پرسپولیس در روزی که میتوانست صدرنشین لیگبرتر شود با یک شکست بدهنگام به تهران بازگشت.
به گزارش هفت ورزشی، بازی که شروع شد تصوراتی که نسبت به پرسپولیس داشت ناگهان فروریخت.
تیم پرسپولیس تحت فشار پرس بازیکنان دونده فجرسپاسی از همان شروع مسابقه ناتوان بود. اشتباه عجیب سرلک و از آن بدتر سوتی کنعانیزادگان و براجعه خیلی زود نزدیک بود کار درست پرسپولیس بدهد. هرچند این اتفاق رخ نداد و شوت مسعود ریگی با اختلاف کمی بیرون رفت، اما مقاومت خط دفاعی پرسپولیس فقط 8 دقیقه دوام داشت.
گلی که پرسپولیس از فجرسپاسی دریافت کرد مملو از اشتباه و بیمسئولیتی بود. ارسال کرنر روی شش قدم و مغلوب شدن یعقوب براجعه در جنگ هوایی باعث شد مهاجم فجر ضربه را بزند و رضا شکاری و پورعلیگنجی که باید یکی از آنها شهابی بازیکن حاضر روی تیر دوم را میگرفت تنها تماشاگر بودند.
حدود شصت دقیقه بعد پرسپولیس دوباره دروازهاش باز شد. اینبار هم یک فاجعه در بازی دفاعی. بازیکنان فجر توپ را از سمت راست خودشان و چپ پرسپولیس به سمت دروازه میآورند. میلاد محمدی به راحتی فریب بازیکن صاحب توپ را می خورد و از سر راه برداشته میشود، سروش رفیعی در پرس و فشار روی بازیکن صاحب توپ کاملا ضعیف عمل میکند، توپ به بازیکن فجر در گوشه هجده قدم میرسد، جایی که پورعلیگنجی و اورونوف در ظاهر برای دفاع آمدهاند اما هر دو بازیکن همزمان نمیتوانند مانع ارسال توپ شوند. پاس ارسالی آرام از مقابل کنعانیزادگان و نیازمند عبور میکند، مهدی شریفی مهاجم فجر سر میرسد و از مقابل عنایتزاده که معلوم نیست آنجا انتظار چه چیزی را دارد توپ را وارد دروازه میکند.
اوسمار ویرا در پایان مسابقه در حالی که ناراحت بود گفت: ” تیمی که میخواهد قهرمان شود نباید اینگونه بازی کند.” اما به سرمربی برزیلی پرسپولیس میتوان گفت تیمی که در لیگبرتر بازی میکند نباید چنین گلی بخورد.
پرسپولیس در حالی در این بازی نمایش قدرتمندی نداشت که اردوی خوبی را در روزهای ملتهب! در کشور قطر برگزار کرده بود. این تیم هرچند خروجیهایی داشت اما ایگور سرگیف را در خط حمله به خدمت گرفت و ستارههایش را هم حفظ کرد.
پس چه اتفاقی برای پرسپولیس افتاده است؟ تیمی که تا قبل از این مسابقه دستکم بهترین عملکرد دفاعی را داشت چگونه ناگهان یکی از ضعیفترین بازیهای دفاعی را به نمایش گذاشت.
با اینکه پرسپولیسیها در این فصل بیشتر تمرکزشان روی جذب مدافع کناری بوده و ناموفق هم بودهاند اما به نظر میرسد این تنها نقطه ضعف بزرگ تیم نیست.
خط میانی پرسپولیس عملا قدرت لازم برای بیرون آوردن تیم از فشار و بازیسازی برای مهاجمان را ندارد. اوسمار از دو بازیکن در هافبک میانی استفاده میکند: سروش و سرلک. معلوم نیست چه بلایی سر میلاد سرلک آمده که حتی 10 درصد چیزی که در سالهای اخیر برای پرسپولیس بوده هم نیست. سروش رفیعی با وجود تلاش و دوندگی اما انگار برای بازی در پست 8 باید حداقل ده سالی جوانتر میبود.
اما یکی از مشکلاتی که پرسپولیس چه روی گلهای خورده و چه در از دست دادن فرصتهای گلزنی داشت عدم مسئولیتپذیری لازم بود. در همان دقیقه 15 نیمه اول امین کاظمیان از سمت راست نفوذ کرد و توپ را برای اورونوف فرستاد اما مهاجم ازبکستانی که میتوانست این توپ را تبدیل به پاس کند یا ضربه دقیقتری بزند، عین یک بازی تمرینی به توپ ضربه زد.
روی گلهای دریافتی نیز مجموعهای از بازیکنان کماثر، ناامید و بیتفاوت را میبینیم که حتی میزان جدیت و تلاششان را در حد بازیهای درون تیمی هم نیست.
نوع ضرباتی که علیپور و عالیشاه روی دو فرصت طلایی در نیمه دوم به توپ داشتند، مجموعهای از تمام این مشکلات را در خود داشت.
پرسپولیس در روزی که میتوانست صدرنشین لیگبرتر باشد، نه تنها باخت که آمار مثبت عملکرد دفاعیاش را هم از دست داد.
بدون دیدگاه