سرمربی تراکتور درباره حاشیههای مختلف دوران مربیگری خود از جمله پرونده مس رفسنجان توضیحاتی ارائه کرد.
به گزارش هفت ورزشی، محمد ربیعی از جمله مربیانی است که در چند سال اخیر علاوه بر رشد فنی، حاشیههایی را هم تجربه کرده است.
این مربی که ابتدا با بادران در لیگ دسته اول نامی برای خود دست و پا کرد، همراه با مس رفسنجان از لیگ دسته یک به لیگ برتر آمد و توانست روزهای خوبی را با این تیم، ذوبآهن و حالا تراکتور در سطح اول فوتبال ایران داشته باشد.
ربیعی در سالیان اخیر به جز عملکرد مثبت در بخش فنی، درگیر حاشیهها و شایعات بزرگی از جمله پرونده مس رفسنجان و جادوگری در فوتبال شده بود.
در همین مورد ربیعی مصاحبه ای مفصل انجام داده که به آن می پردازیم.
* ایمان دارم در جنگ نصرت با مردم ایران خواهد بود.
* فارغ از تمام تفکرات، علاج در وطن است.
* با تراکتور برای فصل بعد حرف زدم و لیست دادم.
* خلیلزاده نفر اول لیست من است.
* 2 بار با استقلال صحبت کردم.
صرف اینکه شما بازیکن خوبی بودید، دلیل بر این نیست که مربی خوبی باشید.
* در پرونده مس در حق من اجحاف شد، فقط یکبار بهعنوان مطلع احضار شدم.
* جادوگری؟ پیگیری کردم گفتند «م.ر» تو نیستی!
* اتفاقات بد فوتبالی و اشتباهات داوری در بازی با شبابالاهلی رخ داد.
* برگزاری ادامه لیگ توجیه فنی ندارد.
* بهجای ادامه لیگ، فصل بعد را 18 تیمی کنند.
* برای معرفی نمایندگان ایران در آسیا باید جدول فعلی لحاظ شود.
* تیم ملی باید در جام جهانی به مرحله بعد صعود کند.
* بازی با نیوزیلند کلید طلایی تیم ملی است.
* ایران میتواند در جام جهانی بین 3 تا 4 امتیاز بگیرد.
* طرفدار فرانسه هستم.
مشروح گفتوگو با محمد ربیعی را در زیر می خوانید.
در روزهایی که فوتبال تعطیل است سرگرم چه کاری هستید و با جنگ که مهمترین موضوع این روزهای کشورمان است چه میکنید.
همه ما وضعیت مشابه تمام مردم عزیز کشورمان داریم. به هر حال زندگی عادی در جریان است. بنا بر مصلحت تیم ملی برای شرکت در مسابقات جام جهانی، مسابقات لیگ تعطیل و شرایطی ایجاد شد که تیم ملی روند آمادهسازی برای جام جهانی داشته باشد. ما هم گذران زندگی میکنیم.
درباره شرایط جنگ بارها صحبت کردهام. تهاجم غاصبانه و بیرحمانه به مردم و کشور عزیزمان دل هر آدمی را به درد آورده و انزجار زیادی هم به وجود میآورد. خوشحالم که ملت عزیز ایران با مقاومت و استقامت توانستند بیش از 70 روز این استقامت را به کل دنیا نشان دهند. در نهایت ایمان دارم که نصرت با ملت ایران خواهد بود.
یکی از تلخترین روزها و صحنههای جنگ، حمله به پل b1 کرج بود. شما در محل زندگی خودتان فاصله کمی با این پل دارید. از تجربه آن روز به ما بگویید.
اینجایی که اکنون قرار داریم (برای انجام مصاحبه)، نزدیک به 600، 700 متر با پل فاصله دارد. آن روز اینجا بودم، روز سیزده بدر که یک آئین سنتی در فرهنگ ایرانیان است. اطراف پل b1 طبیعت است و مردم به خاطر روز طبیعت آنجا بودند. ابتدا یک انفجار اولیه و مهیب رخ داد. شیشههای مجموعه ما لرزش بسیار زیادی داشت. متأسفانه تعدادی هم شهید شدند. دو یا سه ساعت بعد هم انفجار دوم رخ داد. یکی از تلخترین ساعات و لحظاتی بود که ما اینجا بودیم، چون رعب و وحشت زیادی وجود داشت و همه مردم میدویدند. خیلی ناراحت کننده و لحظه بسیار دردناکی بود.
از سوی دیگر برای ما که بچه کرج هستیم و چیزی نزدیک به بیش از 40 سال است اینجا سکونت داریم این پُل یک نماد برای منطقه بود. کار مهندسان و بچههای نخبه ایرانی بود. بعد از خراب شدن این پل همه فهمیدن بزرگترین پل خاورمیانه بوده است. یعنی توانستیم در ایران بزرگترین پَُل خاورمیانه را بسازیم. این پل یک بخش عمدهای از ترافیک را در سطح کشور از بین میبرد و دورترین نقطه غربی استان البرز را به اتوبان شهید خرازی و همت متصل میکرد. کار بسیار ویژهای بود و همه منتظر افتتاحیه بودند و فکر کنم یک یا دو ماه قبل از افتتاحیه این اتفاق افتاد. واقعاً از این بابت هم خیلی دردناک بود.
