سرپرست مدیرعاملی باشگاه استقلال می گوید از اولین برخورد با ریکاردو ساپینتو انرژی مثبتی نگرفته است.
به گزارش هفت ورزشی، چهارشنبه گذشته مردی به دفتر تحریریه هفت صبح آمد و کنارمان نشست که دهه 80 مصاحبه با او جرم بود! در دهه 90 خودش دوست نداشت مصاحبه کند!
و در دهه فعلی هم آن قدر سرش شلوغ است که نمی شود برای مصاحبه او را پیدا کرد!
علی تاجرنیا نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و مدیرعامل فعلی استقلال که علاوه بر مدیریت تخصص اصلی او دندان پزشکی است. برهمین اساس بر آن شدیم به جای آغاز مصاحبه با استقلال و فوتبال کمی از دندان پزشکی بپرسیم و… عجبا که تاجرنیا تعجب نکرد و صادقانه به سووالات گوناگون ما پاسخ داد. در این مصاحبه به ما که بد نگذشت و امیدواریم با خواندن آن به شما هم بد نگذرد!
خسته نشدید این قدر مصاحبه تکراری فوتبالی؛ درباره سهمیه لیگ نخبگان آسیا؟ بازیکنان خارجی؟ پول بازیکنان؟ شکایت ساپینتو؟ پرسپولیس و غیره؟!
برعکس آنچه که همه فکر می کنند خیلی طرفدار دوربین نیستم! واقعیت امر این است که در هر کاری بودم 100 خودم را گذاشتم. در همین انتخابات ریاست جمهوری گفتند دکتر پزشکیان قطعا رییس جمهور خواهد شد چون علی تاجرنیا رییس ستاد انتخابات ایشان است. در استقلال هم من 100 خودم را گذاشته و می گذارم. شاید مصاحبه و سووال زیاد باشد اما با صبر و تحمل جواب می دهم آن هم برای پاسخ دادن به میلیون ها هوادار استقلال و افکار عمومی.
نه! منظور ما علاقه شما به مصاحبه های زیاد نبود بلکه برای تنوع، امروز می خواهیم مصاحبه را به یک شکل دیگری شروع کنیم. قبل از اینکه برویم سراغ سووالات اصلی، اجازه دارم یک سواستفاده کنم از حضور دکتر “تاجرنیا”ی دندان پزشک؟!
( پاسخ مثبت می دهد و می پرسم) آقای دکتر الان لمینت بهتراست یا کامپوزیت؟!
در مورد بحث دندانپزشکی قبل از همه این موارد بهتر است با مراقبت بیشتر از دهان و دندان، کاری کنیم که دندان پوسیده نشود. البته مورد با مورد متفاوت است. در دندانپزشکی برای ما مهم چفت شدن دو دندان روی هم است. بر این اساس یا جلو آمدگی دندان شما، میزان تراش و … پزشک تشخیص می دهد کدام روش بهتر است. الان کامپوزیت های خوبی آمده اما بهتر است دندان پزشک شما تشخیص دهد.
ایمپلنت چه طور؟ این روزها خیلی تبلیغ می کنند ایمپلنت کره ای، سوییسی یا آلمانی و… (بالبخند) همه اینها چینی هستند دیگر؟!
نه! اتفاقا ایمپلنت های چینی در ایران استفاده نمی شود. چینی ها خیلی دنبال تجارت ایمپلنت و دندان نیستند یا اینکه وزارت بهداشت ایران مجوز نمی دهد. در کشورمان بیشتر از ایمپلنت کره جنوبی استفاده می شود. این را باید بگویم که ایمپلنت های کره ای تنه به تنه ایمپلنت های سوییسی و آمریکایی زده و از کیفیت بالایی برخوردارند. البته مهم این است از ایمپلنتی استفاده کنید که از سوی پزشک شما برای طراحی و جراحی توصیه می شود.
حدود قیمت را می توانید بگویید؟
حداقل قیمت یک واحد ایمپلنت برای درمانگاه های خصوصی و کف آن 30 میلیون تا 35 میلیون تومان برای شما تمام خواهد شد. البته کسی که کمتر قیمت دهد پزشک ایثارگری است!
الان این قیمت است یا همین الان؟!
ببینید الان 50 درصد هزینه دندان پزشکی، قیمت متریال و مواد اولیه است، 25 درصد پروتزیست می گیرد و فقط 25 درصد دستمزد دندانپزشک خواهد بود.
آخر چند روز پیش رفتم داروخانه قرص بگیرم به من گفتند می شود 880 هزار تومان! سپس آقای نسخه پیچ توصیه کرد دو بسته بخرم چون قراراست گران شود و 10 روز دیگر باید یک میلیون و 200 یا 300 هزار تومان بابت آن پرداخت کنم!
واقعیت این است که چه در حوزه دارو یا سایر موارد ما وابستگی به کمپانی های خارجی داریم حتی دارو که خیلی هم تولید می کنیم! بنابراین به سیستم ارز به شدت وابسته هستیم. متأسفانه در بخش دارو یک بخش این است اما یک بخشی باید بپذیریم که انصاف ها هم کم شده است. من دندانپزشک، من تولید و وارد کننده دارو باید بدانیم و بدانید یک بخشی مربوط به دلار و ارز است اما یک مقدار هم … شما در کرایه تاکسی ها هم می بینید وقتی بنزین گران می شود طرف کرایه اش را دو برابر می کند درحالی که فقط بنزین گران شده و همه هزینه های راننده تاکسی که دوبرابر نشده است. در زمان جنگ و شرایط فعلی وظیفه من دندانپزشک است که خیلی به مردم فشار نیاورم و وظیفه صاحب داروخانه و سایر اصناف هم همین است. من و شما و همه هموطنان در این شرایط باید دل ها را به هم نزدیک کنیم و با هم مهربان باشیم (می خندد و به شوخی ادامه می دهد) که البته به شما هم بابت هزینه دندانپزشکی فشار نیاید!
