منو

دسته‌بندی‌ها
×
شناسه خبر: 81648
۳۰ دی ۱۴۰۴ - ساعت: ۱۳:۲۲

پیروز قربانی: می نویسم و امضا می کنم/ سرمربی استقلال شوم هر سال جام می گیرم!

پیروز قربانی: می نویسم و امضا می کنم/ سرمربی استقلال شوم هر سال جام می گیرم!

شگفتی بزرگ هفته شانزدهم لیگ برتر را تیم بی ادعای فجرسپاسی خلق کرد و توانست با نتیجه 2 بر یک پرسپولیس را شکست دهد.

به گزارش هفت ورزشی، بدون کوچک ترین تردیدی عنوان سرمربی هفته لیگ برتر ایران تعلق می گیرد به؛ پیروز قربانی!

سرمربی استقلالی تیم فجرسپاسی که در فصل جاری نشان داده است پتانسیل بزرگی در عرصه مربیگری را دارد.

پیروز قربانی بازیکن و کاپیتان سابق استقلال حالا در فجرسپاسی می درخشد و خودنمایی می کند.

برخلاف عرف معمول، گفت و گو با دوست قدیمی خودم “پیروز قربانی” را از بازی با پرسپولیس آغاز نکرده و با سرمربیگری در استقلال سر صحبت را باز کردیم که…

 

پیروز قربانی همین الان و در حال حاضر به سرمربیگری در استقلال فکر می کند؟

 

واقعیت را بخواهید …(پس از مکثی کوتاه) آخر چه بگویم؟!

 

جواب کلیشه ای نمی خواهم آقا پیروز!

 

اتفاقا نمی خواهم جواب کلیشه ای بدهم اما دوست هم ندارم بروم یک مدت در استقلال کار کنم و بعد سوخت شوم!

 

منظورت این است که دو یا سه سال دیگر سرمربی استقلال شوی و الان زود است؟

 

اتفاقا برعکس! من نمی گویم زود است چون خودت هم می بینی آوراژ سنی مربیان باشگاهی در همه دنیا پایین آمده است. یک زمانی مربیان تیم های مختلف باشگاهی بالای 60 یا حتی 65 سال بودند و خیلی به ندرت یک مربی 40 یا حتی 45 ساله در دنیای فوتبال مشاهده می شد اما امروز فضا عوض شده است. مربیان موفق باشگاهی در اروپا حدود 40 سال سن دارند چراکه این عرصه وقت، انرژی و حوصله فراوانی می خواهد.

 

پس چرا فکر می کنی اگر به عنوان سرمربی به استقلال بروی سوخت می شوی؟

 

واقعیت این است که باشگاه استقلال به سرمربی جوان و ایرانی فرصت لازم را نمی دهد. پای سرمربی ایرانی و جوان خود نمی ایستد و به همین خاطر با یکی دو باخت یا نتیجه نامناسب تصمیم به اخراج می گیرند.

 

چنانچه شرایط فراهم باشد حاضری این مسوولیت را در استقلال بر عهده بگیری؟

 

شک نکنید! من همین الان هم در خودم می بینم بتوانم سرمربی استقلال شوم اما باید زمان لازم داده شود.

 

 مثل همان زمان 3 ساله ای که در بدو سرمربیگری امیر قلعه نویی در استقلال به او دادند تا در سال سوم این تیم را قهرمان لیگ برتر کند؟

 

نه! من 3 سال وقت نمی خواهم. می نویسم و امضا می کنم اگر استقلال یک سال پای من بایستد، هر سال برای این تیم جام خواهم گرفت.

 

( به شوخی) جام حذفی؟!

 

اتفاقا قهرمانی درلیگ برتر راحت تر از جام حذفی است. شما در لیگ برتر فرصت جبران شکست یا اشتباه را دارید درحالی که جام حذفی تک بازی است و جام شگفتی هاست. من نمی خواهم از خودم بی دلیل تعریف و تمجید کنم اما برای رسیدن به این نقطه زحمت کشیده ام. از جنوب شهر تهران تا باشگاه استقلال و دانشگاه و بعد هم مربیگری دویده ام. اگر حرفی می زنم بی دلیل نیست و الان هم می گویم می توانم اما این فرصت به پیروز قربانی باید داده شود.