یک چیز دیگر هم که در این جنگ خیلی اذیتم کرد؛ جدا از بحثهایی که همه در رابطه با شرایط میناب صحبت کردند، خیلی لحظات دردناکی بود. فیلمی از یک پدر و مادر دیدم که بچه خردسال خودشان را خاک میکردند. چقدر سخت است. یک نفر دیگر بود که نصف صورت نداشت. امیدوارم خدا بندگانش را اینطور آزمایش نکند. آزمایش سختی است. لحظات و روزهایی را دیدیم که شاید دوست نداشته باشیم هیچ وقت در زندگی آنها را تجربه کنیم.
وقتی صحبت از بچههای میناب شدید منقلب شدید، اما برخی از همکاران شما در فوتبال هیچ واکنش به جنگ و اتفاقات آن نداشتند.
اظهار نظری درباره این قضیه ندارم. هر کسی حرفی زده دلی حرف زده است. اگر من حرف میزنم، از تمام اتفاقاتی که در گذشته هم در کشورم افتاده ناراحتم. از دی ماه 1404 تا قبلش، فرقی نمیکند اما وقتی بحث وطن پیش میآید، با همه ایدئولوژیها و اظهار نظرها و تفکرات، فارغ از همه اینها باید بدانیم «علاج در وطن است». هر چیزی در وطن و در خاک ماست. خودمان باید بتوانیم کشورمان را درست کنیم و بسازیم. هیچ بیگانهای نمیتواند به ما کمک کند. باید این را متوجه باشیم. این نگاه شخصی من است. حالا اگر کسی حرفی زد یا چیزی گفت خودش میداند. دنبال این نیستم که برایمان اتفاقی بیفتد، اگر کسی حرفی نزده ایرادی نمیبینم. هر کسی ایده شخصی خودش را دارد. مهم این است که الان در وضعیتی که در کشورمان هستیم، نمیتوانیم نسبت به یکسری اتفاقات سکوت کنیم. وقتی تجاوز بیگانه را به کشورم میبینم باید آن را مردود اعلام کنیم.
شما یکی از افرادی بودید که به لحاظ فوتبالی هم از جنگ آسیب زیادی دیدید و نتوانستید با تراکتور تمرینات خوبی را سپری کنید، به همین دلیل مقابل شباب الاهلی شکست خوردید و از لیگ نخبگان حذف شدید.
بله؛ ما هفتم اسفند ماه با گل گهر سیرجان بازی داشتیم و قرار بود 4 روز بعد از آن با تیم شهاب الاهلی در امارات بازی رفت را انجام دهیم. روز 8 اسفندماه ریکاوری کردیم و صبح روز نهم اسفند ماه هم شروع جنگ بود. تراکتور هم مثل همه اقشار و ارگانهای کشور متاثر از جنگ قرار گرفت. تمرینات تعطیل شد اما با باشگاه در ارتباط بودیم و برنامهها را هم به بچهها دادیم. سعی کردیم با برنامههای انفرادی کار را جلو ببریم ولی شرایطی به وجود آمد که اصلاً نمیشد. در مقطعی آقای زنوزی مالک باشگاه تراکتور هم اعلام کرد به تبعیت از وزارت ورزش و جوانان در بازیها شرکت نمیکنیم و سیاستگذاری باشگاه برای این مسئله بود. ما هم تمکین کردیم تا روزی که آتش بس شد.
آتش بس که اعلام شد شرایط تغییر کرد. نگاه آقای زنوزی هم که بسیار انسان بزرگی هستند و واقعاً کار بزرگی برای تراکتور و تبریز در سالهای اخیر انجام دادند، این بود که برای حفظ سهمیه ایران در لیگ نخبگان در مسابقات شرکت کنیم. به همین دلیل خیلی فورس ماژور جمع شدیم. ابتدا با 12، 13 نفر در تبریز تمرین و بعد به صورت زمینی به سمت ترکیه حرکت کردیم. بازیکنان خارجی در ترکیه به جمع ما اضافه شدند و چیزی نزدیک به 40 ساعت طول کشید تا ما به شهر جدید عربستان برسیم.
نکتهای که خیلی دربارهاش صحبت نمیکنند این است که دو بازیکنمان مشکل خروج از کشور پیدا کردند و صبح بازی به جمع ما اضافه شدند. تیم هم نزدیک به بیش از 40 روز بود که شرایط تمرینی نداشت. آنهایی که فنی هستند میدانند اگر 12 روز در شرایط تمرین نباشید، 70 درصد شاخصهای فیزیکی تیم تحت تاثیر قرار میگیرد. انگار یک فصل تمام و فصل دیگر شروع شده است. بچهها و کل مجموعه خیلی ایثار کردند. با سه چهار روز تمرین باید بازی میکردیم. بازیکنان خارجی که دور بودند و رصدشان در این مدت بسیار سخت بود. بازیکنان داخلی هم دو تکه بودند؛ بازیکنان ملیپوش و بازیکنان غیر ملیپوش. مخصوصاً در یک هفته آخر یعنی بین دوازدهم فروردین تا بیستم فروردین که ما فهمیدیم باید برویم. قبل از آن که اصلاً قرار نبود شرکت کنیم و رسماً اعلام شده بود که به عربستان نرویم. این اتفاقات همه دست به دست هم داد. اهل بهانه جویی نیستم. کار درستی نیست که بخواهم الان برای یک باخت بهانه جویی کنم. تکلیفی بود که باید انجام میدادیم.