(به شوخی) آقای دکتر خرج دندان پزشکی که خیلی گران است! بهتر نیست همه دندان هایم را بکشم و یک دست دندان مصنوعی بکارم؟!
فقط می خندد!
همه این سووالات را مطرح کردم که بگویم دندان پزشکی شغل پردر آمدی است! دردسر هم ندارد. هر روز هم در رسانه ها علیه شما نمی نویسند و… چرا با آمدن به استقلال برای خودتان دردسر درست کردید؟! سرتان درد می کرد؟!
من آدمی هستم که اولین فعالیت های اجتماعی خودم را از 8 سالگی آغاز کردم و خیزش 1357 مردم ایران کنار پدرم بودم. از آن زمان هرگز مثل یک کودک، نوجوان، جوان یا بزرگسال معمولی زندگی نکردم. صحبتی هم شد در دولت بمانم و کمک کنم اما عشق به استقلال من را به این سمت کشاند.
می دانم استقلالی هستید و یک زمانی عضو هیئت مدیره این باشگاه بودید اما این میزان از علاقه هم یک مقدار برای خود من عجیب است؟
بله، آقای دکتر شریعتمداری (مدیرعامل هولدینگ خلیج فارس) هم می دانست بسیار استقلالی هستم. قرار شد رییس هیأت مدیره باشگاه استقلال باشم اما دست تقدیر … بابت انتقادات و صحبت هایی که علیه من می شود آن قدر که اطرافیانم ناراحت می شوند خود من ناراحت نمی شوم. امروز روز خوب ماست اوایل فصل خیلی شرایط سخت بود. یک روز مادرم زنگ زد و گفت “علی تو را به خدا از استقلال بیا بیرون!”
و شما به حرف مادر گوش نکردید؟
من منتظر هستم فرصتی به وجود آید که زودتر خواسته ماردم را اجابت کنم!
البته شما اولین دندان پزشکی نیستید که مدیرعامل یک باشگاه سرخابی شدید. دکتر مهدی رسول پناه هم دندان پزشک وزیر ورزش آقای سلطانی فر بود و درست مثل شما رییس هیئت مدیره باشگاه شد و بعد هم شد مدیرعامل پرسپولیس!
دوست ندارم من را با ایشان مقایسه کنید!

می دانیم شما علاوه بر ریاست ستاد انتخاباتی آقای پزشکیان، دندان پزشک رییس جمهور هم بودید. به عنوان رییس ستاد انتخاباتی آقای پزشکیان و من هم به عنوان کسی که به ایشان رأی دادم اجازه دارم یک سووال بپرسم؟
(سری به نشانه تأیید تکان می دهد) بفرمایید!
به هر حال شما تبلیغ کردید، من هم قانع شدم و رأی دادم. شما صحبت های اخیر خانم مهاجرانی سخنگوی دولت را در خصوص آسیب دیدگان جنگ تحمیلی دیده یا شنیده اید؟
کدام بخش را می گویید؟ شما بگویید کدام بخش از صحبت های سخنگوی دولت تا من هم بهتر بتوانم صحبت کنم؟

خانم فاطمه مهاجرانی سخنگوی محترم دولت فرمودند ما بابت بازسازی خانه هایی که در جنگ تحمیلی با بمب و موشک آسیب دیدند حمایت مالی نمی کنیم اما به آسیب دیدگان مجوز می دهیم که دو طبقه اضافه بسازند یعنی تراکم شناور!
