حسین بزرگی می نویسد؛ وقتی هواداران درگیر تنفر از نماینده کشور خودشان میشوند درحال اشاره به یک زخم جمعی و شکاف بزرگ هستند.
به گزارش هفت ورزشی، حسین بزرگی، خبرنگار ورزشی مقیم ایتالیا به بهانه آغاز جام جهانی یادداشتی برای هفت ورزشی نوشته که با هم می خوانیم؛
اول اپریل وقتی آفتاب طلوع کرد هنوز کابوس شب گذشته ایتالیاییها تمام نشده بود! صبح زود وقتی در خیابانهای ایتالیا قدم میزدم خیلی زود فهمیدم امروز کسی قرار نیست حین سپری کردن زندگی روزمرهاش از ته دل لبخند بزند! ایتالیا به شکلی ناباورانه برابر بوسنی شکست خورد تا برای سومین دوره متوالی از حضور در این تورنمنت محروم شود.
همان لحظاتی که میدیدم در گوشه و کنار شهر، ایتالیاییها با همان زبان بدن مخصوص به خود و با خشم از این فاجعه ملی حرف میزنند، سوالی ذهنم را درگیر کرد؛ این جماعت عاشق فوتبال در تابستان گرم 2026 قرار است برای پیروزی کدام تیم در جام جهانی هورا بکشند؟ آیا اصلا قرار است طرفدار تیم دیگری باشند یا من به خاطر فرهنگ جغرافیایی خودم فکر میکنم که اینچنین است؟!
موضوع طرفداری از تیمهای باشگاهی مختلف در سراسر دنیا اتفاقی مرسوم در ایران است؛ ممکن است دو هوادار استقلال و پرسپولیس در متضادترین حالت کریخوانیهای داخلی بر سر عشق به یک تیم اروپایی همنظر باشند و روزی برای موفقیت آن تیم یکدیگر را در آغوش بگیرند؛ برای ما تعجب برانگیز نیست که این تب طرفداری از یک تیم خاص در ایران برای تیمهای ملی هم وجود دارد و هر کشوری میتواند طرفداران سرسختی در ایران داشته باشد؛ این تب طرفداری از تیمهای ملی با فرا رسیدن جام جهانی به اوج خود میرسد.
جنس هواداری یا تنفر از یک تیم ملی خاص کمی با باشگاهها متفاوت است. نوستالژی بچگی، علاقه به یک یا چند بازیکن خاص، مجذوب شدن به فرهنگ یک کشور و حتی مهاجرت میتواند شما را طرفدار تیم فوتبال یک کشور دیگر به جز وطنتان کند. اما علت تنفر از یک تیم ملی هم جالب توجه است؛ دلایل سیاسی، تاریخی، استثمار، جنگهای گذشته و نفی یک ایدئولوژی، سرود یا پرچم آن کشور میتواند مردم را از یک تیم خاص در جام جهانی بیزار کند. فوتبالی که میتواند یک اتحاد بزرگ در سطح کشور میان مردم به وجود بیاورد، گاهی خودش محل شکاف میشود.
در بعضی موارد تنفر از یک تیم در عرصه ملی پیشینه تاریخی دارد؛ آرژانتینیها و برزیلیها چشم دیدن قهرمانی و موفقیت تیم دیگری در امریکای جنوبی را ندارند. درست همانطور که در اسکاتلند تقریبا هیچکس دوست ندارد انگلیس به نتیجه برسد. همچنین حافظه جمعی هلندیها به دلیل اشغال این کشور در جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازی و همچنین شکست شوکه کننده در فینال ۱۹۷۴ برابر آلمان غربی، همیشه علیه آلمانها کار میکند؛ هرجا آلمان شکست بخورد احتمالا چشمهای یک هوادار لالههای نارنجی از شادی برق میزند.
در ایران اما ماجرا فرق میکند. در کشوری که تعداد عاشقان فوتبالش قابل شمارش نیست اما تا همین چندسال پیش تنها صعود به جام جهانی بزرگترین افتخار محسوب میشد، همراه شدن با یک تیم بزرگ و چشیدن لذت صعود به مراحل پایانی یا استرس شیرین برای قهرمانی یک موضوع غیرقابل اجتناب است! بنابراین پیدا کردن دلیل برای طرفداری از تیم یک کشور دیگر خیلی سادهتر است اما وقتی هواداران درگیر تنفر از نماینده کشور خودشان میشوند درحال اشاره به یک زخم جمعی و شکاف بزرگ هستند.
بدون دیدگاه