تراکتور عملکرد چندان بدی تا حدود دقیقه 50 نداشت تا اینکه بیرانوند اخراج شد.
میخواستم دقیقاً به همینجا برسم. با توجه به این عقبه که در رابطهاش صحبت کردم، بازی خوبی انجام دادیم و حتی در نیمه اول شانس داشتیم که برنده به رختکن برویم اما در یک لحظه انتقالی در دقیقه 50 تیم 10 نفره شد. باز هم در این حالت سعی کردیم بازی را نگه داریم. اخراج بیرانوند خیلی سختگیرانه بود. شجاع خلیلزاده به صحنه نزدیک بود و آزمون توپ را به کنار زمین برد. به هر حال داور تصمیم گرفت کارت قرمز دهد. در دقیقه 60 اما پنالتی گرفته شد که اصلاً پنالتی نبود و خیلی سختگیرانه بود. تیمی که انرژیاش تمام شده و مشکل رفت و آمد داشته و دو بازیکنش صبح بازی رسیدهاند، 10 نفره میشود و یک پنالتی هم برای حریف میگیرند. یعنی اتفاقات بد فوتبالی و اشتباهات داوری در آن بازی رخ داد. تا دقیقه 75 هم بازی یک بر صفر بود؛ من به عنوان مربی ریسک کردم. در آن ریسک هم یکی، دو فرصت داشتیم که به ثمر نرسید ولی به موازات آن گلهای بعدی را خوردیم.
مطمئنم اگر در شرایط عادی این بازی برگزار میشد میتوانستیم از سد شباب الاهلی بگذریم. تراکتور تیم بسیار خوبی است و میتوانستیم به مراحل بالاتر هم برویم.
الان لیگ برتر هم نیمه تمام مانده، آیا با این شرایط موافق ادامه لیگ هستید؟ کنفدراسیون فوتبال آسیا هم با زمان دادن دوباره به فوتبال ایران برای معرفی نمایندگان آسیا مخالفت کرده و باید نمایندگان معرفی شوند، با این وضعیت اصلا برگزاری لیگ توجیهی دارد؟
وقتی قرار است این مدل تصمیمات گرفته شود، هر حالتی تصمیم بگیرند موافق و مخالفانی دارند، اما باید تصمیماتی گرفته شود که مضرات کمتری داشته باشد و لیگ بعد را تحت تأثیر قرار ندهد. برگزاری ادامه لیگ توجیه فنی ندارد؛ به چندین دلیل. اول اینکه از یک وقفه چندین ماهه تیمها برای چند بازی باید بیایند که قبلاً هم نمایندگان برای آسیا معرفی شدهاند. این به لحاظ انگیزشی تیمها را دچار اختلاف میکند. از لحاظ تمرینات و دورهبندی فنی و پیشفصل هم دچار مشکل میشوید. از لحاظ بازی نقلوانتقالاتی هم باشگاهها را دچار مشکل میکند. از لحاظ طول زمانی لیگ در فصل آینده هم دچار مشکل میشوند.
توصیه من این است که سازمان لیگ همینجا لیگ را خاتمه دهد. تاریخ لیگ بعد را از الان مشخص و فصل بعد را با 18 تیم شروع کرده و از الان اعلام کنند فصل بعد 4 تیم سقوط میکنند. اگر فصل بعد را با 18 تیم برگزار کنیم، تیمها در مجموع 34 بازی خواهند داشت، ولی اگر الان ادامه لیگ قبل را برگزار و بعد لیگ جدید را شروع کنیم، هر تیم 38 بازی خواهد داشت. به این ترتیب تعداد بازیها و دغدغهها کم میشود. به علاوه اینکه شما باید بدانید تکلیف بازیکنان خارجی، نقل و انتقالات و بازیکنان حاضر در جام جهانی هم خیلی مهم است.
درباره معرفی نمایندگان ایران در آسیا چه پیشنهادی دارید، در حال حاضر همه باشگاههای مدعی خواهان حضور در مسابقات باشگاهی آسیا هستند.
تصمیم سختی است. هر کسی منافع تیم خودش را در نظر میگیرد. اگر منصفانه صحبت کنیم تصمیم چالش برانگیزی است. در جاهای دیگری که من دیدم ناخواسته جدول فعلی لیگ لحاظ میشود. فکر میکنم ما در تراکتور دو بازی سخت با ملوان و گلگهر انجام دادیم. اگر در انزلی هم پنالتی ما را میگرفتند الان صدر جدول بودیم و قهرمان میشدیم. اگر ادامه لیگ را هم ببینیم، پیشبینی من این است که برای تراکتور شانس زیادی برای قهرمانی قائل هستم. یعنی هر کسی از زاویه خودش نگاه میکند. بنابراین نباید کلام من یا دوستان از باشگاههای دیگر نباید قضاوت شود و تصمیمی که کمتر ضرر دارد باید گرفته شود.