(دوباره سری تکان می دهد و با دقت بیشتری گوش می دهد)
خُب، بیایید جای مردم و دولت را با هم عوض کنیم. اگر چنین اتفاقی می افتاد و چنین صحبت هایی می شنیدید چه حالی به شما دست می داد؟ قبول کنید گاهی اوقات سخنگو نبودن، سخن نگفتن و سکوت کردن کمتر مردم را اذیت می کند. طرف خون دل خورده و بعد از 20 یا 30 سال کار سخت و تلاش فراوان یک واحد مسکونی تهیه کرده که دشمن با بمب و موشک آن را تخریب کرده است آن گاه دولت مجوز تراکم شناور می دهد؟ اصلا شما مجوز برج بدهید به چه درد آن بنده خدا می خورد که خانه و کاشانه اش را از دست داده و آه هم در بساط ندارد؟ شما نه تنها باید غرامت می دادید و منزلش را می ساختید بلکه هزینه تراپی هموطن ما را هم می پرداختید. حالا که عیب ماجرا را گفتیم، حُسن شما را هم بگوییم که در باشگاه استقلال خانم سخنگویی بود بدون کوچک ترین شناختی از فوتبال که درباره همه چیز حرف می زد. از وقتی شما سرپرست مدیرعاملی باشگاه شدید این خانم را وادار به سکوت کردید و…
مرسی! شما صحبت کرید من توضیح بدهم اول در مورد دولت که باید در مجموع درباره ساختار دولت و حاکمیت یک توضیحی بدهم. وقتی دولت با وجود سرمایه هایی مثل نفت احساس استغنا می کند ادبیات فرق می کند. وقتی دولت نیازمند مردم است با ادبیات خاصی صحبت می کند و وقتی نیاز مرتفع می شود، ادبیات هم عوض می شود! البته من می دانم واقعا شخص رییس جمهور و دوستان من در دولت فعلی حداقل این تواضع را در بحث مردم داشته اند اما چون این موضوع نهادینه شده، بنابراین کافی نیست. در مورد اخیر هم من عرض کنم واقعیت این است ما به عنوان یک سازمان باید شرایط را به گونه ای با هم افزایی جلو ببریم. وقتی این هم افزایی دچار لنگی می شود باید جبران کنیم. ممکن است این لنگی فقط به آن جزء مربوط نشود اما وقتی کار مورد حمایت مردم و جامعه رسانه ای نیست باید اصلاح کنیم. در باشگاه استقلال هم ما همان سخنگوی خانم را در جایگاه دیگری به عنوان مدیر امور بانوان گذاشتیم که خروجی و حاصل کار خوب بود. خودم معتقدم هر جایی احساس کردیم مرتکب اشتباه شدیم باید اصلاح کنیم و اگر روی اشتباه خود اصرار داشته باشیم محکوم به سقوط خواهیم بود. در استقلال سعی کردیم این موضوع را رعایت کنیم و اگر مسیری را اشتباه رفتیم آن را درست کنیم. استقلال اگر می خواهد رشد کند اول باید تابلوی خود را درست کند و خوشحالم توانستیم بخشی از آن را اصلاح کنیم. با توجه به تغییرات متعدد و عدم ثبات در باشگاه استقلال، بسیاری از هواداران از آینده نومید شده بودند اما سعی کردیم تابلو را عوض و طرفداران را امیدوار کنیم. من هم معتقدم معدل افکار عمومی جامعه و معدل رسانه اشتباه نمی کند.
(به شوخی) البته من سیاسی نیستم و پدر بزرگم هم همیشه با جمله ای از صادق هدایت که قابل بازگویی نیست وصیت می کرد هرگز دنبال سیاست نرویم!
(با لبخند و شوخی) من هم سیاسی نیستم بلکه یک دندانپزشک هستم که گاهی بار خورده و … (با صدای بلند می خندد!)
فقط می خواستم بگویم گاهی سخن نگفتن و سکوت کردن هم خودش یک هنر است؟
کاملا درست است و موافقم!
آقای دکتر!معروف ترین بیماری که داشتید چه کسی بوده است؟ بالاخره مقامات و وزرا پیش شما می آیند و…
به دلیل اینکه سابقه کوچکی در فضای سیاسی دارم خیلی از بیماران من شخصیت های سیاسی هستند که معروف ترین آنها هم دکتر مسعود پزشکیان است.
آقای دکتر! در بین بازیکنان استقلال کدامیک دندان های مرتب تری دارد؟ آخر رسم است دیگر؛ آرایشگرها وقتی به یکی نگاه می کنند اول به مدل موهایش دقت می کنند، ارتوپدها به نحوه ایستادن آدم ها توجه می کنند و به هر حال شما هم وقتی با یکی حرف می زنید اول به دندان های او نگاه می کنید؟
دقیقا درست است. بازیکنی که می گویید را می شناسم و اسمش هم مدنظرم است اما اگر اجازه بدهید حرفی نزنم. ببخشید!
امیدوارم این بخش از مصاحبه شما را خسته نکرده باشد چون هدف این بود یک مقدار از فضای فوتبال و مصاحبه های تکراری فاصله بگیریم؟
نه، خواهش می کنم!
وقتی مصاحبه های شما را می بینم دلم به حالتان می سوزد. مثلا یک بار از شما پرسیدند: شما که دنبال شورای شهر و نظام پزشکی هستید چرا آمدید استقلال؟! در صورتی که خیلی ها تأیید می کنند شما به خاطر استقلال قید مشاغل سیاسی و حتی وزارت ورزش را هم زدید؟
ببینید اینکه بگویم قید پست های سیاسی را زدم خیلی صادقانه نیست. برای من مهم است مفید باشم و پست هایی هم پیشنهاد شد اما بعضی از نهادها نپذیرفتند اما موضوع استقلال فرق می کند و یک دلبستگی است. اگر وزیر هم می شدم و می گفتند بیا و عضو هیأت مدیره استقلال باش می پذیرفتم. اگر معاون رییس جمهور هم می شدم و چنین پیشنهادی می شد باز به استقلال می آمدم!
یعنی شما بین معاون رییس جمهور بودن و عضو هیأت مدیره استقلال شدن، دومی را انتخاب می کردید؟
من این حرف را نزدم بلکه منظورم این بود که اگر آن پست ها را داشتم و استقلال هم پیشنهاد عضویت در هیأت مدیره را می داد با جان و دل قبول می کردم. اگر احساس کنم در استقلال مفیدتر از معاونت ریاست جمهوری هستم استقلال را انتخاب می کنم.
