بازیگری که در سینما و تلویزیون ایران شناخته شده بود، حالا با پیروزی در وزن ۶۰ کیلوگرم رقابتهای قهرمانی کشور، مسیر تازهای را در بوکس حرفهای آغاز کرده است.
به گزارش هفت ورزشی، ورود تینا آخوندتبار به تیم ملی بوکس زنان را میتوان صرفاً یک جابهجایی شغلی از سینما به ورزش ندانست؛ این اتفاق بیشتر شبیه بازتعریف هویت فردی در میانه راه زندگی حرفهای است. مسیری که از قاب دوربین آغاز شد و به رینگ بوکس رسید، حالا در ۳۸ سالگی به نقطهای رسیده که بسیاری از ورزشکاران در فکر خداحافظیاند، اما او تازه به ترکیب ملی رسیده است.
آخوندتبار متولد ۵ خرداد ۱۳۶۶ در اسلامشهر، از بیستسالگی وارد سینما شد و در فیلمهایی چون «طلاق به سبک ایرانی»، رسوایی، هر چی خدا بخواد، متل قو، بیخوابی اسبها چهرهای شناختهشده بود، اما هیچگاه به ستارهای تعیینکننده در سینما بدل نشد. حضور داشت، دیده میشد، اما مسیرش به نقشهای ماندگار و جریانساز ختم نشد.
نقطه عطف اما جایی خارج از قاب تصویر شکل گرفت؛ پیشنهادی برای ایفای نقش یک دختر ورزشکار، او را به تمرینهای ورزشی کشاند. همان تجربه مقدماتی، به علاقهای جدی تبدیل شد. اتفاقی که در ابتدا برای ایفای نقش بود، به انتخاب اول زندگی حرفهایاش بدل شد. او نهتنها بازیگری را کنار گذاشت، بلکه با وجود توانایی در نقاشی و گریم، تصمیم گرفت در فضایی کاملاً متفاوت سرمایهگذاری کند؛ جایی که ظاهر و شهرت اولیه کمترین نقش را دارند و تنها معیار، توان بدنی و ذهنی است.
بوکس حرفهای، بهویژه برای یک زن ایرانی که سالها در فضای هنری شناخته شده، انتخابی پرریسک بود. حضور او در رینگهای بینالمللی از جمله مبارزه ۱۰ راندی مقابل «سوفیا اوچیگاوا» در مسکو که با شکست امتیازی به پایان رسید نشان داد این تغییر مسیر، یک حرکت نمایشی یا مقطعی نیست. او هزینه این انتخاب را پرداخت؛ تمرین، مبارزه، شکست و ادامه دادن.
اکنون، در رقابتهای قهرمانی کشور و انتخابی تیم ملی که در مجموعه ورزشی شهید شیرودی تهران برگزار شد، آخوندتبار در وزن ۶۰ کیلوگرم عنوان نخست را به دست آورد و به عضویت تیم ملی درآمد. در میان ۸۰ بوکسور از ۱۰ وزن مختلف، نام او بیش از دیگران جلب توجه کرد؛ نه فقط بهدلیل سابقه هنری، بلکه بهخاطر سن و زمانبندی این موفقیت.
در ورزشی که اوج آمادگی جسمانی معمولاً به دهه سوم زندگی محدود میشود، رسیدن به تیم ملی در ۳۸ سالگی معنایی فراتر از یک قهرمانی دارد. این موفقیت، بیش از آنکه درباره «بازیگری که بوکسور شد» باشد، درباره فردی است که در میانه مسیر حرفهای، شکست نسبی در یک حوزه را به سکوی پرتابی برای بازسازی خود تبدیل کرد.
پیوستن او به تیم ملی بوکس زنان، صرفاً یک خبر ورزشی نیست؛ نشانهای از تغییر معادلات فردی و حتی اجتماعی است. داستان او یادآور این واقعیت است که موفقیت، الزاماً در نخستین انتخاب شکل نمیگیرد و گاهی مسیر دوم، جدیتر، سختتر و در نهایت ثمربخشتر از مسیر اول است.
شاید جالب باشد بدانیم مسیر تغییر حرفهای تینا آخوندتبار در ورزش و سینما، کاملاً بیسابقه نیست، اما جهت آن متفاوت است. در گذشته ورزشکارانی مانند پژمان جمشیدی مسیر عکس را پیمودند؛ او که ابتدا فوتبال حرفهای بازی میکرد، سپس به بازیگری روی آورد و در سینما و تلویزیون به شهرت رسید. نمونه دیگر امیر جدیدی است که به تیم ملی تنیس نیز دعوت شد اما ترجیح داد مسیر بازیگری را ادامه دهد.
بدون دیدگاه