فصل آینده هم با تراکتور قرار دارید؟
قرارداد من با تراکتور تا پایان فصل جاری است. قرارداد من برای فصل بعد منوط به برخی شرایط بود. خیلی شفاف صحبت میکنم؛ در این مدت یکسری صحبتها با من شده و حرف زدیم. لیست پیشنهادیام را هم تقدیم باشگاه کردم. آقای زنوزی و بقیه عوامل در تیم مدیریتی کار خودشان را انجام میدهند. چه من باشم، چه نباشم این باشگاه را دوست دارم. ما برای فصل آینده صحبت کردیم.
در چند روز اخیر شایعهای مطرح شده که شجاع خلیلزاده در لیست فصل آینده شما حضور ندارد.
این موضوع را تکذیب میکنم. کاملاً دروغ و کذب است. شجاع خلیلزاده نفر اول لیست تیم ما برای فصل آینده است. جدا از بحث کاپیتانی که بسیار مورد تأیید من است و او را یک لیدر بسیار قوی در رختکن میدانم، از لحاظ فنی هم همین الان او را بهترین دفاع وسط ایران میدانم. نمیدانم بعضی وقتها این خبرها از کجا میآید ولی شدیداً به خلیلزاده هم علاقه قلبی و هم فنی به او اعتقاد دارم. یعنی هم قدرت رهبری او را میپسندم و هم به کیفیت فنی او اعتقاد دارم. خلیلزاده به جرأت نفر اول لیست ماست.
مهدی هاشمنژاد و امیرحسین حسینزاده هم ظاهراً به دنبال جدایی از باشگاه هستند و در اینباره صحبتهایی داشتند.
این دو، بازیکنان تأثیرگذار و آیندهدار کشورمان هستند. برای باشگاه تراکتور واقعاً خوب هستند و برای من مهره کلیدی محسوب میشوند، اما ظاهراً ابتدای فصل صحبتهایی شده است. میدانم هر دو بازیکن با باشگاه قرارداد دارند ولی قبلاً با باشگاه صحبت کردند. خیلی علاقه دارم که هاشمنژاد و حسینزاده بمانند ولی این موارد در حوزه اختیارات و تصمیمگیری باشگاه است.
بحث هواداری در تراکتور یکی از نقاط قوت کار در تبریز است.
اجازه دهید با واژهها بازی نکنیم، صادقانه بگویم پُر شورها در تبریز هویت واقعی این تیم و بسیار عزیز و بزرگ هستند. این مردم شایسته بهترین کار و عملکرد هستند. این مسئله تعارف ناپذیر است. میدانم که سطح توقع در آنجا بالاست. چالش کار در تراکتور را هم با این ایده پذیرفتم. هواداران فهیم تراکتور شایسته بهترینها هستند. وظیفه خودم میدانم که تا زمانی که هدایت این تیم را برعهده دارم هر چه دارم بگذارم تا آنها را خوشحال کنیم. امیدوارم از عهده این کار بربیاییم و باعث خوشحالی آنها شویم. انشاءالله روزی را شاهد باشیم که بتوانیم جشن قهرمانی را برای آنها به ارمغان بیاوریم.
قبل از حضور در تراکتور در چند سال اخیر همواره گزینه سرمربیگری استقلال بودید، اما برخیها معتقدند کسانی که سابقه فوتبالی ندارند و بازیکن نبودند شاید نمیتوانند مربیان بزرگی باشند.
بیش از 20 سال است با این جمله درگیرم، ایرادی هم نمیبینم. به هر حال این نگاه وجود دارد که کسانی که فوتبال بازی نکردند، نمیتوانند مربیان بزرگی باشند اما چه بخواهیم و چه نخواهیم دنیا این را نمیگوید. فوتبال یک محصول وارداتی است. این پدیده در دنیا هم به سرعت زیاد در حال رشد و پیشرفت است. در کشورهای همسایه حاشیه خلیج فارس ما و در آسیا هم با سرعت در حال پیشرفت است.
هر چه باشد اروپا و آمریکای جنوبی در فوتبال دنیا حرف دارند، ولی آنجا این حرفها نیست. همانطور که در مارکت مربیان دنیا در فصول اخیر کسانی مثل ژابی آلونسو داشته، کسانی مثل ناگلزمن هم داشته است. برای همین این حرفها برای افرادی مهم است که فوتبال را حرفهای دنبال نمیکنند. اگر یک نگاه گذرا به دهه اخیر دنیا داشته باشید، در دنیا زیدان، گواردیولا و سیموئه هستند و به همان اندازه توماس توخل، ناگلزمن، یورگن کلوب، اونای امری و ژوزه موربینو وجود دارند که یا فوتبال بازی نکرده یا بازیکنانی در رده پایین بودند. دنیا با این مسئله کنار آمده است.