گاهی انتقاداتی از شما می شود که کاملا مشخص است خط و خط دهی پشتش است. بهتر بگویم به نظر می رسد از داخل مجموعه خودتان در باشگاه استقلال این خط ها داده می شود. آدرس ها خیلی دقیق است و… این طور نیست؟
بله، قبول دارم. چیزی که در فوتبال ناراحتم می کند این است که ورزش مشی پهلوانی است که همراه با صداقت و روراستی است. گاهی احساس می کنم مخصوصا در سال های اخیر دُز آن کم شده است. 20 سال پیش که در استقلال بودم در رسانه ها چنین وضعیتی نبود. امروز فضای مجازی هم اضافه شده و کاملا حس می کنم یکسری اخبار از درون باشگاه لو می رود اما تا جایی که بتوانم تحمل می کنم همچنین فرصت می دهم آن دوست یا همکار به خودش بیاید. متاسف هستم که بگویم بخشی از این مسأله ناشی از آن است که منِ عضو هیأت مدیره یا مدیر باشگاه منفعت شهرتی، منفعت مالی یا منافع دیگر دارم برای اینکه اخبار محرمانه را لو بدهم! این خبر رسانی ها و لو دادن اخبار محرمانه باشگاه به استقلال لطمه می زند. ببینید اگر فقط به تاجرنیا لطمه بزند می بخشم اما… توجه داشته باشید 30 ساله بودم که کیهان علیه من می نوشت و با این فضا بیگانه نیستم و الان دیگر ناراحت نمی شوم که یکسری رسانه ها یا افراد چیزهایی علیه من بنویسند و …

شما به عنوان مدیرعامل باشگاه قطعا باید از حال پیشکسوتان باخبر باشید. برای ملاقات شاهرخ بیانی که به بیمارستان رفتید؟
من دور قبلا رفتم و این دوره نتوانستم بروم.
چرا؟ چون این سری علیه شما مصاحبه کرده بود؟ ولی پارسال که بستری شده بود شنیدیم هم رفتید و هم هزینه های بیمارستان را پرداخت کردید. چرا؟ چون این سری علیه شما مصاحبه کرد تنبیه شد؟!
نه! نه! اصلا این طور نبوده است. در دوره گذشته ایشان بستری بودند مبلغ قابل توجهی هزینه شد که پرداخت کردیم. قرار شد بیمه بخشی از آن را بدهد و به باشگاه برگرداند که چنین کاری نکرد. از آن موضوع ناراحتم (تأکید می کند) مصاحبه را نمی گویم بلکه همان پول بیمه منظورم است که باید به باشگاه بر می گشت. البته منابع باشگاه محدود است و دوستان پیشکسوت باید با ما همکاری کنند.

می دانیم که از جوانی استقلالی بودید! ستاره مورد علاقه شما چه کسی بوده؟!
( با مکثی طولانی) بازیکنان زیادی مورد علاقه ام بوده اند اما هم نوع شخصیت و هم به لحاظ فنی ناصرخان حجازی خیلی به شخصیت استقلال می خورد و دوستش داشته و دارم.
آقای تاجرنیا! در مورد شما یک اعتقادی دارم؛ شما اولین مدیری هستید که بعد از سال ها استقلال را از قالب یک تیم فوتبال در آوردید و به یک باشگاه ورزشی تبدیل کردید. استقلال فعلی شبیه تاج سابق شده که در رشته های مختلف مردان و زنان تیمداری می کرد؟
قبل از ورود به استقلال یک آرزویی داشتم و همیشه از خودم می پرسیدم که چرا در ذهن مردم است که یک زمانی تاج سابق یک باشگاه بوده که خودش شروع کننده باشگاهداری در رشته های مختلف بوده است. این همه امکانات ورزشی حتی در استانبول تاج اسپورت داریم یا اسپانیا و… چرا استقلال توسعه یافته ترنباشد؟ با این ذهنیت در باشگاه استقلال قبول مسوولیت کردم. نگاه من توسعه باشگاه استقلال در همه زمینه هاست. به لحاظ ورزشی هم برای من سخت بود که بسکتبال یا والیبال استقلال سال ها قهرمان شده و حالا خبری از این تیم ها نباشد. وقتی سرپرست مدیرعاملی باشگاه شدم دنبال گسترش در حوزه تیمداری فرافوتبال و توجه به ورزش زنان و حتی فراتهران باشم. اسم ما استقلال ایران است و شاید اشتباهاتی هم کرده باشم اما سفت و سخت جلو رفتم. الان خوشحالم 80 درصد تیم های ما روی سکو رفتند و همین 6 هفته گذشته 6 قهرمانی داشتیم. این اتفاق بسیار خوبی است و الان رؤسای فدراسیون های مختلف ورزشی به باشگاه استقلال می آیند که ما تیمداری کنیم.
قطعا این برای جامعه هواداری استقلال مایه افتخار است که دیگر تیم مورد علاقه آنها پشت صندوق عقب یک ماشین اداره نمی شود. اما یک نگرانی بزرگ هم وجود دارد؛ اینکه بعد از تاجرنیا چه می شود؟ این علی تاجرنیا بود که توانست یک تیم فوتبال را تبدیل به بیش از 10 تیم ورزشی کند و… فردا که شما بروید چه بلایی قرار است بر سر این تیم ها بیاید؟ یکی یکی قراراست منحل شوند؟
من قصد ندارم به عنوان رییس هیأت مدیره فعلا این جایگاه را ترک کنم! شاید مدیرعامل نباشم اما ریاست هیأت مدیره یا کمک به استقلال را رها نخواهم کرد. البته باید کاری کنیم هلدینگ خلیج فارس پشیمان نشود و ادامه دهد.
ناراحت نمی شوید اگر در مورد شما یک چیزی بگویم؟ شما با مجموعه روابطی که داشتید ماهی سر سفره استقلال گذاشتید اما ماهیگیری به استقلال یاد ندادید! من از ویرانه های بعد از رفتن شما می ترسم؟ بپرسید چرا؟!
