گودبای پارتی پر زرق و برق ینگه دنیا برای فوتبال، دیگر فقط گلف و اسکی رشته های لاکچری نیستند…
به گزارش هفت ورزشی، مهدی توتونچی در یادداشتی اختصاصی به جام جهانی 2026 می پردازد که فوتبال را از قشر متوسط می دزدد و تقدیم پولدارها می کند.
مهدی توتونچی برای هفت ورزشی نوشت:
کم کم حقایقی تلخ از پشت پرده برگزاری جام جهانی در آمریکای شمالی افشا می شود که باعث نگرانی است.
وقتی فیفا در سال ۲۰۱۸ میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک را برای جام جهانی ۲۰۲۶ اعلام کرد، بسیاری از رسانهها از «مدرنترین» و «بزرگترین» جام جهانی تاریخ نوشتند؛ تورنمنتی با ۴۸ تیم، ۱۰۴ مسابقه و ۱۶ شهر میزبان که با رکوردهای تاریخی قرار بود میلیاردها بیننده داشته باشد. اما هرچه به زمان آغاز این فستیوال نزدیک تر می شویم، حقایق پشت این تصویر پر زرق و برق، آرامآرام آشکارتر و واقعیتی که شاید آینده فوتبال را تغییر دهد، بیشتر به چشم می خورد. حقیقت تلخ اما غیرقابل انکار، اینکه جام جهانی دیگر برای همه نیست.
خاستگاه اولیه فوتبال از طبقه ضعیف و کارگر و در بهترین حالت از طبقه متوسط بود. از خیابانهای بوئنوسآیرس تا محلههای جنوبی لندن، از کافههای تهران تا میدانهای کوچک آفریقا، از پیاده روهای اروپا تا دشت های خاور دور، فوتبال ورزشی بود که مردم عادی آن را ساختند.
جام جهانی نیز مهمترین جشن همین مردم بود؛ جایی که هواداران، فارغ از ملیت و زبان و فرهنگ، از هر رنگ و نژاد و جنسیت با هر طبقه اجتماعی و شغل، برای چند هفته جهان را به یک ورزشگاه بزرگ تبدیل و همه دنیا حول فوتبال جمع می شد. اما حالا انگار تجارت و اقتصادی که قرار بود در لباس اسپانسر، به کمک انتشار فوتبال بیاید، آن را کاملا بلعیده و به عنوان کارفرمای جدید، آرامآرام صاحبان اصلی این رشته یا همان مردمی را که این ورزش را ساخته و جهانی کردند را از آن دور میکند.
آمریکا میزبان اصلی جام جهانی ۲۰۲۶ است؛ کشوری که حرف اول و آخر را در آن اقتصاد و پول سالاری می زند. همه چیز در این قاره به پول ختم شده و کمتر جایی برای افراد عادی و کم پول دارد. با گرانترین سیستمهای بهداشتی، بیمه و دارویی، مسکن و شغل و موارد حقوقی و خلاصه همه ارکان یک زندگی شهری و روستایی، شاید بدترین انتخاب برای برگزاری جام جهانی بود!
آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا و مکزیک به عنوان ۳ میزبان جام جهانی ۲۰۲۶) گرانترین سیستم گردشگری و حملونقل دنیا را دارد. مسافت ها بسیار طولانی و خلاف جامهای جهانی قبلی که هواداران میتوانستند با قطار و مترو یا سفرهای کوتاه زمینی بین شهرها جابهجا شوند، در آمریکا فاصلهها چند هزار کیلومتری و جابجایی تنها با هواپیما ممکن است. فاصله نیویورک تا لسآنجلس -به عنوان دو شهر اصلی میزبانی- ۵۳۲۷ کیلومتر است! یعنی با پروازی ۶ ساعته و اختلاف ساعت حدود ۳:۳۰ بین ساحل شرقی و غربی که روی سیستم بیولوژیک بازیکنان هم تاثیر دارد. سفر بین دو شهر میزبان برای تیم ها در کمترین حالت نیازمند چند ساعت پرواز و صدها دلار هزینه است که هواداران باید از جیب بدهند. حالا هتل و غذا و بلیت ورود به ورزشگاه بماند!
این یعنی برای یک هوادار، حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ پروژهای چند ده هزار دلاری است که صاحبان کمتر مشاغلی از پس آن برمی آیند. تازه همه اینها برای رقابتهای مقدماتی و غیر مهم است، کارشناسان بازار ورزش پیشبینی میکنند قیمت بازیهای حساس رکورد تمام ادوار را بشکند. در کنار آن، قیمت هتلها نیز از هماکنون در بسیاری از شهرهای میزبان روند صعودی پیدا کرده است. تجربه سوپربول و مسابقات بزرگ ورزشی در آمریکا نشان میدهد که نرخ اقامت در زمان رویدادهای مهم، چند برابر می شود.