فرانچسکو فاریولی که الان سرمربی پورتو پرتغال است اصلاً بازیکن نبوده اما مربی بسیار خوبی است. رفرنسهای جدید فوتبال در دو سال اخیر از روبرتو دی زربی بیرون آمده که فوتبالیست بزرگی نبوده است. مائوریتسیو ساری کارمند بانک بود ولی تبدیل به تئوریسینی بزرگ در دنیا شد. یک مربی به نام ویل استیل بود که اصلاً از بازی کامپیوتری وارد مربیگری شده است. میتوانیم چند مثال اینطوری بزنیم. من از این حرفها ناراحت نمیشوم. چندین سال است که اینها را میشنوم. اول سعی کردند من را بزنند ولی در آخر سعی کردم این باور را ایجاد کنم که این هم یک تیپ مربیگری است. خدا را شکر الان میبینم که از این مربیها در ایران داریم. این یک راه سخت مربیگری است ولی میبینم که این سدشکنی انجام شده است. صرف بر اینکه شما بازیکن خوبی بودید، دلیل بر این نیست که مربی خوبی باشید. مربیگری با بازیگری دو دنیا متفاوت است، ولی هر کسی حرفی میزند من احترام میگذارم.
در یک برهه نام شما برای حضور در استقلال به طور جدی مطرح شد.
بله؛ در دو دوره با من صحبت شد. یک دوره آقای حجت کریمی مدیرعامل استقلال بود و به طور جدی با من صحبت شد. روی دو، سه مسئله به توافق نرسیدیم. بدون تعارف خودم هم آن زمان احساس میکردم برای من زود است و باید تجربه بیشتری کسب کنم. این زمانی بود که بعدش به ذوبآهن رفتم. سعی کردم مربیگری را پله به پله طی کنم و دوست داشتم حضور در تیم بزرگ در یک پختگی و وقت بهتری اتفاق بیفتد.
دفعه دوم فصل قبل بود. پیشنهاد تا پایان فصل به من داده شد ولی گفتم باید یکوسال و نیم باشد. فکر میکنم آن زمان هم رفتند و بوژوویچ را آوردند.
شما یک دوره فوتبالی خوب را در مس رفسنجان سپری و همراه با این تیم به لیگ برتر صعود کردید و چند سال خوب را در لیگ برتر داشتید، اما در سالهای اخیر یک پرونده قضایی علیه برخی افراد در باشگاه مس رفسنجان تشکیل شد که سر و صدای زیادی به پا کرد. در بین اسامی نام شما هم دیده شد.
من به گذشته مربیگریام میبالم چون هم در رده سنی کار کردم و هم سطح مربیگری را پله به پله بالا آمدم. این را خیلی دوست دارم. یعنی در رده سنی نونهالان، نوجوانان، جوانان و امید کار کردم، در مربیگری نیز، آنالیزوری و دستیاری کردم و بعد سرمربی شدم. در سرمربیگری ابتدا در لیگ دسته دو، بعد دسته یک و بعد لیگ برتر مربیگری کردم. بعد هم که به لیگ نخبگان رفتم. پنج سال در لیگ دسته دوم مربیگری کردم، پنج، شش سال در لیگ دسته اول و الان هم شش سال است که در لیگ برتر هستم. برای این خیلی سختی کشیدم. شاید خیلیها وقتی من را نگاه میکنند نمیدانند، از سال 80 مربیگری میکنم. در سال 1386 آنالیزور سایپا بودم در باشگاههای آسیا. در سال 1388 – 1389 آنالیزور تیم ملی ایران در بازیهای آسیایی گوانگژو بودم. در سایپا با علی دایی و در تیم امید با غلامحسین پیروانی کار کردم.
در سال 1384 و 1385 اولین اینفوگرافهای تصویری در مطبوعات برای من است. یکی، دو شاخص آنالیزوری را سعی کردیم استخراج کنیم. آن زمان درباره مسائلی صحبت میکردیم که الان هم جذاب است. من فوتبال را یک بازی نمیبینم، فوتبال یک تفکر است. شما باید برای این هر روز باید بهروز باشید. این هم در یک مسیر آزمون و خطا به وجود میآید. پس حتی اگر شما علم این کار را داشته باشید، تجربه بسیار مهم است. در کنار تجربه چیزی که مهم میدانم این است که سرمربی باید رهبری بلد باشد. مدیریت یکی از زیر شاخصههای رهبری است. این هم به مرور به وجود میآید. یک قسمتهایی را شما باید خراب کنید و دوباره بسازید تا تجربه از شما یک آدم پختهتر و صبورتر بسازد و به شما راهکارهای مختلف دهد.