اولا آقای محمد شریعتمداری (مدیرعامل شرکت صناعی پتروشیمی خلیج فارس) مدیری است که در 16 ماه گذشته وقتی برای باشگاه استقلال گذاشته که من باورم نمی شد با توجه به جایگاه ایشان چنین وقتی بگذارد. اینکه ایشان این قدر توجه داشته باشد باورم نمی شد و من هم به آقای شریعتمداری قول دادم که اگر بمانم و این همکاری تداوم داشته باشد هر سال بند ناف استقلال را از پتروشیمی به مرور جدا کنم! اگر امسال 10 درصد از طریق سایر اسپانسرها کسب کنیم سال بعد 20 درصد و همین طور سال به سال به خودکفایی خواهیم رسید.

زمزمه هایی هم شنیده می شد که محمد شریعتمداری پرسپولیسی است. چنین چیزی صحت دارد؟ ایرادی هم ندارد که…
من دست آن پرسپولیسی را می بوسم که مالک استقلال شود و تمام وقت و انرژی خود را برای استقلال بگذارد. اگر آقای شریعتمداری یک روزی هم پرسپولیسی بودند الان از هر استقلالی استقلالی تر است!
من جواب خودم را گرفتم! یکسری از اتفاقات فوتبال ما از پخش سریال مختار هم تکراری تر شده است. تابستان سال گذشته و در فصل نقل و انتقالات در جذب ستاره های استقلال به نظرتان یک مقدار ریخت و پاش نشد؟ مثلا موسی جنپو یا آنتونیو آدان و حتی داکنز نازون که بالای 2 میلیون دلار هزینه داشت؟
بعضی مواقع شما یک روش غلط را طی می کنید که مسیر ناگزیر شماست. وقتی ما به استقلال آمدیم این تیم دررده یازدهم جدول بود. البته در جام حذفی بودیم اما در خوشبینانه ترین حالت استقلال می توانست در لیگ برتر ششم شود. استراتژی باشگاه که مدیر عامل وقت آن آقای علی نظری جویباری بودند این بود که هر گونه نقل و انتقالات را به بعد از جام حذفی موکول کنیم تا حداقل یک جام بگیریم و استراتژی درستی هم بود. بنابراین یک مقدار از نقل و انتقالات تابستانی عقب افتادیم و به خاطر زمان و فضای کمی که داشتیم یکسری مولفه ها و دخالت 100 درصدی سرمربی و مشاوران فوتبالی را متحمل شدیم که دردسر ساز شد. (به نظر می رسد منظورش سیدورف و ساپینتوست!)

شنیدیم کلارنس سیدورف و ریکاردو ساپینتو بر سر خرید بازیکن؛ اول دعوا کردند! بعد قهر کردند! بعد این دو را با هم آشتی دادند و هزینه آشتی و شراکت این دو در نقل و انتقالات را استقلال داد! درست است؟
( تلویحا تأیید می کند) من هیچ توضیحی ندارم که بدهم! مهم این است از این به بعد از اتفاقات و اشتباهات گذشته جلوگیری کنیم!
آقای دکتر! وویس هایی از ریکاردو ساپینتو و مدیر برنامه اش و ایجنت چند بازیکن خارجی داریم که اگر بشنوید تن و بدن شما می لرزد! اینکه چه طور با یک تماس و فقط یک تماس (!) 400 هزار دلار روی قرارداد یک بازیکن خارجی آمد و بین خودشان تقسیم کردند؟
خیلی صادقانه بگویم که خودم امیدوارم این مسئله وجود نداشته یا صحت نداشته باشد. در فوتبال باید تلاش کنیم هم شفافیت و هم سلامت ایجاد کنیم که اعتماد جامعه هواداری را از دست ندهیم. ممکن است این مسائل از مدیرعامل پنهان مانده باشد که…
منظور ما به مدیرعامل وقت ارتباطی پیدا نمی کند!
احسنت! من شنیدم دخالت سرمربی و مشاور فنی عامل اصلی این مسائل بوده است. اینکه سرمربی بازیکنی پیشنهاد دهد و بعد همان سرمربی به بازیکن بگوید من تو را پیشنهاد داده ام و روی قیمت خودت ایستادگی کن در گذشته بوده و من کتمان نمی کنم. این فساد به بار می آورد ولی این را هم بگویم مسیری که امسال انتخاب کردیم مسیری است که واسطه ها و مولف های اینچنینی (دلالان) حذف خواهند شد، قول می دهم!
حالا که ساپینتو از ایران رفته است، می توانید ماجرای اردوی کیش را تعریف کنید؟ داستان چی بود؟
من از ابتدا مخالف اردویی بودم که در کیش برگزار شد. از ابتدا هم مخالف بودم اما واقعا مورد اخلاقی را نمی توانم تأیید کنم. موضوعی که مدنظر شماست را از حراست و مدیریت هتل پرسیدم اما تأییدیه آنها را هم نگرفتم. باید مدرک و سند محکمه پسندی به دستم می رسید و الان هم رابطه خوبی با سرمربی قبلی ندارم ولی نمی توانم بی دلیل صحبت کنم.
پس این مورد اخلاقی که می گفتند ساپینتو در کیش پیش آورد و شروع دلخوری شما از او بود، مورد تأیید شما نیست؟
باز نمی توانم تأیید کنم چون باید مدرک و سند به دستم می رسید.
