اعتراض به داوری در فوتبال ایران موضوع تازهای نیست، اما آنچه پس از دیدار استقلال خوزستان و استقلال تهران رخ داد، نشان داد که چگونه یک نقد فنی میتواند با انتخاب نادرست واژهها، به حاشیهای پرهزینه و غیرقابل دفاع تبدیل شود.
به گزارش هفت ورزشی، شکست استقلال خوزستان برابر استقلال تهران، اگرچه از نظر فنی میتوانست در چارچوب یک اعتراض معمول داوری بررسی شود، اما اظهارات پس از بازی مدیرعامل این باشگاه، ماجرا را از زمین فوتبال به حوزهای حساستر کشاند؛ جایی که نقد فنی جای خود را به قضاوتهای جنسیتی داد.
بهنام ابوالقاسمپور پس از پایان مسابقه، در واکنش به تصمیمات داوری، بهویژه نقش داوران حاضر در اتاق VAR، لحنی تند و غیرمتعارف در پیش گرفت. محور اصلی انتقادات او نه صرفاً تصمیمات داوری، بلکه جنسیت دو داور زن حاضر در این مسابقه بود؛ اظهاراتی که با واکنش سریع کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال همراه شد و حالا مدیرعامل استقلال خوزستان باید ظرف ۴۸ ساعت توضیحات رسمی خود را ارائه دهد.
فارغ از اینکه صحنههای مورد اعتراض از اعلام کرنر منجر به گل گرفته تا ادعای خطا و پنالتی توسط اغلب کارشناسان داوری مردود اعلام شدهاند یا به دلیل محدودیت تصاویر، قابل قضاوت قطعی نبودهاند، مسئله اصلی جای دیگری است. حتی اگر فرض را بر اشتباه داوران بگذاریم، آیا ورود به کلیشههای جنسیتی و زیر سؤال بردن صلاحیت حرفهای افراد صرفاً به دلیل زن بودن، قابل دفاع است؟
واقعیت این است که داوران زن حاضر در اتاق VAR، نه تنها از مجوزهای رسمی داخلی برخوردارند، بلکه سابقه قضاوت در رقابتهای معتبر آسیایی و بینالمللی زیر نظر AFC و FIFA را در کارنامه دارند. حضور آنها در لیگ برتر مردان نیز نتیجه سالها آموزش، ارزیابی و رایزنی رسمی بوده؛ نه یک تصمیم نمایشی یا سلیقهای.
فوتبال جهان سالهاست این مسیر را طی کرده است. قضاوت زنان در مسابقات مهم فوتبال مردان از لیگ قهرمانان اروپا تا جام جهانی دیگر یک اتفاق عجیب یا استثنایی نیست. در چنین فضایی، بازگشت به این پرسش که «آیا داور زن فوتبال را میفهمد یا نه»، بیشتر از آنکه نقد فنی باشد، یادآور نگاههای کهنهای است که سالها مانع رشد فوتبال زنان شدهاند.
نکته مهمتر آنجاست که داوران، مطابق قوانین موجود، حق پاسخگویی رسانهای ندارند. این یعنی وقتی اتهامی با بار جنسیتی مطرح میشود، طرف مقابل حتی امکان دفاع از خود را هم ندارد؛ موضوعی که مسئولیت مدیران و چهرههای رسمی فوتبال را در انتخاب واژگان و لحن، دوچندان میکند.
در نهایت، اعتراض به داوری حق طبیعی هر تیم و مدیری است اما مرز باریکی میان نقد حرفهای و تخریب تبعیضآمیز وجود دارد. عبور از این مرز، نه به اصلاح داوری کمک میکند و نه به فوتبال؛ بلکه تنها حاشیهای میسازد که هزینهاش را اعتبار فوتبال ایران میپردازد.
در نهایت این سوال پیش میآید که چرا این افراد با چنین نگاهی در فوتبال سمت دارند و باید متذکر شد که داوران حق مصاحبه در چنین مواردی را نخواهند داشت.
بدون دیدگاه