مسعود جوما مهاجم سابق استقلال ارتباط نزدیکی با انگین فیرات داشت و مرگ ناگهانی این مربی آشنا در فوتبال ایران برای او سخت بود.
به گزارش هفت ورزشی؛ در میان هیاهوی اخبار ناگوار خاورمیانه و تعطیلی لیگها به دلیل جنگ، خبر درگذشت ناگهانی انگین فیرات، سرمربی سابق تیم ملی کنیا و باشگاه النجمه لبنان، شوک بزرگی به جامعه فوتبال آفریقا و آسیا وارد کرد.
در این بین روایت مسعود جوما، مهاجم سابقاستقلال از رابطه عمیق و عاطفیاش با این مربی فقید، ابعاد تازهای از شخصیت فیرات را فاش کرده است؛ رابطهای که فراتر از یک مربی و بازیکن، به یک پیوند پدر و پسری شباهت داشت.مسعود جوما در گفتوگویی احساسی، از روزهایی پرده برداشته که مصدومیت شدید آشیل پا، او را ۱۱ ماه از میادین دور کرده بود. در حالی که بسیاری از مربیان بازیکنان مصدوم را فراموش میکنند، فیرات هر روز با او تماس میگرفت.
جوما میگوید: «او در سختترین روزهای زندگیام مثل یک پدر کنارم بود. وقتی ۱۱ ماه خانهنشین بودم، حتی یک روز هم مرا فراموش نکرد. مدام تماس میگرفت و روحیهام را حفظ میکرد. او به تواناییهای من ایمان داشت و همین اعتماد بود که مرا دوباره به مستطیل سبز برگرداند.»لحظات پایانی زندگی فیرات در فرودگاه ترکیه، در حالی سپری شد که او و جوما در حال فرار از شرایط بحرانی لبنان بودند. جوما با بغض از آخرین مکالمهشان میگوید که فیرات در آن لحظات هم دست از شوخی برنمیداشت.
او به تیپ و لباسهای جوما گیر داده بود و با خنده میگفت: «چرا اینطور لباس پوشیدهای؟ نکند مدل شدهای و ما خبر نداریم؟» فیرات با همان لبخند همیشگی و خوشبینی مفرط، به بازیکنانش قول داده بود که جنگ به زودی تمام میشود و آنها دوباره در ترکیه دور هم جمع خواهند شد؛ غافل از اینکه این آخرین دیدار آنها در این دنیاست.
احساسیترین بخش صحبتهای جوما به عمق غمی برمیگردد که پس از شنیدن خبر فوت فیرات تجربه کرده است. او که به گفته خودش فردی بسیار خویشتندار است، اعتراف کرد که آخرین باری که برای مرگ کسی گریه کرده، به سال ۲۰۰۸ و زمان فوت مادرش برمیگردد. او میگوید: «بعد از ۱۸ سال، مرگ انگین فیرات دوباره چشمان مرا خیس کرد. او برای من فقط یک مربی نبود، او پناهگاه من در فوتبال بود.
وقتی خبر را شنیدم، بیاختیار زار زدم؛ چون کسی را از دست دادم که من را در بدترین شرایط باور داشت و مسیر زندگی حرفهایام را تغییر داد.»حالا مسعود جوما باید بدون حضور پدر فوتبالیاش به مسیر خود ادامه دهد؛ مربیای که حتی در آخرین ثانیههای زندگیاش در فرودگاه، به فکر ساختن تیمی قدرتمندتر برای روزهای پس از جنگ بود.
بدون دیدگاه