ساپینتو مدعی شد زمانی که شما بین دو نیمه بازی با استقلال خوزستان رفتید داخل رختکن آغاز اختلافش با شما بود؟ منتقدان ساپینتو اما می گویند مرد پرتغالی از وقتی سر ناسازگاری گذاشت که فهمید دو پنجره نقل و انتقالاتی باشگاه بسته و در زمستان پارسال راه کاسبی بعضی ها بسته شده است؟!
صادقانه بخواهم صحبت کنم من بعد از اولین جلسه با ریکاردو ساپینتو از ایشان انرژی مثبت نگرفتم. مسوول اصلی یا مدیرعامل نبودم ولی به ساپینتو گفتم شما فقط پادشاه و سلطان زمین چمن هستید ولی ساپینتو پای خودش را فراتر گذاشت. جدای از کمک های ایرانی خودش که حق اش بود، او در تعیین سرپرست، راننده، مترجم، مدیراجرایی و .. که حق باشگاه است دخالت کرد. در ساپینتو روحیه زیاده طلبی دیدم اما چون مسوول اصلی نبودم حرفی نزدم. این را هم بگویم که به خاطر استقلال، پس از آقای نظری جویباری هم ساپینتو را تحمل کردم. صراحتا بگویم ساپینتو انتخاب شده بود ولی از وقتی سرپرست مدیرعامل شدم با او همراهی کردم.
چرا پس از تحمل سنگین ترین شکست تاریخ باشگاه استقلال و باخت به الوصل امارات با نتیجه 7 بر یک ساپینتو را برکنار نکردید؟
ما در امارات به الوصل نباختیم بلکه از اهواز و بازی با استقلال خوزستان به الوصل باختیم. مسیر کیش و خوزستان و کیش و سپس امارات اشتباه بود. اینکه قبل از بازی الحسین اردن آن مسیر را برویم و بمانیم هم با عقل ناقص من جور در نمی آمد.
چه زمانی تصمیم به برکناری ساپینتو گرفتید؟ جواب ما را هم ندادید که چرا بعد از سنگین ترین شکست تاریخ باشگاه استقلال مقابل الوصل امارات، ساپینتو را اخراج نکردید؟
تجربه تلخی از تعویض سرمربی در ابتدای لیگ بیست و چهارم داشتیم (برکناری جواد نکونام) و نمی خواستیم آن تجربه را تکرار کنیم.
شاید آلترناتیو مناسبی نداشتید؟
برعکس! اتفاقا چه در داخل و چه خارج از کشور مربیان بهتر از ساپینتو زیاد داشتیم. اخراج نکردن ساپینتو بعد از شکست سنگین برابر الوصل تصمیم درستی بود اما از یک جایی متوجه شدیم که او فاقد آن انگیزه لازم است. من قبل از بازی با الحسین اردن این تصمیم را گرفتم که او را برکنار کنم و جواب مثبت هیأت مدیره را هم گرفتیم اما یکی از اعضای هیأت مدیره مخالف بود و کمیته فنی هم 3 به 2 رأی به ماندن او دادند که پذیرفتم. با این حال گفتم و تأکید کردم ساپینتو نتیجه نخواهد گرفت و متأسفانه همین طور هم شد. لابد می دانید ساپینتو بارها علیه من مصاحبه کرد منتهای مراتب سکوت کردم به خاطر استقلال و حتی تحمل کردم اما زمانی که احساس کردم استقلال همه جام ها و حتی جام حذفی را هم از دست می دهد تصمیم به برکناری او گرفتم؛ بازهم به خاطر استقلال!

ببخشید سووالات ما یک مقدار پراکنده است! می خواهم ابهامات را برطرف کنم؛ شما واقعا با یحیی گل محمدی مذاکره کردید؟ صادقانه می خواهم جواب دهید؟
شخص خودم نه اما یحیی گل محمدی وکیلی داشت که با من صحبت کرد. یکی از دوستان هیأت مدیره پیگیر بود، صحبتی شد و آنها شرایط مالی خود را گفتند. دو موضوع مطرح شد یکی مدت قرارداد که وکیل آقای گل محمدی دنبال قرارداد یک سال و نیمه بود منتهای مراتب ما قرارداد 6 ماهه پیشنهاد دادیم که تمدید آن منوط به نتیجه گرفتن و قهرمانی در جام حذفی یا لیگ برتر بود. دیگری هم رقم قرارداد که توافق حاصل نشد. بعدا مصاحبه ای دیدم از یحیی گل محمدی که خودم انتظار نداشتم و از ایشان گله مند هستم و اخلاقی هم نمی دانم که چرا تکذیب کرد؟! هرچند این موضوع را رد نمی کنم که آقای گل محمدی یکی از بهترین مربیان ایران است.
200 میلیارد تومان مبلغ درخواستی یحیی گل محمدی بود؟
نزدیک به همین مبلغ بود!
یعنی واقعا می خواستید یحیی گل محمدی پرسپولیسی را روی نیمکت استقلال بنشانید؟ نمی ترسیدید ماجرای عیسی آل کثیر تکرا شود و هواداران استقلال واکنش منفی شدیدی نشان دهند؟
ببینید، بحث مربیان در کمیته فنی استقلال و هیأت مدیره مورد بحث قرار گرفت و من در جایگاه اجرایی دنبال آقای گل محمدی رفتم که البته گزینه های دیگری هم مطرح بودند. در بحث آل کثیر اگر خودم دخالت داشتم و با آل کثیر قرارداد بسته بودم صادقانه با هوادار صحبت کرده و اعلام می کردم به خاطر نیاز سرمربی و استقلال به رغم مخالفت خودم با او قرارداد بستم. اگر صادقانه با هوادار صحبت کنیم می پذیرد.