مشخصاً درباره آن مسئله که صحبت کردید (پرونده قضایی مس رفسنجان)، در این چند سال خیلی صحبت شده ولی من هیچجا صحبت نکردم. حرف هم زیاد دارم. الان مختصراً اشاره میکنم و یکبار بعد از اینکه کاملاً تکلیف پرونده مشخص شد، مفصل صحبت میکنم. درباره این مسئله بزرگنمایی شده است. ابتدا بگویم من از پروژه فنی مس رفسنجان در چهار سالی که بودم شدیداً دفاع میکنم. تیمی که سه فصل پیاپی در لیگ یک دهم، یازدهم شده بود، در یک پروژه فنی چهار ساله به جمع پنج تیم برتر ایران رسید. بعد هم به خاطر یکسری داستانها و اختلافات اتفاقاتی افتاد و پروندهای باز شد. من خیلی دوست دارم بعداً بگویند این پرونده به خاطر چه جرمهایی بوده است.
درباره شخص خودم باید بگویم یکبار بهعنوان مطلع مثل 40،50 نفر دیگر احضار شدم. رفتم و صحبت کردم و درباره سوالات مختلف جواب دادم. حتی مشورت کردیم و هر جایی هر کمکی از دستم برآمد گفتم. خیلی در حق من و آن مجموعه که زحمت کشیده بود، اجحاف شد. مثلاً حرفی را به یک نفر در بخش داوری و صعود مس رفسنجان از لیگ یک به لیگ برتر نسبت داد. اصلاً آن شخص در زمان صعود مس سمتی در کمیته داوران نداشت. شما نگاه کنید ببینید زمان مس چه کسی در کمیته داوران بود.
آن زمان سه هفته مانده بود به شروع لیگ یک، تیم را تحویل گرفتم و سه هفته مانده به پایان مسابقات مقتدرانه به لیگ برتر صعود کردیم. رکورد گل، تفاضل گل و امتیاز را زدیم. مثلاً بحث داوری را میگفتند، کاری ندارد، شما داوری سالهای 1399-1400-1401 را ببنید. در سال 1401 تیم مس رتبه اول ضرر و زیان داوری بود و حتی دو بار کمیته داوران رسماً از باشگاه مس رفسنجان عذرخواهی کرد. فیلمهایش موجود است. یکی به ما باید بگوید در زمین فوتبال که به من ربط دارد چه اتفاقی افتاده است؟
یادم است جایی جدول سود و ضرر را انتشار دادند، شما آن را ببینید. یکسری اتهامات دیگر هم زدند ولی وقتی پرونده قضایی را میبینید با چیزی که میگویند خیلی فرق دارد. خیلی در مورد این مسئله صحبت دارم. خیلی جاها درباره من حرف زده شد.
اینطور که شما میگویید فقط یکبار بهعنون مطلع احضار شدید، اما نام شما خیلی در این پرونده پررنگ و رسانهای شد.
به روح مادر و خواهرم یکبار فقط بهعنوان مطلع رفتم، آن هم بهعنوان سرمربی تیم. مدل من کلاً سکوت است و در حاشیه نیستم. الان میخواهم نکتهای را بگویم. بنده خدایی در یک برنامه حرفی را زده بود. من شکایت کردم. دادگاه گفت که عنصر مادی جرم محرز ولی عنصر معنوی جرم مفروض است. یعنی اگر شما نشر اکاذیب کردید اشتباه کردید، ولی چون قصد و سوء نیتی نداشتید تبرئه میشوید. من هم قبول دارم و اصلاً دوست ندارم خار در پای یک نفر برود. فقط از حق خودم دفاع کردم، آن هم به خاطر اتهاماتی که در یک برنامه زده شده بود ولی این رأی را اصلا بیرون ندادم. نمیخواستم کسی را متهم کنم ولی میخواستم بگویم حرفهایی که در مورد من زده شد، غلط است. الان هم ناراحت نیستم، میگویم شاید اطلاعات غلط به فلان برنامه داده شده بود. برگشتن به گذشته کمکی نمیکند ولی از پروژه فنی حضورم در مس رفسنجان کاملاً دفاع میکنم.
کلاً روزهای سختی در آن دو سال به من گذشت. همیشه آدمها یکسری جدالها با خود دارند. همیشه از دل سختیها، فولادها به وجود میآیند و افراد ساخته میشوند؛ شاید برای من هم لازم بوده است. مثلاً در آن جریانها به برنامهای که به من اتهام زده بودند ابلاغ شد که باید ظرف 5 روز فیلم جرم را بردارند، ولی من گذشتم. این حکمها را دارم. مدل من این است که میگذرم و میگویم که شاید اشتباه شده است. الان در جریان مسیر قضایی نیستم ولی من به اندازه خودم آسیب دیدم.
الان پرونده همچنان باز است؟ چون چند نفر در این پرونده محکوم شدند و حکم گرفتند.
بله ظاهراً پرونده باز است، چند نفر متهم شدند و چند نفر دیگر هم برائت گرفتند. امیدوارم حقی از کسی در این پرونده ضایع نشود.
شاید دوست نداشته باشید دو موضوع حاشیهای را پشت سر هم مطرح کنیم، اما میخواهیم که در اینباره هم توضیح دهید. در برههای موضوع جادوگری در فوتبال ایران بسیار جنجالی و اتهاماتی زده شد، در آن زمان هم نام شما بهعنوان یکی از افراد در رسانهها مطرح شد.
