در نیمه دوم باید می‌گفتیم خدا کند آن‌ها به ما رحم کنند تا ۶ تایی یا ۷ تایی نشویم! اما شرایط به گونه‌ای پیش رفت که ما آن نتیجه تاریخی را رقم زدیم و صعود کردیم.

یا زمان آقای ایویچ؛ از بچه‌های جام جهانی ۹۸ بپرسید، همیشه می‌گویند آقای ایویچ به ما می‌گفت: «ما اگر ۱۰۰ بار با آلمان بازی کنیم، ۹۹ بار آن را می‌بازیم، ولی آن یک باری که می‌توانیم آلمان را ببریم، باید در خود جام جهانی باشد.» او تیمش را این‌جوری آماده کرده بود. یا در مورد بازی با یوگسلاوی، طوری تیم را چیده بود که گل نخوریم و دقیقاً هم روی یک ضربه ایستگاهی گل خوردیم. یا به بازیکنان می‌گفت: «اگر شما آمریکا را نبرید، من هیچی از فوتبال نمی‌فهمم!» یعنی این ایمان و باور را به بازیکنان داده بود که شما ۳ امتیاز بازی آمریکا را می‌گیرید، ۱ امتیاز از یوگسلاوی می‌گیرید و با ۴ امتیاز به بازی آلمان می‌رسید؛ آنجاست که از هر صد بار، ۹۹ بار باید ببازید، اما آن یک بار برد، در جام جهانی خواهد بود.

من فکر می‌کنم آقای قلعه‌نویی از نظر روحی و روانی می‌تواند این شرایط و باور را در بچه‌ها به وجود بیاورد و معتقدم که ان‌شاءالله می‌توانیم آنجا کارهای بزرگی بکنیم. فقط تنها خواهشی که از آقای قلعه‌نویی دارم این است که «نام‌ها» در زمین بازی نکنند؛ بلکه به آن انگیزه‌ای که بچه‌ها دارند بها داده شود، چون بازیکنان باانگیزه می‌توانند شرایط را عوض کنند.

مجری: من فقط یک نکته کوتاه بگویم و با مهدی خداحافظی کنیم. دوباره تکرار می‌کنم چون دوستان پیام داده بودند و درباره بازی با تیم زیر ۱۸ سال تیخوانا پرسیده بودند؛ به این موضوع از این زاویه نگاه کنید که شما هیچ تیم دیگری را در دنیا پیدا نمی‌کنید که این‌جوری مجبور به برگزاری بازی تدارکاتی شود. عراق برای بازی تدارکاتی به اسپانیا می‌رود، اما ما مجبوریم با جوانان و تیم‌های ۱۵ یا ۱۸ ساله بازی کنیم. باز هم می‌گویم این سند مظلومیت تیم ملی فوتبال ایران است.

نکته مهم‌تر اینکه، آقای قلعه‌نویی بازیکنان با‌تجربه را برای تیم ملی انتخاب کرده است. خیلی‌ها انتقاد کردند که چرا فلان جوان در لیست نیست؟ چرا این را نبردی و آن را نبردی؟ در این شرایط استرس‌زا و پرفشار، بازیکنی که تجربه بالایی دارد می‌تواند شرایط را کنترل و هندل کند. بازیکنی که سالیان سال تجربه حضور در میادین مختلف را دارد، می‌تواند خودش را در جایگاهی نگه دارد که از نظر روحی به‌هم نریزد؛ نه آن بازیکن جوانی که هنوز ۳ یا ۴ بازی باشگاهی کامل هم برای تیمش انجام نداده است. این‌ها تفاوت در نگاه و نگرش‌هاست که در تیم ملی فوتبال کشورمان اعمال شده و دلایل منطقی برای انتخاب این بازیکنان وجود داشته است. مهدی جان خیلی ازت ممنونم.

مهدی هژبری: برای تکمیل صحبت‌هایت من هم فقط یک نکته کوچک بگویم؛ همان‌طور که دفعه قبل هم گفتم، جوان‌گرایی پروسه‌ای است که باید از جام ملت‌ها شروع شود و به جام جهانی ختم شود. ما باید جوان‌گرایی را از آقای قلعه‌نویی توقع داشته باشیم، اما به این صورت که آن را در جام ملت‌های آسیا آغاز کند تا ما یک تیم جوانِ میدان‌دیده و صاحب تجربه در جام جهانی بعدی داشته باشیم؛ نه اینکه یک‌سری جوان بی‌تجربه را مستقیم به جام جهانی ببریم و یک فاجعه رقم بزنیم و بعد توجیه کنیم که قرار است در آینده باتجربه شوند! به همین دلیل، من فکر می‌کنم انتخاب‌ها و استراتژی آقای قلعه‌نویی تا اینجای کار کاملاً درست بوده است.

speaker مهم‌ترین اخبار


اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

همه مسافران سوار شدند؛ وقت حرکت است - جام‌جهانی
همه مسافران سوار شدند؛ وقت حرکت است!