آقای دکتر از این بحث که بگذریم، یکی از دلایل گرانی فوتبال یا فساد؛ ایجنت های بی سواد، بلاتشبیه مدیران بی سوادتر در زمینه فوتبال و اداره باشگاه فوتبال یا ایجنت های شیاد و مدیران همدست می تواند باشد. این حرف را می پذیرید؟
متأسفانه ما فوتبال را خوب تبلیغ نمی کنیم و اغلب جنبه های منفی را را لحاظ می کنیم. بیرون ورزش فساد خیلی بیشتر است و اتفاقا فوتبال کاملا شفاف است. ما با یک بازیکن در اسپانیا صحبت می کنیم به فاصله چند ساعت بعد اخبار دقیق آن در رسانه های کشور دیده می شود در حالی که شما چقدر از پیمانکاران نفتی و پتروشیمی ، نیروگاه ها یا جاده سازی و پیمانکاری پروژه های عظیم خبر دارید؟ متأسفانه اخبار منفی که با بزرگنمایی به بیرون انتقال داده می شود به فوتبال آسیب می زند، ضربه می زند. جاهایی پول با همت (هزار میلیارد تومان) پول جا به جا می شود و کسی توجه نمی کند اما به فوتبال که می رسد همه می پرسند چه خبر است؟

با شما موافقیم! هر کسی ما را می بیند می گوید در فوتبال چقدر فساد و پلشتی وجود دارد؟ از بس تبلیغ منفی در عرصه فوتبال صورت پذیرفته در حالی که به قول شما …بعد از رفتن ساپینتو چرا از بین خسرو حیدری و وریا غفوری، وریا را انتخاب کردید؟ خسرو هم قهر کرد و رفت که رفت!
به نظرم یک مقدار سوتفاهم شد. وریا غفوری از این جهت انتخاب شد که سیاست باشگاه بود و می خواستیم اصلاحات اساسی انجام دهیم. به هر حال خسرو حیدری بازیکن سابق استقلال است و باید به خاطر قرارداد حرفه ای اش می ماند. چه بسا اگر خسرو حیدری یک مقدار تحمل می کرد برای خودش هم خیلی بهتر می شد اما تصمیم دیگری گرفت.
صادقانه! وقتی وریا را آوردید، مخالفت هایی شد یا نه؟ اگر اشتباه نکنیم تا چند هفته هم کارت بازی وریا غفوری برای نشستن روی نیمکت استقلال صادر نمی شد؟
ریکاردو ساپینتو دنبال یک چهره محبوب کنار خودش بود که از آن مقبولیت بهره ببرد. خودش وریا غفوری را پیشنهاد داد و من مسیر بسیار سختی را برای گرفتن مجوز وریا طی کردم و خوشحالم توانستم بالاخره زمینه حضورش در کادرفنی استقلال را فراهم کنم. در ادامه مشاوران ساپینتو به او گفتند که وریا کمکی نمی کند و رابطه این دو کدر و خراب شد.

ملاک انتخاب سهراب بختیاری زاده چه بود؟ بعضی ها می گویند حرف گوش کن تر است؟!
نه! سهراب بختیاری زاده بعد از موسیمانه یک تجربه خوبی داشت. در همین رابطه مشورت هایی داشتیم و بین گزینه ها، سهراب بختیاری زاده اصرار روی اینکه فصل بعد هم باشد نداشت که این یک مزیت بود. سهراب بختیاری زاده از بازیکنان استقلال شناخت هم داشت و در مجموع این دو عامل باعث انتخاب او شد.
در واقع سهراب بختیاری زاده خودش قبول کرد که برای 8 بازی لیگ برتر قرارداد ببندد؟ شنیدیم برای لیگ نخبگان دنبال جانشین سهراب هستید؟ ماجرای مذاکره با اسکوچیچ و یک سرمربی ایتالیایی و حتی یک آلمانی چیست؟
شاید قبل از انتخاب سهراب بختیاری زاده این مذاکرات صورت پذیرفته باشد اما بعد از انتخاب او نه!

با فرهاد مجیدی مذاکره ای نکردید یا اینکه پیشنهاد سرمربیگری استقلال را به او ندادید؟
نه، اصلا با فرهاد مجیدی مذاکره ای نداشتیم. البته مربی آلمانی هم گزینه ما نبود.
پرسپولیسی ها حتی به رییس جمهور هم نامه نوشتند. بی تعارف اگر امروز پرسپولیس صدرنشین بود و شما جزو سه تیم بالای جدول نبودید، اعتراض نمی کردید که چرا باید پرسپولیس به لیگ نخبگان آسیا برود؟
این سووال مطرح شده است و اگر جای ما عوض می شد، من صادقانه تلاش می کردم لیگ از سر گرفته شود تا جایگاهم را ارتقا دهم. اگر به هر دلیلی این تلاش من به جایی نمی رسید خیلی صادقانه با هواداران صحبت می کردم که نیم فصل اول شرایط خوبی در جدول داشتیم و نیم فصل دوم شرایط اینگونه پیش رفت و حالا جنگ مانع شده است. من جای پرسپولیسی ها بودم به رییس جمهور نامه نمی نوشتم، این بحث را به دادگاه عالی ورزش (CAS) نمی بردم و از تصمیم فدراسیون و سازمان لیگ تمکین می کردم. فراموش نکنید وقتی یک جنجالی از سوی سکوهای باشگاه پرسپولیس و هوادارانش پیش آمد و مشاوران حقوقی باشگاه استقلال پیشنهاد کردند به AFC شکایت کنیم، ما می خواستیم به کنفدراسیون فوتبال آسیا به خاطر توهین طرفداران رقیب، شکایت ببریم. وقتی آقای مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال متوجه شد با ما تماس گرفت و درخواست کرد این دعوا را به AFC نکشانیم و پذیرفتیم.

