سال هاست فوتبال خیابانی، گل کوچک و البته بازی در زمین های خاکی پایتخت به خاطره ها پیوسته است.
به گزارش هفت ورزشی، کم نیستند کسانی که معتقدند فوتبال تهران از زمانی دچار نزول شد که تیر دروازه های کوچک و همین طور زمین های خاکی از پایتخت جمع شد و جای خود را به چمن های مصنوعی و مدارس پولکی فوتبال داد.
یکی از این افراد حمید درخشان است که چندی پیش ضمن اشاره به خالی شدن تیم پرسپولیس از بازیکنان تهرانی به ما گفت: یک زمانی دردهه 60 در تیم پرسپولیس یا ترکیب اصلی آن حتی یک بازیکن شهرستانی نبود چون واقعا در تهران به وفور فوتبالیست پیدا می شد. من منکر توانایی بازیکنان شهرستانی نمی شوم اما در آن دوران و زمان جنگ تحمیلی عراق، به ندرت پیش می آمد بازیکنی بتواند از شهرستان به پیراهن پرسپولیس برسد.
او با حرارت بیشتری ادامه داد: فوتبال محلی در زمین های خاکی آن دوران رونق زیادی داشت و در همه محله ها به ویژه جنوب شهر تهران، زمین خاکی دیده می شد. من هم مثل همه بازیکنان آن دوران از زمین های خاکی پایین شهر تهران شروع کردم و به تیم مزدا، تیم ملی جوانان و پرسپولیس رسیدم. نسل امروز باور نمی کند اما رقابت در زمین های خاکی بسیار داغ و حتی به اندازه مسابقات رسمی و جام باشگاه های تهران اهمیت داشت. بچه ها از کودکی و نوجوانی به زمین های خاکی رفته و با بزرگ ترها تنه به تنه می شد و دقیقا به همین خاطر هم ترس آنها می ریخت. آن زمان اگر من 17 ساله در بازی رسمی وارد زمین می شدم استرس نمی گرفتم چون قبل از آن در زمین های خاکی با بزرگ ترهای محل خودمان یا محل های دیگر بازی کرده بودم.
ستاره خط میانی تیم ملی و پرسپولیس در دهه 60 همچنین یادآوری کرد: بسیاری از استعدادیاب ها و حتی مربیان باشگاهی برای پیدا کردن بازیکن به زمین های خاکی در نقاط مختلف تهران سر می زدند. این افراد با دلسوزی و بدون چشمداشت مالی و مادی چنین کاری کرده و به فوتبال این مملکت خدمت می کردند و… امروز دیگر نه اثری از استعدادیاب ها و مربیان مانده و نه حتی زمین های خاکی که فوتبال ملی ما را هم تغذیه می کرد. جالب آن که اغلب بازیکنان مطرح و بزرگ استقلال و پرسپولیس هم حتی در زمان عضویت در این دو تیم، باز در زمین های خاکی محل خود یا محل های دیگر بازی کرده و همین حضور آنها مشوق خوبی برای کودکان و نوجوانان علاقمند به فوتبال بود.
از حمید درخشان درخواست کردیم خاطره ای از بازی در زمین های خاکی تعریف کند که با خنده ای بلند گفت:” علی پروین خودش از زمین های خاکی رشد کرده و به بازوبند کاپیتانی تیم ملی و پرسپولیس رسیده بود. او بچه عارف بود و بارها و بارها بازیکنان تیم پرسپولیس را برای بازی با بچه محل هایش به زمین خاکی یخچالی در حوالی میدان خراسان می برد. پروین مشکلی با بازی کردن ما در زمین های خاکی نداشت اما همیشه تأکید می کرد در روزهایی که پرسپولیس تمرین دارد در زمین خاکی بازی نکنیم. آن دوران هفته ای سه روز تمرین می کردیم، سه روز استراحت داشتیم و یک روز هم مسابقه می دادیم. منظور پروین این بود که در سه روزی که نه تمرین داریم و نه مسابقه، در زمین های خاکی می توانیم بازی کنیم اما من یک کاری کردم که هنوز خودم بابت آن هنگ هستم! تیم محله ما دقیقا روز مسابقه رسمی پرسپولیس با تیمی از محله دیگر در زمین خاکی بازی داشت. آن بازی سراسر کُری خوانی بود و بچه محل ها از من خواستند حداقل یک نیمه بازی کنم و بعد بروم سر بازی پرسپولیس! آن روز من در رودربایستی بچه محل هایم ماندم، 45 دقیقه بازی کردم و وقتی 3 گل زدیم و جلو افتادیم به ورزشگاه آزادی رفتم و خودم را به بازی پرسپولیس رساندم. اتفاقا خیلی هم خوب بازی کردم و هم گل زدم و هم به ناصرمحمدخانی پاس گل دادم. چیزی هم به علی آقا نگفتم و پروین هم متوجه بازی کردن من در زمین خاکی نشد!”
بدون دیدگاه