تیم ملی فوتسال ایران در حالی توانست تیم ملی فوتسال نوپای عربستان را با نتیجه 2 برصفر شکست دهد که با طراوت و تماشایی بازی نکرد!
به گزارش هفت ورزشی، سال هاست فوتسال در ایران با گذشته متفاوت شده و دریبل های کشویی، یک پا دو پا، دریبل قابلمه ای یا رد شدن یک مقابل یک را نمی بینیم و شاهد یک بازی قدرتی و سرعتی هستیم.
واقعا چه شب هایی بود شب های ماه رمضان پایتخت و چه تیم هایی با چه نفراتی با هم مسابقه می دادند.
بازیکنانی که از تیم ملی می آمدند و مغلوب گل کوچک بازهای قهار تهرانی می شدند!
امیر سیاه، جمشید هزارپا، جمال مرغی و حسین پله که به مراتب تکنیکی تر از مهدی ابطحی، وحید شمسایی و محمدرضا حیدریان اسطوره های فوتسال ایران بودند اما در گمنامی و سایه ماندند.
با این وجود بچه های قدیمی پایین شهر تهران هرگز آنها را از یاد نخواهند برد.
باز هم یادش به خیر! دهه شصت، دهه تب بیرقیب فوتبال گل کوچیک است. این پدیده امروزه کمکم رو به انحطاط است اما در دهه شصت مهمترین اتفاق ورزشی هر محلهای برگزاری جامهای گل کوچیک بود. بهخصوص در شبهای رمضان. گل کوچیک در دهه پنجاه در تهران پا گرفته بود و پدیده توپهای پلاستیکی و سپس ابتکار دو لایه کردن آنها یک توپ نسبتا سنگین قابل کنترل با سرعت زیاد روی آسفالت را در اختیار بازیکنها قرار میداد.
لذت بازی با توپهای دولایه برای علاقهمندان فوتبال گل کوچیک با هیچ پدیده دیگری قابل رقابت نبود. کم کم فنون خاصی هم در این رشته اختراع شد و همین پشتوانه گل کوچیک بود که موجب شد سالها بعد ایران در فوتسال بلافاصله به یک مدعی جهانی بدل شود. بسیار فراتر از جایگاه فوتبال ایران در جهان!
تب فوتبال گل کوچیک تا اواخر دهه هفتاد به زندگی خود ادامه داد و پس ازآن به یک موجود نباتی بدل شد؛ موجودی که به مشتی بازیکن کم استعداد دل بسته و حوصله بر شده است!
شاید برخی بگویند فوتسال دنیا عوض شده و دیگر نمی توان با دریبل های متوالی و حرکات تکنیکی تماشاگران را به وجد آورد چون تاکتیک های دفاعی تیم ها چنین اجازه ای نمی دهد اما…
بی تعارف این فوتسال نیمه جان که به کما هم رفته است زیبا و تماشاگرپسند نیست. چرا؟
دلیل آن را باید در مرگ فوتبال گل کوچک و پایان فوتبال خیابانی به ویژه در تهران جستجو کرد.
بدون دیدگاه