پانزدهمین سالگرد درگذشت ناصر حجازی، اسطوره استقلال و فوتبال ایران، فردا در بهشت زهرا برگزار میشود.
به گزارش هفت ورزشی، بعضی نامها تبدیل به حافظه جمعی مردم میشوند؛ ناصر حجازی هنوز زنده است…
به نقل از رسانه رسمی باشگاه استقلال؛پانزده سال گذشته، اما بعضی آدمها از تقویم بیرون میزنند. انگار زمان روی اسمشان متوقف میشود. ناصر حجازی از همان آدمها بود؛ مردی که فقط یک دروازهبان نبود، فقط یک ستاره ورزشی نبود، فقط یک چهره محبوب نبود. او شبیه یک «کاراکتر» بود؛ قهرمانی که از دل قصههای قدیمی بیرون آمده بود تا به مردم یادآوری کند اسطوره بودن چه معنا و چه سیمایی دارد.
در روزگاری که خیلیها برای ماندن خم میشدند، حجازی ایستادن راانتخاب کرد. بلند، مغرور، آرام و بینیاز از توضیح دادن خودش. او از آن آدمهایی بود که وقتی وارد اتاق میشدند، همه سر برمیگرداندند؛ نه فقط به خاطر قد و چهره و لباسهای شیکش، بلکه بهخاطر وقاری که همراهش بود. انگارمیدانست قرار نیست شبیه دیگران زندگی کند.
درون دروازه، کیفیتی داشت که هنوز هم دربارهاش با حسرت حرف میزنند. واکنشهای سریع، خروجهای مطمئن، تسلط روی هوا و آن اعتماد به نفسی که به کل تیم منتقل میشد. در دورهای که فوتبال ایران امکانات امروز را نداشت، حجازی استانداردی ساخت که سالها دستنیافتنی ماند. برای خیلیها، او فقط بهترین دروازهبان تاریخ استقلال نبود؛ نماد امنیت بود. وقتی ناصر درون دروازه میایستاد، انگار خیال سکوها راحت میشد.
اما عظمت او فقط به دوران بازی ختم نشد. روی نیمکت هم همان ناصر بود؛ همان مردی که حاضر نبود برای موفقیت، خودش را بفروشد. او از آن مربیهایی نبود که شب قهرمانی راحت بخوابد اگر میدانست چیزی از عزت خودش کم شده است.
مردم هم این را میفهمیدند. محبوبیت حجازی فقط از فوتبال نمیآمد؛ از شخصیتش میآمد. او بلد بود محترم بایستد، بدون اینکه تملق بگوید. غرورش از جنس تکبر نبود؛ از جنس اصالت بود. همان اصالتی که باعث شد هواداران رقیب هم برایش احترام قائل باشند.
حجازی از معدود چهرههایی بود که فراتر از رنگها رفت. استقلالیها او را اسطوره میدانستند، اما محبوبیتش محدود به یک سکو نماند. مردم ایران در او چیزی میدیدند که کمیاب است؛ شرافت. برای همین وقتی رفت، فقط یک باشگاه عزادار نشد، یک ملت بغض کرد.
پانزده سال از رفتنش گذشته، اما هنوز عکسهایش بوی ستارههای واقعی را میدهد؛ همان کت و شلوارهای مرتب، موهای آراسته، نگاه نافذ و لبخندی که همیشه رگهای از اندوه و غرور را با هم داشت. نسلهای جدید شاید بازیهایش را کامل ندیده باشند، اما اسمش را شنیدهاند؛ چون بعضی نامها، تبدیل به حافظه جمعی مردم میشوند.
ناصر حجازی هنوز زنده است؛ روی سکوهایی که نامش را فریاد میزنند، در دروازهای که هنوز کسی نتوانسته کاملاً شبیه او در آن بایستد، و در ذهن مردمی که قهرمانهای واقعی را فراموش نمیکنند.
گفتنی است مراسم بزرگداشت پانزدهمین سالروز درگذشت این اسطوره فقید، فردا (جمعه) از ساعت ۱۱ صبح در قطعه نامآوران بهشت زهرا(س) و با حضور خانواده محترم و دوستداران آن مرحوم برگزار میشود.
بدون دیدگاه