بیشترین نگرانی هواداران استقلال جدای از بسته بودن پنجره نقل و انتقالات، وضعیت یاسر آسانی و منیر الحدادی است. وضعیت این دو ستاره چه می شود؟ این دو می مانند یا نه ؟ می گویند یاسر آسانی از ختافه اسپانیا پیشنهاد دارد؟
واقعیت امر اصرار ما بر نگه داشتن این بازیکنان خارجی است و شخصا با برخی از آنها مرتب چت می کنم. مطمئن هستم به لحاظ دلبستگی به باشگاه استقلال خاصه حضور ما در لیگ نخبگان آسیا، این بازیکنان دوست دارند در استقلال بمانند. حالا اگر می شنوید یا می بینید بازیکنی خارجی می گوید می خواهم بروم بخشی از آن بر می گردد به شرایط فعلی کشورمان که یکی ممکن است جایی با پول کمتر و خیالی راحت تر بازی کند. سیاست مدیریت باشگاه استقلال حفظ این دوستان است. به طور مثال برای حضور رستم آشورماتوف در تیم ملی ازبکستان همکاری مطلوبی داشتیم و او هم اعلام کرده می خواهد بماند. یاسر آسانی و منیرالحدادی را هم می خواهیم به هر شکل حفظ کنیم. حالا اینکه بازیکنان خارجی، خانواده یا مشاوران آنها بخواهند مسیر دیگری انتخاب کنند را من نمی توانم جلوی آن را بگیرم اما نهایت تلاشم را می کنم آنها را حفظ کنم.
اگر وکیل ایتالیایی بتواند پنجره شما را باز کند، دوست دارید کدام بازیکن را از پرسپولیس به استقلال بیاورید؟
من خودم را صاحب نظر نمی دانم. پیشنهاد و درخواست سرمربی به کمیته فنی ارجاع داده می شود و سپس کمیته نقل و انتقالات! اینجا نقش مدیریت مهم می شود. اینجا بر اساس بودجه باشگاه و اولویت ها با بازیکنان مذاکره و قرارداد می بندیم.
این شکل حرفه ای کار است اما همیشه هم این طور نیست و … شما اهل بمب ترکاندن نیستید؟
(با خنده) نه! علاقه ای به بمب ترکاندن ندارم. بمب های فصل گذشته هم عمده اش زحمات آقای نظری جویباری بوده است.
بخش آخر اما مسابقه کنکور انتخاب مدیرعامل برتر استقلال است. همکاری می کنید؟
در خدمتم!
مرحوم عنایت آتشی یا نادر فریادشیران؟
عنایت آتشی
مرحوم عنایت آتشی یا عباس کرد نوری؟
عنایت آتشی
مرحوم عنایت آتشی یا کاظم اولیایی؟
عنایت آتشی
مرحوم عنایت آتشی یا علی فتح الله زاده؟
عنایت آتشی!
خدا رحمت کند آقای آتشی را اما به خاطر اینکه ایشان فوت کرده او را انتخاب می کنید؟
من معتقدم مرحوم آتشی و آقا کردنوری اگر در مقطعی نبودند امروز استقلال هم نبود اما اگر مجموع مدیریتی مد نظر شماست باید مرحوم آتشی را حذف کنید و بعد صحبت کنیم.
حالا با توجه به این موضوع ضمن عذرخواهی از خانواده مرحوم عنایت آتشی ناچارهستیم از آن مرحوم با احترام عبور کرده و بپرسیم: امیرحسین فتحی یا دکتر محمدحسین قریب؟
دکتر محمدحسین قریب
دکتر محمدحسین قریب یا سیدرضا افتخاری؟
دکتر محمدحسین قریب
دکتر محمدحسین قریب یا بهرام افشارزاده؟
دکتر محمدحسین قریب
دکتر محمدحسین قریب یا مرحوم احمد سعادتمند؟
دکتر محمدحسین قریب
دکتر محمدحسین قریب یا احمد مددی؟
دکتر محمدحسین قریب
یک مقدار سخت تر کنیم؛ دکتر محمدحسین قریب یا مصطفی آجرلو؟
برای استقلال دکتر قریب!
دکتر محمدحسین قریب یا پرویز خسروانی؟
پرویز خسروانی به نظر من برای باشگاه استقلال یک آدم بی بدیلی بوده است.
پرویز خسروانی یا حجت کریمی؟
پرویز خسروانی و فقط یک توضیحی بدهم که این انتخاب ربطی به دوران گذشته و اینکه ایشان چه مسوولیت غیر ورزشی داشتند، ندارد. کسی که در تأسیس باشگاه استقلال نقش داشته و بعد از پیروزی انقلاب هم دنبال دارایی های استقلال برای باشگاه استقلال بوده است ارزشمند است. این برای من ملاک انتخاب بوده است.
پرویز خسروانی یا علی خطیر؟
پرویز خسروانی
پرویز خسروانی یا علی نظری جویباری؟
پرویز خسروانی
پرویز خسروانی یا علی تاجرنیا؟
بدون شک پرویز خسروانی!
بدون دیدگاه