در چنین شرایطی، طبقه ضعیف و متوسط عملاً از فوتبال حذف و دیگر خبری از آن هوادارانی نیست که با بودجه محدود و سفرهای اقتصادی خود را به کشور میزبان میرساندند. حالا فوتبال بیش از گذشته به سمت مشتریان VIP، توریستهای ثروتمند و بستههای لوکس تجاری حرکت میکند. به یاد بیاورید مصاحبه آخر اینفانتینو که گفته بود برای ثروتمندانی که بلیط میلیون دلاری را بخرند، شخصاً هات داگ و نوشابه میبرد و پذیرایی میکند یا رئیس جمهور آمریکا که خود جز ثروتمندترین مردان این کشور است، بعد از اطلاع از قیمت بلیت بازی آمریکا و پاراگوئه -بدون هزینه پرواز و هتل- گفته بود محال است من بلیط این مسابقه را بخرم!
پشت تمام این اتفاقات صرفاً مسائل اقتصادی نیست، بلکه بحران هویت فوتبال است. ورزشگاههای مدرن امروز، بهویژه در آمریکای شمالی، بیش از آنکه برای هواداران سنتی طراحی شده باشند، برای مصرفکنندگان مدرن طراحی شدهاند. صندلیهای ویژه، لانژهای اختصاصی، بلیتهای شرکتی و تجربههای تجملاتی، بخش مهمی از درآمد فوتبال مدرن را تشکیل میدهند. در چنین ساختاری، هوادار عادی بیشتر بینندهای است که باید از فاصلهای دور بازی را تماشا کند. و مجموعه همه اینها یعنی دیگر تنها اسکی و گلف یا تنیس ورزشهای لاکچری محسوب نمیشوند، حالا فوتبال هم از سرگرمی طبقه ضعیف و متوسط به عرصه جولان ثروتمندان تبدیل شده است.
در جام جهانی قطر در سال ۲۰۲۲ نیز هزینههای بالا مورد انتقاد همه بود، اما قطر به دلیل ابعاد کوچک جغرافیایی خود، دستکم امکان جابهجایی آسان را فراهم میکرد. در آمریکا نه فقط بلیت، بلکه کل تجربه حضور در تورنمنت گران و با استاندارد اقتصادی بسیاری از هواداران فوتبال در جهان همخوانی ندارد.
دیگر وجه تشابه این دوره با دوره قبل به مساله گرما برمیگردد. در قطر، فیفا زمان برگزاری مسابقات را از تابستان به زمستان برد اما در آمریکا این امکان نیز نادیده گرفته شده است.
برخی مسابقات در شهرهایی برگزار می شود که در تابستان، گرمای سنگینی دارند. متخصصان پزشکی ورزشی هشدار دادهاند که فشردگی مسابقات و دمای بالا میتواند سلامت بازیکنان و حتی هواداران را تهدید کند. به خصوص که برای تنظیم ساعت پخش تلویزیونی مسابقات بار قبل که آمریکا میزبان جام جهانی بود بازیها را سر ظهر برگزار می کرد!
به همه اینها اضافه کنید داستان صدور ویزا که حتی برای تیمهای حاضر در تورنمنت نیز مشکلاتی را ایجاد کرده و در هر شرایطی سفر به قاره آمریکای شمالی به هفت خان رستم شبیه است. در کشوری که سیاست و پول حرف اول و آخر را میزند امکان سفر به شکلی قانونی برای شهروندان بسیاری کشورهای دنیا وجود ندارد و این یعنی هزاران هوادار از کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین اساساً امکان ورود به آمریکا را ندازند!
به این ترتیب، جامی که قرار بود نماد جهانیشدن فوتبال باشد، تبدیل به بستهترین تورنمنت تاریخ شده است! فیفا همچنان در حال حرکت به سمت تجاریسازی بیشتر است. افزایش تعداد تیمها و مسابقات، در کنار قراردادهای عظیم تلویزیونی و تبلیغاتی، نشان میدهد که جام جهانی بیش از هر زمان دیگری به یک پروژه اقتصادی تبدیل شده است. حق پخش بیشتر، اسپانسر بیشتر و درآمد بیشتر اما بدون مردم عادی! با این تفاصیل، آیا جام جهانی هنوز همان جام جهانی است؟
شاید خطرناکترین اتفاق برای فوتبال مدرن همین باشد؛ حذف تدریجی احساس تعلق. جام جهانی ۲۰۲۶ احتمالاً از نظر فناوری، درآمد و ابعاد اجرایی باشکوهترین تورنمنت تاریخ خواهد بود، اما شاید همزمان نخستین جام جهانی باشد که در آن شکاف طبقاتی فوتبال بهوضوح دیده میشود؛ جایی که ثروتمندان فوتبال را از نزدیک زندگی میکنند و میلیونها هوادار واقعی فقط از پشت صفحهنمایش نظارهگر میمانند.
شاید آینده فوتبال دقیقاً از این نقطه آغاز شود. نه در زمین مسابقه، بلکه در خیابانها، فرودگاهها و سکوهای ورزشگاهها …
بدون دیدگاه