 

باشگاه استقلال این فرصت را به پیروز قربانی می دهد؟

نمی دانم اما من بچه استقلال هستم. در استقلال پا گرفتم و رشد کردم و شعار هم نمی دهم. اهل فضای مجازی یا چاپلوسی و این حرف ها هم نبوده ام. گذشته و طبقه ام هم مشخص است و باور نمی کنید روزی چند ساعت کار می کنم؟ زحمت می کشم چون برای خودم هدف مشخصی دارم.

 

چرا یکی دو بار مصاحبه کرده و گفته بودی هنوز زود است سرمربی استقلال شوم؟

 

من نگفتم زود است بلکه منظورم این بود به موقع ورود بزنم. شما زمانی باید وارد باشگاه استقلال شوید که از حمایت همه جانبه باشگاه و حتی هواداران مطمئن شوید. یک نکته را نمی دانم درست است یا نه، باید بگویم!

 

 بفرما؟

 

شما در زندگی هم باید زمانی و جایی ورود کنید که طالب داشته باشید. من زمان استراماچونی هم می توانستم به استقلال ورود کنم ولی شرایط را مناسب ندیدم. شاید اگر آن زمان به استقلال می رفتم سوخت می شدم چون مربی ایرانی و جوان در فوتبال ایران حمایت نمی شود.

 

به خاطر دارم یک زمانی دستیاری یک مربی بزرگ در سپاهان به تو پیشنهاد شد و با خود من صحبت کردی. اتفاقا گفتم این پیشنهاد را قبول کن اما جمله ای گفتی که هنوز به خاطر دارم:” می خواهم سرمربی شوم نه نفر دوم و سوم!”

 

( با شوق و اشتیاق بیشتر) در خودم می دیدم که می توانم نفر اول باشم. هر کسی یک شخصیتی دارد و شاید روحیات من با کار کردن تحت هر شرایطی سازگار نیست. خودم را خوب می شناختم و به همین خاطر پاسخ منفی دادم. نمی توانستم دستیاری باشم که فقط تأیید کنم و چه بسا رفاقت من با آن سرمربی هم به هم می خورد.

 

رفتی و از لیگ های پایین تر و حتی تیم هایی شروع کردی که پول نداشتند و حتی اسم هم نداشتند؟!

 

تجربه بسیار خوبی بود. به نظر من هر مربی باید لیگ دسته اول را تجربه کند چون فضای خاصی دارد. سینمایی ها یک اصطلاح جالبی دارند و می گویند یک بازیگر یا هنرپیشه موفق باید خاک صحنه را خورده باشد. منظور ازخاک صحنه همان کار در تئاتر است که خیلی به یک هنرپیشه در ادامه راه و حتی سینما کمک می کند. معتقدم مربیگری در لیگ های دسته اول یا حتی دوم فوتبال می تواند پیش نیاز مربیگری در لیگ برتر باشد. البته که دو فضای متفاوت دارد اما تجربه بسیار بسیار (دوبار تکرار می کند) مفیدی است.

 

در لیگ های پایین تر داوری ها ضعیف تر است، خبری از کمک داور ویدیویی نیست. درگیری، حاشیه و جنجال بیشتر است و …

 

دقیقا جنگ است! ازقضا همین فضای درگیری و تنش و سختی است که کمک می کند یک مربی رشد کند. اگر همه چیز فراهم باشد و یک مربی بیاید لقمه آماده را تحویل بگیرد نه قدرآن را می داند و نه می تواند خودش را بالا بکشد. این کارزار لیگ های پایین تر و فضای متفاوت آن است که مربیان را آبدیده تر می کند. اغلب مربیان موفق ما از لیگ های پایین تر شروع کرده اند و آهسته اما پیوسته به جایگاه کنونی رسیده اند.