بله! این را هم پیگیری کردیم. یکسری حروف اختصاری «م.ر» مطرح شده بود، بعد گفتند که ما با شما نیستیم و برخی اسامی دیگر را گفتند. حتی به خاطر این قضیه نزد رئیس کمیته اخلاق و کمیته انضباطی رفتم و گفتم اگر مسئلهای وجود دارد بگویید؛ ولی گفتند هیچ مسئلهای نیست. این هم در یک دورهای پررنگ شد.
در بازی ما با پرسپولیس اتفاقاتی افتاد، همان موقع گفتم که سریعاً فیلم دوربینها و … را در اختیار نهادها قرار دهید. به هر حال یکسری حواشی و حرف و حدیثها پیش میآید. این زندگی ماست و در دنیا هم همین است و یاد گرفتیم کار ما حاشیههای مختلفی کنارش دارد. این کار مثل راه رفتن روی طناب است و هر لحظه امکان دارد اتفاقی بیفتد. این را میپذیریم ولی بعضی جاها راحت تهمت میزنند. قبلاً در جمع خبرنگاران گفتم که راحت با زندگی آدمها بازی نکنید، این در دنیا کارما دارد. اصلاً بحث چیزهای دیگر را کنار بگذاریم، اگر با زندگی و آبروی شما بازی کنم، این میچرخد و به خودم برمیگردد.
اگر این را بدانیم در رفتارمان، بیانمان و کارمان همینطور با آبرو و زندگی دیگران بازی نمیکنیم. بله این شایعه هم در مقطعی بود. حتی به جایی که این موضوع را نشر داده بود گفتیم که آنها گفتند اصلاً منظورمان شما نبودید. گفتم اگر منظورتان از «م.ر» من هستم شفاف بنویسید که از حقم دفاع کنم. در این دو سال نمیدانم به چه دلیلی حاشیهها را سمت ما سوق دادند. در تمامی این مدت همیشه یک شعر مولانا را در گوشه ذهنم داشتم:
«هله نومید نباشی که تو را یار براند/ گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا/ ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها/ ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد/ نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر/ تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او/ نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد/ بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش/ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را/ بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند».
همیشه سعی کردم در این موارد به خدا توکل کنم. عجیباً به کارما اعتقاد دارم. به این اعتقاد دارم که اگر بدی کنید تقاصش را خواهید دید. تقاص در نمیزند و از جایی وارد زندگیتان میشود که فکر نمیکنید. به خاطر همین سعی کردم در زندگی با آبروی کسی بازی نکنم.
بعد از این اتفاقاتی که اشاره کردیم 6 ماهی در فوتبال نبودید، این غیبت به دلیل همین حاشیهها بود؟
نه اصلاً؛ ما اول فصل چندین جلسه با باشگاه خیبر خرمآباد داشتیم. بعد هم توافقاتی برای فصل جاری صورت گرفت. بعد از جنگ 12 روزه، اتفاقاتی افتاد که پروژه ما دچار تغییرات و مدل ما عوض شد. به همین خاطر در همان مقطع وکلا نشستند و از باشگاه جدا شدیم. آن زمانی که از خیبر جدا شدم سرمربی همه تیمها مشخص شده بودند و هیچجا خالی نبود. اگر دقت کرده باشید این فصل هم تغییرات خیلی کم بود و به همین خاطر غیبتم طولانی شد.
آن زمانی که از خیبر بیرون آمدم چیزهایی در ذهن خودم شکل گرفت. گفتم توفیق اجباری شد و خواستم مدل انتخاب را به سمت دیگری ببرم. چهار فصل پیاپی توانسته بودم با مس و ذوبآهن تیمهایم را در رتبه پنجم و ششم نگه دارم. میدانید که در لیگ استقلال، تراکتور، پرسپولیس و سپاهان چهار تیم جدا و 12 تیم دیگر در یک لیگ دیگر هستند. یعنی ما در آن لیگ 12 تیمی، چهار سال متوالی تیممان را قهرمان و نایب قهرمان کرده بودیم. گفتم اتفاقی بیفتد و ما بتوانیم پرشی در کار داشته و چالش جدیدتری داشته باشیم. وقتی پیشنهاد تراکتور آمد این اتفاق افتاد. از آقای زنوزی تشکر میکنم که اعتماد کرد. دوست داشتم با قهرمانی جواب اعتماد او را بدهیم. البته این دفعه سومی بود که تراکتور با من صحبت میکرد و این توفیق نصیبم شد که هدایت تراکتور را داشته باشم.
میخواهیم در بخش بعدی درباره تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی صحبت کنیم. به نظرتان این تیم چه عملکردی خواهد داشت.
