ناکام بد دهان، لکه خاص، هذیان گو… این ها فقط چند نمونه از اهانت های نویسنده دیلی میل به آقای خاص است!
به گزارش هفت ورزشی، ایان هربرت در دیلی میل نوشت؛ مورینیو، پس از آن هذیان نفرتبار هرگز نباید بار دیگر فوتبال بریتانیا را تیره کند!
درگیری مدافع آرژانتینی بنفیکا با وینیسیوس جونیور، همچنان نقل محافل فوتبالی است و فحش هایش را بیشتر از همه مورینیو می خورد؛ حتما این نوشته را بخوانید؛
همزمان که او به سوی بیاهمیتیِ مطلق فرو میغلتد ـشکستخورده در هر جایی که خودشیفتگی عظیم و نالههای ملالآورش را با خود میبردـ به نظر میرسد تنها چیزی که برای ژوزه مورینیو باقی مانده، شیشههای زهر است. از منچستر تا تاتنهام، از رم تا فنرباغچه، در این ده سال گذشته این فردِ خودشیفته و خودمحور که تنها دغدغهاش چگونگی تصویر خودش در آینه افکار عمومی است، در مدیریت فوتبال نمونه اعلای یک شعبدهباز حرفهای بوده؛ کسی که ناکامیهای حرفهایاش را با انفجارهای رسانهای و ساختن جنجالها میپوشاند. برخی از ما که این الگو را طی سالیان دیدهایم، حالا آن را همان میبینیم که هست: راهبردی بزرگ برای انحراف افکار… «خاصترین»؟ اگر این مرد چنین لکه پاکنشدنی بر ورزشی که دوستش داریم نبود، این لقب بیشتر شبیه لطیفه میمانست.
اما پس از شکست دیگری در لیسبون در سهشنبهشب، مورینیو از خود نیز فراتر رفت و فوتبال را با اظهاراتی به باتلاق کشاند؛ اظهاراتی که به ما میگوید او و سلیقههای گزاف و پرزرقوبرقش هرگز نباید دوباره اجازه یابند آستانههای فوتبال بریتانیا را تیره کنند. وقتی وینیسیوس جونیورِ رئال مادرید گفت شنیده است جانلوکا پرستیانی، وینگر آرژانتینی بنفیکا، جملهای نژادپرستانه خطاب به او گفته است ـ امری که طبق پروتکلهای یوفا میتواند به خروج بازیکنان از زمین بینجامد ـ انتظار میرفت از افرادی که سخنشان در فوتبال وزن دارد و در صحنه حضور دارند، رهبری و روشنبینی ببینیم. آنچه از مورینیو سر زد، مایه شرمساری بود: سیلی از زهر که تقصیر را متوجه این برزیلی جوان کرد و با این ادعا که شادی پرشور او پس از بهثمر رساندن گلی آسمانی سبب ماجرا شده، مسئولیت را بر دوشش انداخت.
وقتی از او پرسیدند آیا بازیکن برزیلی با حرکاتش هواداران میزبان را به پرتاب بطری تحریک کرده است، گفت: «بله، چنین باوری دارم. متاسفانه او فقط از زدن آن گل شگفتانگیز خوشحال نبود. وقتی چنین گلی میزنی، باید با احترام شادی کنی.» این را مربیای میگوید که خود، سالها از جشنهای پرزرقوبرق و تحریکآمیز برابر هواداران حریف برای ساختن برند شخصیاش استفاده کرده است. هیچکس از مورینیو نخواسته بود در آن فضای ملتهبِ پس از شکست یکبرصفر بنفیکا، تقصیر تعیین کند یا بازیکن خود را زیر سؤال ببرد. آنچه پرستیانی زیر لب گفته، موضوع تحقیق است؛ هرچند این اشاره که گفته او توهینی همجنسستیزانه بوده ـ «ف****ت» نه «میمون» ـ خود چیزهایی را درباره نوع افرادی که دربارهشان سخن میگوییم آشکار میکند. اما آنگاه که انتظار همدلی، بلوغ و پیامی روشن مبنی بر تحملناپذیری نژادپرستی در فوتبال میرفت، مورینیو چیزی جز پلشتی عرضه نکرد.