 

پیروز قربانی یک فوتبالیست تحصیلکرده است. من می دانم اهل کتاب و سینماست و خیلی فیلم باز است. این آدم در نشست های خبری و مسابقات تیمش روحیه متفاوتی را به نمایش می گذارد و یک مربی جنگجوست. چرا؟

 

دلیل آن مشخص است و فوتبال یک جنگ است. فوتبال شوخی و فانتزی نیست. یک سرمربی اگر شور و شوق و انرژی یا به قول عوام حال نداشته باشد نمی تواند تیمش را برای پیروزی تهییج کند. سرمربی یک تیم، کاپیتان و همه بازیکنان باید چنین روحیه ای داشته باشند تا موفق شوند. من همیشه سعی می کنم حرف هایی بزنم که تیم خودم را بالا بکشم.

 

اما این جمله که “فجرسپاسی باید سال بعد سهمیه آسیا بگیرد!” فشار اضافی روی دوش خودت و بازیکنان نمی گذارد؟

 

شاید این طور باشد اما من گفتم و توضیح هم دادم که برنامه سه ساله داریم و دو سال آن طی شده است. منظورم این بود که اگر بمانم باید سهمیه آسیا بگیریم. من همیشه دوست دارم فکر بازیکنانم بزرگ باشد. فکر همکارانم در کادرفنی بزرگ باشد حتی اگر به قول تو بار و فشار اضافی روی دوش خودم بگذارد.

 

گاهی هم در نشست های خبری با خبرنگاران جرو بحث می کنی؟

 

( می خندد) خودت حداقل می دانی چقدر با خبرنگاران رفیق و راحت هستم. خدا ناصراحمدپور سردبیر سابق خبرورزشی را بیامرزد که بسیار هم دوستش داشتم و ارتباط ما خیلی گرم بود. الان هم دوستان خبرنگار زیادی در تهران و همین شیراز دارم اما این چالش هاست که نشست های خبری و اصولا فوتبال را جذاب تر می کند.

 

شاید تعجب کنی که باید این مصاحبه از بازی و پیروزی بزرگ فجرسپاسی برابر پرسپولیس شروع می شد اما با خودم گفتم تابوشکنی کنم و سووال آخر را اول بپرسم. حالا کمی هم درباره بازی با پرسپولیس صحبت کنیم. موافقی؟

 

در خدمتم!

 

من قبل از شروع بازی در تحریریه گفتم که بازی با فجرسپاسی آن هم در شیراز برای پرسپولیس بسیار سخت است. خودت هم بعد از تساوی یک بر یک بازی رفت در نشست خبری گفتی در شیراز حتما پرسپولیس را شکست می دهید! از کجا این پیش بینی را می کردی؟

 

به این خاطر چنین حرفی زدم چون در بازی رفت هم برد توی مشت ما بود. ما در دقیقه 13 گل زدیم و عقب هم نکشیدیم. در آن بازی تا دقیقه 93 پیروز بودیم که ناگهان روی تیزهوشی علی علیپور غافلگیر شدیم و گل مساوی را خوردیم. خیلی بعد آن بازی افسوس خوردم چون می دانستم شایسته 3 امتیاز بودیم. به همین خاطر گفتم در شیراز پرسپولیس را شکست می دهیم و حتی در همین بازی هم دیدید دو بار به تیر دروازه پرسپولیس زدیم و فرصت های خوب دیگری هم به دست آوردیم که از دست دادیم.

 

خریدهای زمستانی شما هم خوب بودند و مهدی شریفی حتی گل پیروزی شما را زد؟

 

در نشست خبری هم گفتم که همه بازیکنانم خوب بودند. برای مهدی شریفی خوشحالم که با گل برگشت و بقیه بچه ها هم خودشان را بار دیگر به فوتبال ایران ثابت کردند. به همه بازیکنانم خسته نباشید و دست مریزاد می گویم.

 

خیلی دوست دارم یک روز بنشینیم و فارغ از فوتبال درباره سینما، هنر هفتم و خیلی مسائل دیگر گپ بزنیم و…

 

به امید خدا! ممنونم که تماس گرفتی و خوشحال شدم.

 

مهدی یکتا
مهدی یکتا
نویسنده

📢 مهم‌ترین اخبار


اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

ورزشی | مونا ثریابین با لباس ملوان بندر انزلی