وقتی می خواهیم تحلیل کنیم باید اطلاعات درست داشته باشیم. تحلیلها با قبل باید متفاوت باشد، البته الان هم من معتقدم که تیم ملی باید به مرحله بعد صعود کند، اما شرایط خاص است. چیزی که مهم است مرحله آمادهسازی تیمهاست. با شرایطی که کشور و تیم ملی دارد، میشد بازیهای دوستانه بهتری داشته باشیم. با این شرایط من بسیار خوشبین هستم. ایرانیان نشان دادند مرد روزهای سخت هستند و بلدند از تهدیدها فرصت بسازند. آقای قلعهنویی کار سختی دارد و او را درک و برای او دعا میکنم. آرزو میکنم از این مسیر سربلند بیرون بیایند.
تحلیل فنی من برای جام جهانی این است که مدل آمادهسازی و دورهبندی برای تیم ملی ایران با تیمهای دیگر متفاوت است. شما همیشه در برنامهریزیها یک نقطه پیک عملکرد دارید. برای تیم ایران باید این برنامهریزی طوری باشد که نقطه اوج آمادگی ما به بازی اول برسد. کلید طلایی ما برای رفتن به مرحله بعد پیروزی مقابل نیوزیلند است. این کلید ماست. پس باید تیم در بالاترین شرایط فیزیکی و تاکتیکی خود در بازی اول باشد. مثلاً شاید تیمهایی مثل فرانسه، برزیل و آرژانتین این پیک آمادگی را برای مرحله حذفی نگه دارند.
امیدوارم تیم ملی به مرحله بعد برود. آقای قلعه نویی هم به این مسئله اشاره کرده و امیدوار است. تراکتور 6 بازیکن ملیپوش دارد و از صمیم قلب دوست دارم بچه های ما عملکرد درخشانی در تیم ملی داشته باشند.
بحث رفتن یا نرفتن تیم ملی به جام جهانی وجود دارد و برخی ها معتقدند با اتفاقاتی که افتاده از جمله تهدید ترامپ، تیم ملی نباید در جام جهانی 2026 شرکت کند.
از نگاه فوتبالی دوست دارم تیم ملی در جام جهانی حضور داشته باشد. زوایای دیگر که باید بررسی شود و از سواد من خارج است.
به نظرتان تیم ملی چند امتیاز میتواند در جام جهانی کسب کند.
آقای قلعهنویی گفت که دوست دارد 4 امتیاز بگیرد. تیم ملی بین سه تا چهار امتیاز می تواند بگیرد. با همین امتیازات هم به مرحله بعد میتوانیم صعود کنیم.
چهپیشبینی در مورد بازی ایران در مرحله گروهی مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر دارید؟
باید نیوزیلند را ببریم. این بازی کلید است. از نظر من می توانیم به مصر نبازیم ولی کارمان مقابل بلژیک سخت خواهد بود.
به طور کلی در جام جهانی طرفدار کدام تیم هستید و چه پیشبینی دارید.
بعد از تیم ملی ایران، از سال 1994 که فرانسه به جام جهانی نرفت، من طرفدار فرانسه هستم. تیم سال 1998 را خیلی دوست داشتم. ظهور ستارهای به اسم زینالدین زیدان. از آن زمان فرانسوی هستم تا الان. سری قبل هم پیشبینی کردم که فرانسه به فینال میرسد و قهرمان میشود. حتی پیشبینی فینال فرانسه – آرژانتین را کرده بودم ولی فرانسه قهرمان نشد. الان هم فرانسه را مدعی اصلی میدانم.
در جام جهانی 2026 کدام تیمها به فینال میرسند.
فرانسه یکی از فینالیستها است. تیمهای ملی خوبی امسال دارند. به نظرم اتفاقات غیر منتظره رخ خواهد داد. هر موقع فرمت بازیها عوض میشود پیشبینیها درست درنمیآید. برزیل جذاب است. آرژانتین میتواند مدعی قهرمانی باشد. انگلیس و اسپانیا تیمهای بسیار خوبی هستند. به نظرم یکی از جذابترین جام جهانیها خواهد بود.
صحبت پایانی…
خیلی وقت بود اینگونه مصاحبه نکرده بودم. خیلی زمان ها سکوت کرده بودم. من همیشه سعی کردم اخلاق را حفظ کنم. اگر جاهایی نتوانستم ایراد به من وارد است. همیشه سعی کردم ادبیات و اخلاقم جلوتر از کارم باشد.
از صمیم قلبم آرزو میکنم حال خوش به ملت و مردم ایران برگردد. مردمی که تا پای جان برای ایران ایستادم. عجیب این مردم شایسته تکریم هستند. عجیب مردم خوبی داریم. به عنوان یک آدم کوچک از تمام مسئولان و دولتمردان می خواهم شرایط زندگی مردم را ببینند. انشاءالله شرایطی را ایجاد کنند که مردم ما از لحاظ آسایش فکری و ذهنی و اقتصادی شرایط بهتری را تجربه کنند. باز هم به تمام کسانی که عزیزانشان را در این مدت از دست دادند تسلیت میگویم. داغ عظیمتر از واژه است. امیدوارم من را هم در غم خودشان سهیم بدانند. بدانند یکسری داغها از دل بیرون نمیرود. یک جمله را اول صحبتم گفتم و الان تکرار میکنم، باور دارم که نصرت با مردم ایران است.
منبع: تسنیم
بدون دیدگاه