او خطابهای ایراد کرد، به بازیکن نزدیک شد و گفت بنفیکا اسطورهای آفریقاییتبار چون اوزهبیو را در میان بزرگان خود دارد، پس «جمعاً» نمیتواند مرتکب قصدی نژادپرستانه شود. گفت: «به او گفتم بزرگترین شخصیت تاریخ این باشگاه سیاهپوست بوده است. آخرین چیزی که این باشگاه هست، نژادپرستی است.» تصاویر مورینیو با پوششهای گرانقیمتش، که در گوش بازیکن جوان فریاد میزد، بهقدر کافی ناخوشایند بود؛ اما این القای سستمایه که وینیسیوس جونیور somehow این ادعاها را ساخته یا خیال کرده، نکبتبارتر بود و آبروی فوتبال و باشگاهی را که زمینش روزگاری اوزهبیو بر آن درخشیده، لکهدار کرد. میتوان فقط حدس زد آن مرد بزرگ ـ که تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۴ علیه نژادپرستی و تعصب نژادی جنگید ـ درباره این تازهبهدورانرسیده چندمیلیونری که نام او را سپر خود کرده، چه میاندیشید. اوزهبیو روزگاری گفته بود: «نژادپرستی مبارزه همگان است و باید هر روز با آن جنگید. بازیکنان حرفهای در سراسر جهان محترماند و سخنشان شنیده میشود. با این شهرت و نفوذ، مسوولیت هم همراه است.» پیامی که برای مورینیو ناآشناست؛ رفتاری هم که از او سر زده، هرگز نباید ما را شگفتزده کند.
به یاد میآورم زمانی را که در سال ۲۰۱۹ آنتونیو رودیگرِ چلسی بنا بر ادعا هدف صداهای «میمون» از سوی یکی از هواداران تاتنهام قرار گرفت؛ در دوران بیروح و فرجامناپذیر حضور مورینیو بر نیمکت شمال لندن. مورینیو نتوانست خودداری کند و با حرارتی بسیار بیش از آنچه در مبارزه با تعصب نشان میداد، به «نمایشگری» ادعاییِ بازیکن چلسی تاخت. آن روز هیچ نشانی از اقتدار اخلاقی در برابر «نژادپرستیِ ادعایی» ـ تعبیری که با احتیاط به کار برد ـ دیده نمیشد. او یادآور شد که «فقط یک هوادار» بوده است، وقتی از او درباره پیامش در پرتو رویدادهای آن بعدازظهر پرسیدند.
بنفیکا هم دیروز خود را بیآبرو کرد؛ با انتشار تصویری در شبکههای اجتماعی که میکوشید القا کند وینیسیوس جونیور آنقدر از پرستیانی دور بوده که نمیتوانسته توهینی بشنود. اگر نیازی به اثبات بود، همین کافی بود تا نشان دهد زهرِ مردی چون مورینیو چگونه همهچیز را میآلاید. کیلیان امباپه مقابل خبرنگاران ایستاد و گفت چندین بار شنیده است پرستیانی همان توهین نژادپرستانه را خطاب به وینیسیوس جونیور گفته و برخی بازیکنان بنفیکا هم آن را شنیدهاند. پرستیانی در مقابل، اتهام را رد کرد و گفت وینیسیوس جونیور حرفش را نادرست شنیده است.
تا آن زمان، مورینیو حرفش را زده بود. هنوز در فوتبال جهان باشگاههایی هستند که شیفته اویند و حتی از بازگشت احتمالیاش به رئال مادرید در تابستان پیشِ رو سخن گفته میشود. رویدادهای سهشنبهشب باید بیتردید به این گمانهها پایان داده باشد. او مطرود است؛ ناکام بددهنی که هیچ باشگاه مدرن و صاحباعتباری نباید به او نزدیک شود.
بدون دیدگاه