بیتردید عطا بهمنش نویسنده، روزنامهنگار، کارشناس، مفسر، تاریخشناس ورزشی و گزارشگر حرفهای و ستارهای درخشان در تاریخ ورزش ایران است.
به گزارش هفت ورزشی، «آقای تختی ضمن تبریک به حضرتعالی از پیروزیتون بر قهرمان ژاپنی، استدعا میکنم که…
آخه اجازه بدین که… به نام…
هیچ اشکالی نداره، من فقط میخوام که شما دو تا کلام صحبت کنین، هیچ اشکالی نداره… با اینکه خسته هستین چیزه…
خسته نیستم، کشتیهام بعد کشتی…
نمیخواد چیزی بگین، فقط برای مردمی که جریان کشتی مارو از اینجا میشنون یه درودی بفرستین فقط.
من تعظیم عرض میکنم خدمت مردم…
متشکرم!»
آنچه خواندید تنها صدای گرانبها و به جای مانده از مصاحبه رادیویی عطا بهمنش با شادروان غلامرضا تختی است. مردی که با صدای جادویی و کلام شیرین خود کاری میکرد که گویی شنوندگان و طرفداران ورزش، در ورزشگاه یا سالن مسابقه حضور دارند و از نزدیک آن دیدار را تماشا میکنند.
استاد بهمنش اولین گزارشگر تاریخ فوتبال ایران نیز به شمار میرود. او در کنار یکی دو تن از گزارشگران موفق آن دوران پای ثابت گزارشهای فوتبال بود و بازیهای مهم تیم ملی به او سپرده میشد.
مرحوم بهمنش، شجرهنامه نهتنها فوتبالیستها بلکه تمام ورزشکاران را داشت و به راحتی میتوانست به شما بگوید پای علی پروین برای اولین بار کی و کجا به توپ خورده است. لحظهای که پای پروین به توپ خورده شب بوده یا روز یا…!
استاد بهمنش در دنیای کشتی اما یک پدیده شگفتانگیز بود و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان هنوز هم کسی نتوانسته است جای او را بگیرد.
گزارشهای حیرتانگیز او در بخش کشتیهای جامهای جهانی و بازیهای المپیک (هر کدام شش دوره و در طول نزدیک به 30 سال در پیش از انقلاب) و خصوصا عبدالله موحد را باید شنید تا اوج ظرافت، مهارت و هیجان را درک کرد.
او آنچنان در کار خود خبره بود که انگار یک مربی تمامعیار کشتی است و به نظر میرسید همچنان استاد محمدرضا شجریان تمامی 400 و اندی گوشههای موسیقی سنتی ایران را تک به تک میشناسد، عطا بهمنش نیز 400 و اندی فن و ضد فن و بدلهای کشتی را تک به تک (و حتی فراتر از مربیان تیم ملی) میداند.
امروز که میبینیم گزارشگران کشتی به جای گزارش فنی و اسم بردن از فنون کشتی و با شناخت حریفان خارجی از اصطلاحات دمدستی و پیش پا افتاده استفاده کرده و آنقدر آن را تکرار میکنند که مشمئزکننده به نظر میرسد، جای خالی استاد بهمنش بیشتر احساس میشود.
استاد بهمنش که هیجان اضافی و بیهوده به کشتی نمیداد و به موقع و بجا چاشنی احساس را به گزارش خود میافزود و حتی رشتههای دیگر را هم گزارش میکرد.
هنوز که هنوز است مردم ورزشدوست ایرانی فراموش نکردهاند استاد بهمنش چگونه برخی مسابقات مهم محمدعلی کلی، بوکسور پرآوازه آمریکایی را نیز گزارش میکرد.
این گزارشها آنچنان اعجابانگیز بود که مردم را در زمستانها با دو متر برف وادار میکرد تا ساعت 5 صبح به قهوهخانه و خانههایی که تلویزیون در آن وجود داشت بروند.
نکته قابل تأمل از این استاد بیبدیل ورزش ایران آن که او همچنان که در گزارشگری رادیو و تلویزیون یک فرد خارقالعاده بود، در حرفه روزنامهنگاری هم یک فرد چیرهدست به شمار میرفت.
بهمنش نویسندگی را از دی ماه 1330 در مجله ورزشی «نیرو و راستی» که توسط منیر مهران و منوچهر مهران منتشر میشد آغاز کرد و همکاری خود با آن نشریه را تا هنگام تعطیلی در سال 1337 ادامه داد.
بهمنش همچنین در سالهای 1333 تا 1337 در نشریه «امید ایران» نیز مینوشت و پس از آن نیز از نویسندگان اصلی هفتهنامه کیهان ورزشی به شمار میرفت و با نشریاتی همچون روزنامه اطلاعات، گلبانگ، روزنامه ری و تا اواسط دهه 80 با ایران ورزشی نیز همکاری داشت.
از او علاوه بر مقالات، گزارشها و یادداشتهای مختلف ورزشی، چندین کتاب ورزشی نیز به یادگار باقی مانده است. روحش شاد و یادش گرامی باد…
بدون دیدگاه